سفارش تبلیغ
صبا
سفارش تبلیغ
صبا
شمشیرها بخوابید، دعوا سرلحاف است!

پیغمبران آمده اند تا گردن کلفتهای جامعه، مفت خورهای جامعه ،زالوصفتان جامعه، استثمارگران جامعه، زراندوزان جامعه، بی دردان و بی غمان مرفه جامعه راسر جای خود بنشانند و مستضعفان، محرومان و پابرهنگان را به حقوقشان برسانند.(1)
زمانیکه مردم به دور علی(ع) ریختند و به مثابه رمه گوسفندان اطراف وی جمع شدند(2) تا عزت بیعتش را برای خود تمثیل سازند و بر عدالتش گردن نهند، ایشان بخوبی می دانست که دیر زمانی نخواهد گذشت و کسانی که حکومت بر مردم را جزء آرزوهای خویش قرار داده و از این رو هر کدام رفیق خود را به حساب نمی آورد(3)، تاب عدالت را بی تاب کرده و عنان صبر ازکف برون داده و از تساوی حقوقشان با پابرهنگان و زاغه نشینان خشمگین گشته و بیعت خویش را فراموش خواهند نمود. به همین دلیل می فرمود:"برای بیعت با من دستم راگشودید ولی من آن را بستم و باز دستم را کشیدید ولی آن را بستم و نگاهش داشتم، آنگاه بر من هجوم آوردید و مثل شترهای تشنه که وقت آب خوردن به آبگیرهای خود هجوم می برند تا در اثر ازدحام بند کفش رها شد...و اشخاص ضعیف زیر دست و پا رفتند."(4)

علی(ع) راست می گفت، چرا که، تا شمشیر عدالت علی(ع) بلند شد شکم های برآمده از حرام کنارهم جمع شدند و علی(ع) تنها ماند، بیعت کنندگان با دست علی(ع)، دست عدالت علی(ع) را بستند وعلی(ع) کشته عدالتش شد.

اقلیت اشرافی ومرفهین بی درد در طول تاریخ عدالت را خانه نشین می کنند_چنانچه علی(ع) را خانه نشین کردند_ و تیغ تیز عدالت را کُند، تا رانت های اقتصادی وسیاسی خود را توجیه کنند. و گرنه عدالت علی با کاخ نشینی سرسازگاری ندارد.

به هرحال تا بوده عدالت زیر تیغ اصحاب زَر زور و تزویر مظلومانه ذبح شده. روزی شیخ فضل الله را بالای دار بردند سوت و کف زدند، روزی مدرس را سَم دادند، روزی یاران دورغین به حضرت روح االله جام زهر دادند. تا پیرجمارانی پر کشید و سید خراسانی پرچمدار عدالت شد و باز همان قصه ی تلخ مظلومیت علی(ع).

در سال 68 با علی زمان بیعت کردند، اما چه زود اهل کوفه شدند و علی را تنها گذاشتند. هنوز بوی جنگ و شهادت در کشور موج می زد، هنوز فریاد جنگ فقر وغنای حضرت روح الله در گوش مردم مانده بود، مردم با قناعت، ساده زیستی و ایثار خو گرفته بودند که عده ای خسته و پشیمان از بیعت با عدالت، تکنوکرات شدند وشمشیر اشرافیت را از رو بستند.

تا جاییکه در سال 69رییس جمهور وقت گفت: "اظهارفقر وبیچارگی کافی است واین رفتارهای درویش مسلکانه وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است، زمان آن رسیده است که مسئولین به مانور تجمل روی آورند."

از آن روز انقلابیون خسته و پشیمان استارت ستیز علنی با عدالت را زدند، مانور تجمل کار خودش را کرد. ذائقه مردم کاملا دگرگون شد، ساده زیستی وقناعت به زهد فروشی وتظاهر به تقوا تعبیر می شد، امت با خانه های ساده جای خود را به خان های مذهبی با ویلا های مجلل دادند، توسعه اقتصادی لیبرالی، عدالت اقتصادی علی را ذبح کرد. برج ها وآسمانخراش های چشم نواز قدبرافراشتند تا نگاه کسی به حلبی آباد ها وزاغه نشین ها نیفتد. کیش وقشم منطقه عمیلاتی "مانور تجمل" شدند. فقرا و مستضعفین زیر چرخه های قدرت وثروت اشرافیت له شدند. به راستی گچ هم گچ های قدیم که روی سیاهی با افتخار می نوشت: "انقلاب مال کوخ نشین هاست" اما از وقتی خط فقر را با ماژیک وایت برد می کشند با یک اشاره پاک می شود.

در این میان تجدیدنظر طلبان بیگانه با عدالت که راه را هموار دیدند، از پس آزادی، سرعدالت را بیخ تا بیخ بریدند تا کسی فریاد عدالتخواهی سرندهد و موجب سلب آرامش آقازاده ها در سواحل لندن نشود. عدالتخواهی را با برچسب تندروی محکوم کردند تا عزیزدلمان دنبال "حاکمیت دوگانه"، "مذاکره با آمریکا"، "هواپیمای شخصی"، "ویژه خواری"و"زمین خواری" باشد.

شام است و تیغ خورشید زندانی غلاف است    شمشیر ها! بخوابید دعوا سر لحاف است
آن سو یکی که با گرگ سرگرم گاو بندی ست    این سو یکی که با خود مشغول ائتلاف است
شعر سفر مخوانید شاعر اسیر زلف است          از کربلا مگویید حاجی در اعتکاف است
مردان همیشه مردند آماده نبردند                     آری ولی نه امشب امشب شب زفاف است
در همین دوران بود که علی زمان امام خامنه ای(مدظله العالی) همانند پدرانشان مظلومانه فریاد عدالت سر دادند تا خواب را براشرافیت فراری از عدالت آشفته کنند. امام خامنه ای حاکمیت بدون عدالت را نامشروع خواندند و دربیانی فرمودند:" «مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت خواهى است. این پایه مشروعیت ماست."(5)

علمدار عدالت یک تنه در برابر اسلام اشرافیت ومرفهان بی درد ایستاد تا اینکه در سال80 در پیامی هشت ماده ای خطاب به روسای سه قوه صراحتا فرمودند:" به مسئولان خیرخواه در قواى سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد، به نوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است". در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضى دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهى نباید استثنا شود." و این هشدار نشان از مظلومیت عدالت و عدالتخواهان می داد. اما کار به جایی رسید که امام امت فرزندان دانشجوی خود را در پیامی تاریخی در 6/8/81 به مطالبه جدی عدالت فراخواند. ایشان در این پیام با ذکر این نکته که:" امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل کشور مسئله‏ى عدالت است." همگان را دوباره به امر مهم و حیاتی عدالت متوجه کردند.و دانشجویان را حامی اصلی گفتمان عدالت خواندند.

روح جنبش دانشجویی با محافظه کاری ومصلحت اندیشی ها ی موهوم در پارادوکس است و دانشجو نمی تواند نسبت به فقر و فساد و تبعیض بی تفاوت باشد. دانشجویان به عنوان قشرفرهیخته وچشم تیزبین جامعه بدلیل دوری از تعلقات اجتماعی وسیاسی باید پرچمدار جنبش عدالتخواهی باشد. و در راه عدالتخواهی نیز از سیاسی بازی های رایج پرهیز کنند.

امام خامنه ای در این پیام تاریخی تاکیدی دوباره بر مطالبه عدالت توسط دانشجویان کردند و این پیام صریح و حکیمانه سرمنشاء حرکتی نو و باشتاب در میان نسل جوان دانشجوی انقلابی وعدالتخواه شد. چرا که " دانشجوى جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاى مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعى و پر کردن شکافهاى طبقاتى به چشم یک آرزوى بزرگ و بى‏بدیل مى‏نگرد.

این احساس و انگیزه در دانشجو پر ارج و مبارک است. و مى‏تواند پایه‏ى قضاوت ها و برنامه‏هاى عملى او براى حال و آینده باشد. اگر عدالت - عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت - آرزو و آرمان و هدف برنامه‏ریزى‏هاست، پس باید هر پدیده‏ى ضد عدالت در واقعیات کشور مورد سؤال قرار گیرد ."

ایشان با رهبری داهیانه خود خطر عدالت ستیزان صاحب قدرت وثروت را گوش زد کردند و از دانشجویان مطالبه عدالت را خواستار شدند:" مسابقه‏ى رفاه میان مسئولان، بى‏اعتنائى به گسترش شکاف طبقاتى در ذهن و عمل برنامه‏ریزان، ثروت‏هاى سر برآورده در دستانى که تا چندى پیش تهى بودند، هزینه کردن اموال عمومى در اقدامهاى بدون اولویت، و به طریق اولى در کارهاى صرفاً تشریفاتى، میدان دادن به عناصرى که زرنگى و پرروئى آنان همه‏ى گلوگاه هاى اقتصادى را به روى آنان مى‏گشاید، و خلاصه پدیده‏ى بسیار خطرناک انبوه شدنِ ثروت در دست کسانى که آمادگى دارند آنرا هزینه‏ى کسب قدرت سیاسى کنند. و البته با تکیه بر آن قدرت سیاسى اضعاف آنچه را که هزینه کرده‏اند گرد مى‏آورند. اینها و امثال آن نقطه‏هاى استفهام برانگیزى‏ست که هر جوان معتقد به عدل اسلامى ذهن و دل خود را به آن متوجه مى‏یابد و از کسانى که مظنون به چنین تخلفاتى شناخته مى‏شوند پاسخ مى‏طلبد. و همچنین در کنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضایى عملکرد قاطعانه براى ریشه‏کن کردن این فسادها را مطالبه مى‏کند. "

و این حرکت مستقل عدالتخواه در جنبش دانشجویی با هدایت های امام خامنه ای اکنون توانسته است گفتمان انقلاب وعدالتخواهی را دوباره احیا کند. از این روست که اکنون دانشجویان در شرایط حاضر باید بیش از پیش به طرح مطالبات اساسی مستضعفین و استقرار عدالت در همه شئون بپردازد. چرا که مانند پیام هشت ماده ای رهبر معظم انقلاب رو به مسئولین، این پیام امام خامنه ای خطاب به دانشجویان نیز هم اکنون به روز است و تاریخ انقضاء آن نگذشته است. و هنوز هم پا برهنگان و مستضعفین این برپادارندگان واقعی انقلاب، در مظلومیت به سر می برند و ما باید "برای احقاق حقوق فقرا در تمام جوامع بشری تا آخرین قطره خون خود دفاع کنیم."(6)

اگر امروز علی زمان، دانشگاهیان را مکلف می کند که مطالبه عدالت را در صدر مطالبات جنبش دانشجویی قرار دهند، بدان دلیل است که راه مولا علی علیه السلام زنده تر گشته و مخالفینش جرأت عرض اندام بخود ندهند.

اکنون در پرتو عدالتخواهی جنبش دانشجویی نباید گذاشت خواب به چشمان زمین خواران بیاید، نباید گذاشت عده ای به نام ولایت ولایتمداران را حذف کنند، نباید گذاشت طلبه عدالتخواه سیرجانی تنها بماند، نباید گذاشت آقازاده ها با پول بیت المال در لندن خوش بگذارنند، نباید گذشت شورای تمام شهر بشود شورای بالاشهر، نباید گذاشت فتنه گران لباس مقدس روحانیت را خدشه دار کنند.

امروز دانشجویان به عنوان افسران گوش به فرمان نائب الامام سید علی خامنه ای(حفظ الله) گفتمان عدالت را جهت ظهور حضرت ولی عصر(روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه) محقق و عملی خواهند ساخت.

”یک لحظه از درخواست و مطالبه عدالت کوتاهی نکنید ؛ این شان شماست .جوان و دانشجو و مومن شانش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه این فکر هم با همه وجود، خودم هستم و امروز بحمدالله نظام هست".(7)

 

منابع:

1. بیانات مقام معظم رهبری

2. برگرفته از سخنان حضرت امیر در خطبه معروف به شقشقیه، نهج البلاغه.

3. برگرفته از سخنان حضرت امیر در خطبه 148، نهج البلاغه.

4. قسمتی از فرمایش حضرت امیر در خطبه 220 نهج البلاغه

5. بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اعضاى هیأت دولت، 5/6/1382

6. صحیفه ی نور، ج15، ص279

7. بیانات مقام معظم رهبری در دانشگاه شیراز 14/2/87

لینک این مطلب در http://www.seratnews.ir/fa/pages/?cid=12796  و

http://jahannews.com/vdciwpaz3t1a532.cbct.html

http://edalatkhahi.ir/archives/2010/11/11/%d8%b4%d9%85%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d8%b2-%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%aa/7258

http://tanews.ir/index.php?option=com_flexicontent&view=items&cid=83&id=3290&Itemid=62

 http://www.ravayat.ir/shownews.asp?c=0&id=11222

http://www.fsrbasij.com/index.php?option=com_content&view=article&id=447:2010-11-11-16-55-09

http://www.mofidnews.com/index.php?page=desc.php&id=142&tab=weblog

پی نوشت: تیترش رو عوض کردم.


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 89/8/19ساعــت 10:9 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
وزوایی، فاتح لانه ی نفس

شهید والامقام محسن وزوایی نفر سوم کنکور ریاضی در رشته مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف، اولین کسی بود که از دیوار شیطان بزرگ خود را بالاکشید. این فاتح لانه جاسوسی آن زمان که از دیوار سفارت شیطان بزرگ بالا رفته بود، همان بالای دیوار دغدغه‌ها داشت و آنطور که دوستانش نقل می‌کنند گفته بود:((بالای دیوار احساس کردم بچه‌ها بعدها2 دسته می‌شوند؛ آنهایی که از دیوار پایین می‌پرند و سقوط می‌کنند و آنهایی که از این دیوار نیز بالاتر می‌روند.))
وزوایی و دیگر دانشجویان بعدها همنشین ستارگان شدند و به خیل شهدا پیوستند اما عده‌ای هم هنوز در حال سقوط از دیوار سفارتند و با این سقوط آزاد، عجبا که خود را فاتحان اصلی لانه می‌دانند.

آنها که شهید شدند و ماندند، فاتح نفس خود بودند ودر این اشغال، اسناد جاسوسی شیطان نفس را افشا کردند.

پشیمانان از خط امام که زمانی از دیوار سفارتخانه بالا می رفتند، این بار بهتر است از دیوار نفس خود بالا روند و با شیطان بزرگتری که در وجودشان لانه کرده به مبارزه برخیزند. باید لانه نفس خود را فتح کنند چرا که مطئنا در این فتح اسناد مهمی به دست می آید. اگر روزی از جاسوسخانه شیطان موجود در وجودشان بالا روند مهم ترین سندی که کشف می کنند، "حب دنیا" است.

"پیرو خط امام"، چه دانشجو باشد و چه مشغول به هر کار دیگری، آمریکا را شیطان بزرگ و دشمن خود می‌داند و این وسط آنها که دست دوستی به خصم داده‌اند، پیرو خط امام نیستند.

امروز اسناد توطئه منافقان جدید برای همه رو شده است، منافقان جدید یا باید از دیوار نفس خود بالا بروند یا چاره ای جز ادامه ی سقوط به سمت جهنم ندارند. چرا که هرکسی سعادت محسن وزوایی را ندارد تا از دیوار سفارتخانه هم بالاتر برود وفاتح واقعی لانه جاسوسی شیطان بزرگ بشود.

"این امت باید بداند از بزرگترین خطراتى که انقلاب را تهدید مى کند، آفت نفوذ خطوط انحرافى در خط اصلى انقلاب یعنى همانا خط امام است؛ پس خط امام را دنبال کنید و امام را تنها نگذارید که نمى گذارید. شما امت مسلمان ایران در تاریخ جهان نمونه هستید."(قسمتی از وصیت نامه شهید محسن وزوایی)

...............................

پی نوشت:

1. خلاصه متن فوق رو در نشریه غریو منتشر کردیم. لطف کنید و حتما نظر دهید.

2. دوستان عزیز دست از مسائل فرعی بردارید، به خدا ما خیلی مسائل مهمتری داریم.

3. با نزدیک شدن به سفر حج عاشورایی، تپش فلبم بیشتر شده... یعنی میشه ما هم فاتح نفس خود بشویم...شاهچراغی رفت و ماجاماندیم، ما مدعیان صف اول بودیم/از آخر مجلس شهدا را چیدند

4. بدجوری بوی محرم میاد...حسین حسین حسین...زینب...کربلا...


+ نوشته شـــده در یکشنبه 89/8/16ساعــت 10:15 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
نقدی بر سه ضلع جنبش دانشجویی

سالهاست که مقام معظم رهبری)مدظله العالی) بر عدالتخواهی قشر دانشجو به عنوان یک اصل مهم تاکید می کنند ،ودر تمام سخنان خود با دانشجویان، عدالتخواهی ومطالبه از مسئولان را از وظایف مهم دانشجویان می دانند.

که در این راستا حرکات رو به جلو و مفیدی نیز انجام شده که رهبر معظم انقلاب در دیدار با تشکل های دانشجویی در تاریخ 25/7/85 ثمره تلاش های دانشجویان بر عدالتخواهی ومطالبه را روی کارآمدن دولت نهم با شعارها و گفتمان عدالتخواهی دانستند و تاثیر آن را بر جهت گیری های مردم ،انتخابات مردم ،شعارهای مردم ،گزینش های مردم قابل توجه دانستند.

اما این پایان راه نیست و آرمان های این انقلاب جهانی با چند حرکت تمام نمی شود و باید در فکر تشکیل حکومت جهانی برای  زمینه سازی ظهور منجی عالم بشریت باشیم که عدالت علوی تنها با حکومت آن مصلح واقعی اجرا خواهد شد.

اما فضای جنبش دانشجویی در این راه دچار آفت های فراوانی شده که این آفت ها را در سه گروه کلی به نقد می نشینیم :

 -1در فضای جنبش دانشجویی شاهد سیاسی شدن و جناح بازی ها هستیم که موجب دور شدن از آرمانهای انقلاب شده است.

عدالتخواهی در جهت رسیدن به منافع حزبی ،تشکلی ،جناحی ،سیاسی یک آسیب جدی بر بدنه جنبش دانشجویی است. روح جنبش دانشجویی با محافظه کاری ،انفعال ،مصلحت پرستی در پارادوکس و تناقض است.جنبش دانشجویی به معنی آرمانخواهی به دور از محافظه کاری ،به دور از مصلحت پرستی وسیاست زدگی است ،ونباید دچار انحراف از این مسیر شود.

مقام معظم رهبری در این رابطه فرمودند : "جوانان و دانشجویان همواره به قله های آرمانی نگاه کنند تا برآیند آرمانگرایی آنها و چالش مسئولان با مصلحتها ، به نتیجه معتدلی منجر شود".

همانطور که رهبرمعظم انقلاب فرمودند آرمانخواهی وظیفه دانشجویان و مصلحت اندیشی وظیفه مسئولان است.پس نباید در مصلحت های موهمی از آرمان های خود دور شویم.

متاسفانه در فضای دانشجویی بعضی از تشکل ها با عناوین گوناگون تبدیل به یک پایگاه برای حزب سیاسی مورد نظر شده اند.

که این امر دستمایه سیاستمداران ،و احزاب شده است تا در جهت منافع حزبی خود از دانشجویان به عنوان ابزار استفاده کنند.

ورود جنبش دانشجویی به بازی های سیاسی منجر به عدالتخواهی ،آرمانخواهی فقط در جهت منافع حزبی می شود ،حال اینکه دانشجویان باید فارغ از هرگونه وابستگی به افراد،احزاب ،جناح ها ومسئولان به مطالبه و عدالتخواهی به دور از محافظه کاری در جهت آرمانهای انقلاب بپردازد.نه اینکه فریاد خود را برای منافع شخصی یا سیاسی گروهی بزند.

  -2از سوی دیگر برخی از دانشجویان که خود را به بی خیالی زده اند و همیشه با شعار های تکراری از قبیل :"به من ربطی نداره ،ولش کن ،درست نمی شود"و... خود را از روحیه دانشجویی و آرمانخواهی دور کرده و همیشه به فکر مسائل شخصی هستند و اصلا توجهی به اوضاع جامعه و اطراف خود نمی کنند. این افراد که به شدت دچار روحیه ی محافظه کاری منفعلانه شده اند همیشه نق میزنند که چرا اوضاع خوب نیست اما خود نیز کاری نمی کنند.

مقام معظم رهبری در شیراز به ما دانشجویان فرمودند :"عدالتخواهی شأن شما دانشجو هاست و یک لحظه از درخواست ومطالبه عدالت کوتاهی نکنید."

این افراد می گویند دینت را حفظ کن ،درسَت را بخوان و دیگر هیچ.

آیا قرآن کتاب زندگی به ما نمی گوید :"خداوند سرنوشت هیچ قومی وملتی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند".

مگر امام(ره)نفرمودند:"اگر کسی دین را از سیاست جدا بداند خدا،رسول و ائمه معصومین را تکذیب کرده است".و در جای دیگر تاکید کردند که:":تردیدی نیست که نغمه ی جدایی دین از سیاست از سوی دشمنان اسلام است؛زیرا اسلام دینی است که با سیاست آمیخته است".

تحرک و نشاط لازمه ی جنبش دانشجویی است پس بهتراست از این حالت خلسه آور خارج شویم و با شجاعت و صداقت پا در این میدان بگذاریم و نگذاریم افرادی تمام سرمایه های این انقلاب عزیز را به باد بدهند و گلوگاههای اقتصادی کشور را به ناحق پر کنند.

 -3در سوی دیگر افرادی در غالب کانون ها وانجمن های خود به فعالیت می پردازند و به زعم خود کار فرهنگی می کنند.

با برپایی جشن ها ،نمایشگاه ها ،نشریات ضعیف و آبنباتی،مسابقات ومراسمات کلیشه ای فعالیت می کنند که اتفاقا انسان های بسیار خوبی هم هستند.

اما من چند سئوال از این عزیزان دارم :آیا این فرهنگی که شما از آن دم می زنید همان فرهنگ انقلابی حضرت امام(ره) است یا فرهنگ دین فقط در حوزه  مسائل شخصی است ؟

آیا سکوت در زمانیکه رهبر انقلاب می فرمایند" هر پدیده ی ضد عدالت باید مورد سئوال قرار بگیرد جایز است؟"

آیا اسلام ناب امام(ره) فقط همین بود یا سخنان آن مرد بزرگ تاریخ را فراموش کرده ایم که فرمود:" نگذارید اسلام رفاه و تجمل ،اسلام التقاط ،اسلام سازش و فرومایگی ،اسلام مر فهین بی درد ،اسلام ملا های کثیف درباری و در یک کلام اسلام آمریکایی به جای اسلام پابرهنگان ،اسلام فقرای دردمند ،اسلام ائمه هدی و در یک کلام اسلام ناب محمدی تفسیر گردد".

آیا این فرهنگ روحیه انقلابی و استکبار ستیزی را تقویت می کند یا موجب تساهل وتسامح می شود؟

آیا این نوع فعالیت روحیه آرمانی دانشجویان را تقویت می کند یا موجب انزوا می شود؟

آیا این کارهای به اصطلاح فرهنگی منتج به عدالت اجتماعی ،مبارزه با مفاسد اقتصادی ،مطالبه گری می شود یا نتیجه اش  فقط پرداختن به دعا و رفتن به سوی انزوا طلبی خواهد شد؟

آیا به سخنان مقام معظم رهبری گوش می دهیم؟ که "عدالت شعار اصلی و هدف بزرگ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی بوده و هست".ویا "جمهوری اسلامی که جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامی هدف و فلسفه ای ندارد".

آیا سیاست جزو فرهنگ و دین ما نیست که کاری به آن ندارید؟مگر حضرت روح ا... (قدس سره)نفرمود:"دیروز مقدس نما های بی شعور می گفتند دین از سیاست جداست .سیاست برای همه قشرها تکلیف است.مگر حضرت آیت ا... خامنه ای (مد ظله العالی)نگفتند:"خدا لعنت کند کسی را که می خواهد دانشجوی ما را غیر سیاسی جلوه دهد."

آیا آرمان های انقلاب جهانی خمینی را فراموش کرده و یا در همین حد بسنده می کنیم.خود بنیانگذار انقلاب فرمود:"جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان ،بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم".وما هنوز در فکر یک جشن یا مسابقه کلیشه ای هستیم.

آیا فکر می کنید اکنون یک حکومت کاملا اسلامی داریم و هیچ جای ایرادی نیست؟

آیا فکر می کنید جنگ تمام شد و با خیال راحت به زندگی خود ادامه بدهیم ؟مگر امام خمینی(ره) نگفت:"امروز جنگ حق و باطل ،جنگ فقر و غنا ،جنگ پابرهنگان و مرفهین بی درد شروع شده است".؟

آیا این فرهنگ موجب ترویج امر به معروف و نهی از منکر به مردم و به مسئولان می شود یا فقط می گویید باییم خوب باشیم؟

آیا اسلام فقط همین پوسته ظاهری است یا اینکه امام(ره) می گویند:"این از تبلیغات همان شیطان بود که می خواستند قشر اسلام را ،صورتش را نگه دارند وماها مشغول به همین صورت ها باشیم و محتوا نباشد و کارهایشان را انجام بدهند.محتوای اسلام که مهمش اسلام قیام ا... ،نهضت ا... ،جلوگیری از ظلم ظالمین ،از ستم ستمکاران ،اجرای عدالت اسلامی است ؛نباشد". "آن مقدسی که خیال می کند کنار نشسته و دخالت در امور اسلامی نمی کند ،او بر خلاف اسلام دارد رفتار می کند".

آیا این فرهنگ حرفی از مبارزه با مفسدان می زند یا تسامح با مفسدان که به تعبیر رهبر عزیزمان نوعی همدستی با مفسدان است را به بار می آورد وترویج می کند؟

آیا اسلام را مانند متحجرین  می خواهیم تفسیر کنیم یا به گفته امام(ره):"باید اسلام را آن طوری که هست ،نه آن طوری که حالا در دست مثلا چهارتا فرض کنید مقدس مآب و فقط کتاب مفاتیح جنان هست و عرض بکنم که اینها باید آن طوری که هست احکام اسلام را معرفی کرد". "اسلام مکتب تحرک است و قرآن کریم کتاب تحرک ،تحرک از طبیعت به غیب ،تحرک از مادیات به معنویت ،تحرک در راه عدالت ،تحرک در برقراری حکومت عدل".

شهید سید مرتضی آوینی :"امام به ما آموخت که انتظار در مبارزه است".

به امید ظهور منجی عالم بشریت

.......................

پی نوشت:

1.مطلب بالا در اوایلی که وارد دانشگاه و کارهای تشکلی دانشجویی شدم نوشتم، والان پس از این سالها وقتی به آن نگاه می کنم، صحت آن را به چشم می بینم.

2.گفتم تا سالگرد پیام آقاست،حیفه مطلبی رو نذارم،اون مطلب پایینی هم که رمز داره، بنابراین این مطلب هرچند قدیمی اما هنوز هم تازه، رو گذاشتم. چرا که هنوز هم عدالت مظلوم است.

3.هرکس در سطح دغدغه هاش کار و فعالیت میکنه، یه نگاهی به کارهامون بیندازیم، یعنی آخر دغدغه ما فقط همینه.

لینک این مطلب در: روایت و مستضعفین


+ نوشته شـــده در جمعه 89/8/7ساعــت 12:38 صبح تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر




مرگ بر آمریکا