سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
حوزه مجازی مهندس طلبه
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
حوزه مجازی مهندس طلبه
آزادی کالای قاچاق نیست!

"آزادی  " مسئله ای است که بشر از آغاز خلقت تا امروز با آن سروکار داشته و بدون آن حیات دیگر معنایی ندارد. موهبت الهی که در تاریخ، انسان های زورگو بواسطه قدرت و ثروت و در پوشش های رنگارنگی از لیبرالیسم تا قداست های خودساخته در قالب دین از توده های مردم سلب کرده اند. اما وقتی این پدیده خطرناک است که عده ای در جهت مقاصد ناپاک سیاسی و اقتصادی به نام دین در نظام های اسلامی آزادی را مذموم و به کلی طرد کنند که خود منجر به طالبانیسم و استبداد دینی خواهد شد  .آنچه از آیات قرآن و متون مکتب تشیع برمی آید، آزادی ارزشی الهی و مقدسی است که از جناب خداوند به انسان داده شده است و هیچکس نمی تواند آن را مخدوش کند. و همچنین مکررا در بیانات و سیره علمی معمارکبیرانقلاب امام خمینی(ره)، رهبرمعظم انقلاب اسلامی امام خامنه ای(روحی له الفداه) و اندیشمندان پایه گذار انقلاب اسلامی مشاهده می شود که آزادی بیان، آزاد اندیشی، انتقاد و نظارت بر مسئولان نظام از ارزش های اصیل انقلاب اسلامی است و ایشان نیز بیشتر از همگان در عمل پایبند به اصول آزادی بوده اند. در ادامه تنها به چند نمونه از هزاران مورد اشاره می کنم تا شاید با بازخوانی این ارزش اصیل کمی غبار فراموشی از آن زدوده باشم  .

"امیرالمؤمنین با خوارج با منتهاى آزادى و دموکراسى رفتار کرد. او خلیفه بود و آنها مردم تحت امرش بودند و هرگونه عمل سیاسى برایش مقدور بود اما او زندانیشان نکرد، شلاقشان نزد و حتى سهمیه آنها را از بیت‏المال قطع نکرد، و به آنها نیز همچون سایرین نگریست. این مطلب در تاریخ زندگى على علیه‏السلام عجیب نیست. اما آنچه که در دنیا بى نظیر است آنکه آنها در همه جا در اظهار عقیده آزاد بودند و باحضرت على علیه‏السلام و اصحابشان به صحبت و گفتگو مى نشستند. طرفین استدلال مى کردند وبه استدلال یکدیگر جواب مى گفتند. شاید این مقدار آزادى ‏بی سابقه باشد، که حکومتى با مخالفان خود تا این درجه، با دموکراسى رفتار کرده باشد  .
گاهی خوارج به مسجد مى آمدند و در سخنرانى و خطابه على علیه‏السلام اشکال ایجاد مى کردند  . روزى امیرالمؤمنین علیه‏السلام بر منبر بود. مردى آمد و سؤالى کرد. على علیه‏السلام فى البداهه پاسخ گفت. یکى از خارجی ها از بین مردم فریاد زد  : "خدا بکشد او را، چقدر دانشمند است". دیگران خواستند متعرضش شوند. امام على علیه‏السلام فرمود: رهایش کنید، او تنها به من دشنام داد  ."(1)

یکی از انواع آزادی هاى اجتماعى، "آزادى بیان" است که همواره مورد توجه امیرالمؤمنین على علیه‏السلام بوده است. ایشان در نامه معروفشان به مالک اشتر چنین مى فرماید: "پاره‏اى از وقت خود را براى نیازمندان قرار بده که در آن وقت خویشتن را براى ایشان آماده ساخته در مجلس عمومى بنشین پس براى خدایى که تو را آفریده، فروتنى کن، و لشکریان و دربانان از نگهبانان و پاسداران خود را باز دار، تا سخنران ایشان بی لکنت و گرفتگى زبان و بی ترس و نگرانى سخن گوید، که من از رسول خدا بارها شنیدم که مى فرمود  : هرگزدر امتی که حق ناتوان، بی لکنت و ترس و نگرانى از توانا گرفته نشود، پاک و آراسته نخواهد شد  ."(2)

در جایى دیگر نیز حضرت علی(ع) از مردم مى خواهد که خیلى راحت و بدون هیچ ترس و هراسى با او سخن بگویند:"با من سخنانى که با گردنکشان گفته مى شود نگویید و آنچه را از مردم خشمگین پنهان کرده اید از من پنهان نکنید  ..."(3)

حضرت امیر(ع)، در دوره حکـومت خـود نه تنها آزادى بیان را محـدود نکرد، بلکه با صـراحت بـر گستـرش ایـن آزادى تاکید ورزیـد و امرمعروف و نهی از منکر را جزء وظایف متقابل امام و امت می دانستند و فرمـودند: آن سان که با جباران سخـن مى گویند با مـن سخـن مگـویید و از مـن پنهان مـداریـد آن چه را از مـردم خشمگین به هنگام خشمشان پنهان مى دارند. هـم چنیـن به چاپلـوسى و تملق با من رفتار نکنید و مپنـداریـد که گفتـن حق بـر مـن گران می آید. بنابراین از گفتـن سخـن حق و یا مشـورت عدالت آمیز خـوددارى مکنید..."(4  )

امام خمینی(ره) نیز از قبل از انقلاب اسلامی بدون هیچگونه واهه و ترسی از متحجرین مقدس نما از آزادی نه به عنوان یک شعار سیاسی بلکه به عنوان یکی از اصول اساسی انقلاب نام می برند، تا جائیکه در نظام اسلامی کمونیست ها نیز در بیان عقاید خود آزاد هستند  . ایشان در پاسخ سوال روزنامه هلندی می  ‎فرماید  : "اسلام پیش از هر دینی و بیش از هر مسلکی به اقلیتهای مذهبی آزادی داده است. آنان نیز باید از حقوق طبیعی خودشان که خداوند برای همه انسانها قرار داده است بهره­مند شوند ما به بهترین وجه از آنان نگهداری می­کنیم. در جمهوری اسلامی کمونیست­ها نیز در بیان عقاید خود آزادند."(5  )

امام خمینی(ره) یک ماه مانده به وقوع انقلاب اسلامی در بیان چگونگی رابطه امام و امت در حکومت اسلامی صریحا بیان می کند که   : "هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد و در غیر این صورت، اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد ـ خود به خود ـ از مقام زمامداری معزول است  ."(6)

آنچه در سیره علمی و رفتاری امام(ره) نیز مشاهده می شود، دقیقا مویّد همین فرمایشات است، که بعد از انقلاب اسلامی نیز مکررا بیان می شود:"اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن. مسئله، مسئل? مهم است. هم? ملت موظفند به اینکه نظارت داشته باشند."(7  )

"شما امروز آزاد ‌هستید. همه برادران و خواهران ما امروز آزادند. و آزادانه انتقاد می‌کنند ‌از دولت. انتقاد می‌کنند ‌از هر چیزی ‌که بر خلاف مسیرشان باشد. و تقاضا می‌کنند مسائل اساسی را ‌از دولت. ‌این نهضت شما را آزاد کرد، و ‌از آن بندهایی ‌که بر ملت بود، و ‌از آن قید و بند‌ها شما را آزاد کرد. الآن آزادانه در اینجا مجتمع ‌هستید، و آزادانه مسائل سیاسی و اجتماعی محل احتیاج ملت را طرح می‌کنید  ".(8)

"اسلام بیش از هر چیزی به آزادی عنایت دارد و در اسلام خلاف آزادی نیست؛ الاّ در چیزهایی که مخالف با عفت عمومی است."(9  )

"در جامعه ی اسلامى همه آزاد هستند تا نظرات خود را بیان کنند و حاکم جامعه اسلامى و زمامداران آن موظفند که به آنها گوش دهند اما این که مى گویند مردم آزادند تا نظرات خود را بیان کنند به این معنى نیست که هرچه مى خواهند بر ضد اسلام و کیان کشور اسلامى بگویند، بلکه آزادند تا حرف حق را بزنند."(10  )

خلف صالح امام(ره)، امام خامنه ای روحی له الفداه نیز در سالهای زعامت پربرکت خود نشان دادند، که به عنوان امام در نظام اسلامی خودشان پرچمدار حقیقی آزادی بوده اند، و دقیقا مانند امام(ره) آزادی بیان را به عنوان یکی از ارزش های انقلاب می دانند: "آزادى فکر و بیان هم یکى از ارزشهاى انقلاب بود. مردم مى خواستند آزادانه فکر کنند  . آن روز، آزادى فکر، آزادى بیان و آزادى تصمیم گیرى هم نبود. مردم این را نمى خواستند؛ مى خواستند این آزادیها باشد  ."(11)

امام خامنه ای روحی له الفداه با نگاهی آزاداندیشانه و دقیق حد و مرز آزادی را تبیین می کنند، و برخلاف بسیاری از مسئولان و سیاسیون تنگ نظر نه تنها از آزادی و نقد نترسیده که اتفاقا آن را از اهداف اصلی انقلاب می دانند و حتی در مرتبه ای بالاتر تمدن سازی را بدون فضای انتقادی سالم ناممکن و یا بسیار مشکل می دانند  : "نباید از «آزادى» ترسید و از  «مناظره» گریخت و «نقد و انتقاد» را به کالاى قاچاق و یا امرى تشریفاتى، تبدیل کرد چنانچه نباید بجاى مناظره، به «جدال و مراء»، گرفتار آمد و بجاى آزادى، به دام هتاکى و مسئولیت گریزى لغزید...بى‌شک آزادیخواهى و مطالبه فرصتى براى اندیشیدن و براى بیان اندیشه توأم با رعایت «ادب استفاده از آزادى»، یک مطالبه اسلامى است و «آزادى تفکر، قلم و بیان»، نه یک شعار تبلیغاتى بلکه از اهداف اصلى انقلاب اسلامى است.من عمیقاً متأسفم که برخى میان مرداب «سکوت و جمود» با گرداب «هرزه گوئى و کفرگوئى»، طریق سومى نمى‌شناسند و گمان مى‌کنند که براى پرهیز از هر یک از این دو، باید به دام دیگرى افتاد...براى بیدار کردن عقل جمعى، چاره اى جز مشاوره و مناظره نیست و بدون فضاى انتقادى سالم و بدون آزادى بیان و گفتگوى آزاد با «حمایت حکومت اسلامی» و «هدایت علماء و صاحبنظران»، تولید علم و اندیشه دینى و در نتیجه، تمدن سازى و جامعه پردازى، ناممکن یا بسیار مشکل خواهد بود."(12)

حضرت آقا روحی له الفداه نیز بر طبق نظریه حقوق و تکالیف متقابل امام و امت در نظام اسلامی، برای هیچکس قداست ساختگی و بت سازی قائل نیستند، و با بیان جملات صریح و روشن متعددی تکلیف همگان را روشن می کنند: "طرف امر به معروف و نهی از منکر فقط طبقه عامه مردم نیستند، حتی اگر در سطوح بالا هم هستند شما باید به او امر کنید، نه اینکه از او خواهش کنید، باید بگویید: آقا! نکن، این کار یا این حرف درست نیست…طرف هرکسی هست- بنده که طلبه حقیری هستم- از بنده مهمتر هم باشد."(13)

"مسؤولان بلند پایه‌ى کشور، قواى سه‌گانه، از خود رهبرى تا آحاد مأموران و مدیران، همه باید پاسخگو باشند؛ پاسخگوى کار خود، پاسخگوى تصمیم خود، پاسخگوى سخنى که بر زبان آورده‌اند و تصمیمى که گرفته‌اند؛ این معناى پاسخگویى است؛ این یک حقیقت اسلامى است و همه باید به آن پایبند باشیم. هر انسان وقتى مى‌خواهد حرفى بزند، اگر بداند در مقابل این حرف باید پاسخگو باشد، یک‌طور حرف خواهد زد."(14)

"از نظر من، هیچ کس مصونیت آهنین ندارد. همه در مقابل قانون و مسئولیتهاى خودشان پاسخگو هستند و باید جواب بدهند."(15)

"هیچ شخص یا نهادى نمیتواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور، خود را از حساب کشى معاف بشمارد."(16)

"امر به معروف و نهى از منکر حوزه‌هاى گوناگونى دارد که باز مهمترینش حوزه مسؤولان است؛ یعنى شما باید ما را به معروف امر، و از منکر نهى کنید. مردم باید از مسؤولان، کارِ خوب را بخواهند؛ آن هم نه به صورت خواهش و تقاضا؛ بلکه باید از آنها بخواهند. این مهمترین حوزه است."(17)

توجه جدی و نگاه به مقوله آزادی بیان از دریچه دین به عنوان یکی از ارزش های اسلام در نظریات پایه گذاران فکری انقلاب اسلامی مانند شهیدمطهری و شهیدبهشتی مشهود است. تا جائیکه شهید مطهری بقای انقلاب را در گروی حفظ آزادی و عدالت می داند. اما متاسفانه اکنون عده ای به این مهم سیاسی نگاه کرده و در جهت اغراض سیاسی خود آن را بکار می گیرند یا ذبح می کنند: "برای تداوم انقلاب اسلامی، هر کس باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و اتفاقا تجربه های گذشته نشان داده است که هر وقت جامعه از آزادی فکری - ولو از روی سوء نیت - برخوردار بوده، در نهایت به سود اسلام تمام شده است...اگر جلوی فکر را بخواهیم بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده ایم.البته باید توجه کرد که برخورد آراء و عقاید، غیر اغوا و اغفال است... آینده انقلاب ما در صورتی تضمین خواهد شد که عدالت و آزادی را حفظ کنیم."(18)

"در آینده هم اسلام فقط و فقط با مواجهه صریح و شجاعانه با عقاید و افکار مختلف است که میتواند به حیات خود ادامه دهد. من به جز آنان و طرفداران اسلام هشدار می­دهم که خیال نکند راه حفظ معتقدات اسلامی جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو می­شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها."(19)

"تفکر باید آزاد باشد. هرمکتبی که به ایدئولوژی خودش ایمان و اعتماد دارد ناچار طرفدار آزادی اندیشه وتفکر است. هر مکتبی که ایمان واعتماد به خود ندارد جلو آزادی اندیشه وتفکر را می­گیرد، میخواهد مردم را در یک محدوده خاصی نگه دارد و نگذارد که تفکر کند یا فکر خودرا بیان کنند."(20)

شهیدمطهری که در کنار افرادی مانند شهید بهشتی مرد میدان های مناظره و آزاداندیشی با مخالفین عقیدتی و حتی مارکسیست ها بود، اعلام می کند هیچکس بجز امام معصوم مصون از خطا نیست و اگر غیرمعصوم در وضع غیرقابل نقد قرار بگیرد خطرآفرین خواهد بود. اما متاسفانه در گذشته و امروز نیز مسئولان و سیاسیونی هستند که با ساکت کردن منتقدین خود و بت سازی عده ای طرفدار متعصب از آنها، اکنون سقوط کرده و یا با ادامه این روند عدم نقدپذیری و سرکوب مخالفین سقوط خواهند کرد: "در نوشته‌های خود هم تصریح کرده‌ام که مراجع فوق انتقاد به مفهوم صحیح این کلمه نیستند، و معتقد بوده و هستم که هر مقام غیر معصومی که در وضع غیر قابل انتقاد قرار گیرد، هم برای خودش خطر است و هم برای اسلام ... ضمن این که مانند عوام فکر نمی‌کنم که هر طبقه در طبقه مراجع قرار گرفت، مورد عنایت خاص امام زمان(عج) است و مصون از خطا و گناه و فسق است. اگر چنین چیزی بود، شرط عدالت بلاموضوع بود."(21)

شهید بهشتی هم که خود در مقام دستگاه قضایی بود، با بیان اینکه انتقاد از همه مسئولان نظام در هردرجه که باشند آزاد است، تصریح می کند احدی را به دلیل انتقاد نمی گذاریم تحت تعقیب و تهدید قرار بگیرد و کسانیکه مانع انتقاد بشوند را منحرف از راه اسلام می خواند. امری که شاید امروز برخلاف تاکیدات حضرت آقا برخی از مسئولان و گروه های مختلف سیاسی تنها بواسطه مطلبی و یا حرفی برآشفته می شوند و با تمام توان خود را مکلف به خفه کردن آن مخالف و یا حتی منتقد خود می کنند: "انتقاد سازنده و دلسوزانه از مسئولان در تمام سطوح برای همه آزاد است... شما مردم ایران مطمئن باشید که ما احدی رابدلیل انتقاد از خودمان یا انتقاد از دست اندرکاران دیگر جمهوری اسلامی به هیچ عنوان نمی گذاریم کسی تعقیب و تهدید کند."(22)

"همه زنان و مردان جمهوری اسلامی ایران اعم از مسلمان و غیرمسلمان در اظهار نظر پیرامون شخصیت و طرز کار مدیران و مسئولان جامعه در هر درجه که باشند آزادند با رعایت این دو شرط که دروغ نگویند و بیاناتشان نصیحت و دلسوزی و ارشاد باشد. هر کس به هر عنوان بخواهد جلوی انتقاد سازنده، یعنی همان امر به معروف و نهی از منکر عمومی اسلام را در این پدیده ی جمهوری اسلامی بگیرد، از راه اسلام منحرف است و به عنوان مسلمان از او بیزارم."(23)

منابع:

1. جاذبه و دفعه علی علیه السلام، ص 143

2. ترجمه و شرح نهج البلاغه، خطبه 155

3. ترجمه و شرح نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه19

4. نهج البلاغه، خطبه216

5. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، صحیفه نور، وزارت ارشاد اسلامی، 1361ش، ج3، ص48

6. 19/10/1357

7. 8/3/1358

8. 12 /4/ 1358

9. 6/2/1358

10. 8/3/1358

11. بیانات مقام معظم رهبرى در خطبه هاى نمازجمعه تهران، 23/2/1379

12. پاسخ به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه در مورد کرسی‌های نظریه‌پردازی16/11/81

13. در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام- 19/4/ 1379

14. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم‌26/1/83

15. بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر22/12/79

16. 10 اردیبهشت‌ماه 1380

17. بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه تهران‌ 25/9/79

18. پیرامون انقلاب اسلامى صفحه 60 و 64

19. پیرامون انقلاب اسلامی، ص 19

20. مجموعه آثار شهید مطهری، ج24، ص123

21. مطهری، مرتضی، پاسخهای استاد بر نقدهایی بر کتاب مسئله حجاب، ص71

22. سخنرانی شهید بهشتی در یزد سال 1359

23. سخنرانی شهید بهشتی پیش از خطبه های نماز جمعه قم در 24 بهمن 1359

 

بازتاب در :

خبرنامه دانشجویان

غریو

حافظ نیوز


+ نوشته شـــده در یکشنبه 93/12/24ساعــت 9:5 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
استراتژی سطل آب!

اشاره: هرچند متن زیر از وحید جلیلی کمی قدیمی است، اما مناسب برای این روزهاست. حتما تا آخر بخوانید و سطل آبی بریزید. ابتدا قسمت اول را در پست قبلی بخوانید...(قسمت دوم)

کارهای ابتکاری و زنجیره ای 

کارهای ابتکاری به خصوص در زمان اوج بحران خیلی معنا دارد و هرچه کار ابتکاری ترو هنرمندانه تر باشد بهتر جواب می دهد (چون زمان عنصرمهمی است). به کار برکت می دهد. مثلاً بعضی کارهایی که در این مدت بچه ها در حوزه ی کارهای گرافیکی کرده بودند، خیلی کارهای خوبی است، به خصوص در حوزه ی کارهای تصویری؛ چون زبان بین المللی است و نیاز به ترجمه ندارد. بعضی پوسترهایی که بچه ها کار کرده بودند، کارهای قوی ای بودند و اندازه ی 10 تا بیانیه و مقاله حرف داشتند، ولی باز هم چون زنجیره ای نبود، اثر کمتری داشت. مثلاً آقای میری در یکی از این پوسترها در پرچم عربستان به جای «لا اله اله الله ...» نوشته بود « رُحَماءُ علی الکفّار، اشدّاء بینهم» با شمشیری که آرم ستاره ی داوود روی دسته اش بود-خب این خیلی معنا دارد- به ویژه که در همه جا فهمیده می شود، به خصوص در جهان اسلام. یک تیم 3-4 نفره وقتشان را بگذارند که این را توزیع کنند؛ لازم نیست وقتشان را از صفر روی فکر و ایده خام بگذارند و بخواهند خودشان از صفر تا صدش را مدیریت کنند...

بحران نیرو

سؤال: الآن این بحران ایجاد شده که همه دغدغه دارند و مایلند برای این کاروقت بگذارند. فردا که فروکش کرد همین آدم ها را نمی توان سرکار نگه داشت، به نظر شما باید چه کرد؟

جواب: خیلی نیازی نیست که سیاهی لشگر جمع کنید. همین شمایی که اینجاهستید، 4-5 نفر هم برای شروع بس است؛ کار درست وکیفی به دنبالش کمیت هم می آورد .

ضمن اینکه یک دلیل اینکه شاید نمی آیند پای کار، این است که در این بحران ها حس می کنند کارشان «نتیجه» دارد، یعنی به عیان سودش را می بینند، و یا به عیان می بینند که اگر نیایند، ضرر اتفاق می افتد. شما اگر می توانید، فضایی فراهم بکنید که بچه ها نتیجه اش را ببینند. مثلاً ما نشسته ایم چنین ایده ای را کار کرده ایم، بعد نگاه می کنیم در دانشگاه الجزایر یا در کشورهای مختلف هم مثلاً همین ایده­ی نام گذاری در یک روز عملی می شود.

جالب است، در یکی از این وبلاگ های غزّه ای نگاه می کردم، یکی از سوئد کامنت گذاشته بود که:« ببین اینجا چقدر آدم هست و... امّا متاسفانه مشکلمان سازماندهی است.» الآن در ایران و در همه جا مشکل همین است.

 در جهان هم اگربشود فعالیت هایی تعریف کرد که خروجی داشته باشد؛ محصول عینی داشته باشد، آن موقع انگیزه ی بچه ها برای کار کردن جدی تر خواهد بود؛ مثلاً 1 یا 2 ماه وقت می گذارند و نتیجه اش را در سطح بین المللی می بینند.

در هر حال آن بحث خواص و عوام باز در خود خواص هم مطرح است؛ یک عدّه باید پیش تازی کنند، بایستند و تلاش کنند و از حرف های نا امید کننده خسته نشوند تا کار به یک جایی برسد. اگر با دو تا حرف ناامید کننده شما بخواهید ناامید بشوید، معلوم می شودکه خودتان هم عمیق نبوده اید.

باید هزینه اش را بپردازند...

مثلاً در جهان عرب یک جریانی هست به نا «تطبیع» به معنی طبیعی کردن. جریان تطبیع در جهان عرب یک جریان خیلی جدی است؛ به معنای طبیعی کردن روابط با اسرائیل، که بسیاری از روشنفکران جهان عرب و رسانه هایشان و شخصیت های سیاسی­شان در این جریان کار می کنند. در مورد همین جریان تطبیع سعی کنید اطلاعات موثّقی گیر بیاورید. در همین جریان غزّه -خب مثلاً خیلی جالب است- که طرف بیاید کل 22روز جنگ را مقاله بنویسد علیه حماس و در دفاع از مبارک. یک فضایی هست که اینها جرئت می کنند چنین وقاحتی به خرج بدهند دیگر. مثلاً عبدالرحمن الراشد که سردبیر الشرق الاوسط است ومدیر شبکه العربیه؛ سران عرب هم ازش پشتیبانی قوی می کنند، کلی آدم را هم دور خودش جمع کرده است. مقاله های الشرق الاوسط را نگاه کنید. یک معاونی دارد به نام طارق حمید که یک فحّاش به معنای واقعی است. از همان روز اول جنگ در مقاله هایش فحّاشی کرده به سید حسن نصرالله، به ایران، به حماس، رسماً! روزنامه النّهار همینطور، القبس همینطور. اینها در جنگ 33روزه هم مواضعشان همین بود. ما باید برای اینها پرونده بسازیم. باید برای آقای الراشد برنامه ریزی کنیم که تا سال دیگر آنقدر اذیت بشود و آنقدر آبرویش برود که دیگر کاملاً حذف بشود از فضای رسانه ای جهان عرب. باید برای اینها پروژه داشته باشیم. باید 200 تا مقاله علیه اش بنویسیم مثلاً. اینها عملی است.

باید برای اینها طراحی بشود. باید همه این ها را بشناسند. اگر این ارتباط ها برقرار شد، مثلاً اعلام می کنیم هر هفته یکی از خائنین به شهدای غزّه را معرّفی خواهیم کرد. لااقل در 20 دانشگاه اصلی جهان اسلام، در تهران، مصر، فلسطین، مراکش، هر هفته یکی از خائنین معرفی بشوند و پرونده شان رو بشود. یک تراکت در تیراژ ده هزار تا در دانشگاه پخش بشود. مثلاً خائن شماره یک: عبدالرحمن الراشد، خائن شماره دو: حسنی مبارک، خائن شماره سه: العُتیبی (نویسنده فلان جا).

اینها می بینند که ضربه می زنند و هزینه اش را نمی دهند و نفع می برند. یعنی ملک عبد الله    می­گوید تو یک مقاله علیه سید حسن نصرالله بنویس، یک ویلا بهت می دهم. همینطوری است دیگر، ساپورت مالی می کنند. می بیند هرچه فحش داده، به غزّه، به حماس، به حزب الله، به ایران، نه تنها ضرری نکرده، بلکه سود هم برده است. خب، شما باید برایش هزینه ایجاد کنید .

در ایران هفتاد میلیونی که اینهمه نیروی حزب اللهی دارد-. چند نفر آمدند در فرودگاه های مختلف کشور؟ از مشهد و بوشهر و رشت و کرمان تا تهران و... یک هفته رفتند شبانه روزی آنجا. حالا بگویند: آقا من هفته­ای نیمساعت وقت میگذارم برای اینکه العربیه را اذیت کنم. هر کدام از اینها بگوید من دو نفر دیگر را هم هماهنگ می کنم. اینها باید گسترده بشود. نه اینکه یک نفر برود آقای مبارک را ترور کند! شما یک لشکر صدهزار نفری، 500 هزار نفری در جهان اسلام تشکیل بدهید که یک تکان معمولی به خودش بدهد، یک موج اساسی ایجاد کند (نه این که یک جماعت 500 نفره که این 500 نفر خودشان را هم بکشند موج ایجاد نشود). جهان اسلام باید از مزیّت نسبی خودش در این عرصه استفاده بکند، که نمی کند. 5/1 میلیارد جمعیت است.

 

استراتژی سطل آب

امام استراتژی اش چه بود؟ می گفت هر کسی یک سطل آب بریزد. شما باید این استراتژی را منتقل کنید. باید به این راهبرد برسید که ما می خواهیم یک کاری بکنیم که هر مسلمانی در هفته نیم ساعت برای فلسطین وقت بگذارد و هزار راه کار داشته باشد. هر کس، هر توانی که دارد. از یک بچه پنج ساله ، شما باید طرح برایش داشته باشید، که مثلا بیا برای غزه نقاشی بکش، تا وزیر ارشادش، تا کارگردان سینما، تا ...

همین استراتژی سطل آب. امام خیلی جمله­ی استراتژیک حکیمانه ای گفته اند؛ با همین یک جمله، هم دشمن را تحقیر کرده اند، هم روش داده اند، هم مزیت نسبی مسلمان ها را یادآوری کرده اند و قدرت مسلمان ها را بهشان نشان داده اند.

هر کسی کار خودش...

مثلاً من یک معلم دبستان هستم در سودان، چه کار می توانم برای حمایت از غزه بکنم؟ باید برای او هم طرح داشته باشید. مثلاً تو برو برای بچه های کلاست مسابقه نقاشی غزه برگزار کن؛ تو هم در مالزی این کار را بکن، تو هم در فیلیپین، تو هم در کانادا. نتیجه اش را هم بیاورید در این سایت. این مثلاً یک موج است، ولی همه باید شریک بشوند. کارهای کوچک و عملی و هدفمند و مستمر تعریف بشود.

هر کس در دانشگاه، هر جا هست، باید به تناسب کار خودش، کار بکند. ما نباید مبارزه را از زندگی عادی جدا کنیم.

مثلاً دانشجوهای فنی بروند توی خط این که خط تولید موشک های دست ساز طراحی کنند، که اگر این ها می خواهند جلوی قاچاق سلاح به غزه را بگیرند، ما مثلاً به یک تکنولوژی نظامی پرتابل برای گروه های پارتیزانی چریکی برسیم. از بچه های برق و و الکترونیک هم بیایند در حوزه جنگ الکترونیک کار کنند. جواب می دهد این کارها. چند تا بچه های شیمی و متالورژی هم بیایند بگویند آقا ما می خواهیم یک چیزی بسازیم که حتی اگر شش سال دیگر هم محاصره طول بکشد، اینها با مثلاً پودر رختشویی هم بتوانند موشک درست کنند.

 از این گرفته تا این که برای دانشجوی زبان اسپانیولی هم طرح داشته باشیم که تو هم این کارها را می توانی بکنی: یک وبلاگ اسپانیولی این طوری بزن، این ها را بگذار روش، برو توی این وبلاگ های اسپانیولی کامنت بگذار و... ولی متأسفانه همه می­خواهند یک کار خیلی گنده ی عظیمی بکنند؛ هیچ کس آن کار را هم نمی کند! یک کاری می خواهیم بکنیم که کارستان باشد. در حالی که کار کارستان همین است، هر کس یک سطل آب بریزد.

این جبهه فرمانده دارد!

هی ما می گوییم: ای رهبر آزاده! آماده ایم آماده! آقا می گویند: خیلی خوب، پیام من این است. باز ما می گوییم: ای رهبر آزاده! آماده ایم آماده!

آقا شیخ الازهر را نام می برند. بعد می بینی از همان کسانی که می­خواهند برای فلسطین خودشان را بکشند، بروند غزه شهید بشوند -چون آقا فرمان جهاد نظامی داده و هیچ کس هم نفهمیده، فقط ما فهمیده­ایم- یک کلمه علیه این شیخ الازهر در این بیست روز در نمی آید. در حالی که خطش را آقا داده است!

به جای این که از بالا یک حرکتی بیاید، همه را سازماندهی کند، یک حرکت از پایین به بالا باید شکل بگیرد. هر کس بر مبنای مزیّت نسبی که دارد، و امکاناتی که در اختیارش هست، یک کاری را شروع کند. بعد این ها به همدیگر خواهند رسید. نه این که اوّل همه جمع می­شوند با همدیگر، بعد انشعاب­ها یکی یکی شروع می شود! البته این نافی این نیست که بچه ها دور هم جمع بشوند؛ ولی یک چیزی باید باشد که این ها دور هم جمع بشوند. چند تا آدم خالی الذهن بنشینند دور هم، خب هیچی از تویش در نمی آید. هزار تا صفر را با هم­دیگر جمع کنی چه فایده دارد؟! 15 هزار تا را جمع کنی...؟! اوّل از صفر بودن باید در بیاییم.

کار کیلویی، کار مثقالی

کار... کار ... کار... فمن یعمل مثقال ذرةٍ خیراً یره. ترازوی زندگی انقلابی، ترازوی دیجیتال است. ما همه مان آدم های باسکول­ایم! کمتر از باسکول، اصلاً در مراممان نیست. باید مثلاً یک کاری انجام بدهیم که ده تن وزنش باشد. مثقالی حاضر نیستیم. نگاه قرآنی، نگاه مثقالی است. شما مثقالی کار کنید، خلوص هم داشته باشید، این جواب می دهد. ما می گوییم: حالا من بروم توی یک وبلاگ کامنت بگذارم؟ یعنی چی!

در هر صورت، یک کار درستِ مدبّرانه­ی بصیرانه­ی خالصانه­ی کوچک، یک دفعه موج بر می دارد و خدا به آن برکت می دهد. ما می خواهیم برای خدا کار بکنیم، ولی به روش های مهندسی! با محاسبات مادّی و عادّی. ما می گوییم: جهاد! خب جهاد، اصلِ اوّلش ایمان به غیب است. ما می گوییم یک کاری باشد که از بای بسم الله تا تای تمت، همه اش را ما محاسبه کرده باشیم. این که شد تفکر مادّی! پس ایمان کجاست؟ توکل کجاست؟ اخلاص جایگاهش کجاست؟ اگر آرمان هایمان از آن جنس است، روش هایمان هم باید آن جنسی باشد. روش ها کاملاً پروژه ای شده، کاملاً مهندسی. محاسبه می کنیم که اگر این کار را بکنیم، آن اتفاق خواهد افتاد. جالب این که محاسباتمان هم، باز جواب نمی دهد! تکلیف­محور نیستیم. می­خواهیم وجدان یا هیجان خودمان را ارضا کنیم، بیشتر از آن که بخواهیم یک کار واقعی انجام بدهیم. مشکل اساسی مان این است.

استفاده از قابلیت ها

شما باید بروید اطّلاعات جمع کنید. مثلاً ترکیه در ماجرای غزه، خیلی از خودش قابلیت نشان داد. چهار تا دانشجو که ترکی بلدند، بسم الله! یک سری توان ها را ما باید به دست بیاوریم. ترک ها بروند متمرکز بشوند، روی ترکیه، روی آذربایجان کار کنند. عربی بلد نیستیم، برویم عربی یاد بگیریم. آنهایی که انگلیسی بلدند، بروند در وبلاگ های انگلیسی­زبان مسلمان های دنیا کار کنند. از اینها خیلی چیزها در می آید.

شما باید یقه­ی وزارت خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات را بگیرید. [مثلاً بگویید:] آقا مسئول میز ترکیه ات را بفرست اینجا، ما یک سری جلسات داریم. مسئول میز ترکیه -کسی که چهار سال، ده سال، در این حوزه کار کرده- مطمئناً یک ساعت حرفِ نابِ کاربردیِ هیجان انگیز برای شما خواهد داشت. یک ساعت ترکیه را برای شما توضیح بدهد. عدالت-توسعه چیست؟، اربکان کیست؟ اردوغان کیست؟ در استانبول چه خبر است؟ در آنکارا چه خبر است؟ دانشگاه هایشان چیست؟ از این ها اطلاعات بگیرید.

تجلیل

بعضی موقع ها شاید شما بتوانید یک لیستی فراهم کنید از مثلاً روشنفکرها و رسانه­هایی که در کشور های مختلف اسلامی در ماجرای غزه عملکرد خوبی داشته اند. بروید از کلّ این ها تجلیل کنید. این ها خودش فضاسازی می کند. در لبنان، این آقای طلال سلمان، یک نفره ایستاده و در مقابل همه­ی رسانه های مشهور جهان عرب شمشیر می زند. یکی این و یکی فهمی هویدی که مواضع نزدیک به حماس و حزب الله دارد. یک «دستت درد نکند» به این ها بگویید. به آقای طلال سلمان بگویید ما مثلاً یک «هفته­ی طلال سلمان» در دانشگاهمان برگزار کردیم؛ چند تا از مقاله هایت را به مردم دادیم، عکست را زدیم همه دیدند، یک نفر از بچه های حزب الله لبنان را آوردیم سخنرانی کرد درباره ی تو -حتی نمی گویم دعوتش کنید که برایتان خرج داشته باشد-.

حرکت تاوان

این حرکت ها باید راه بیفتد. یعنی محسن و مسیئ نباید پیش شما یکی باشد. در پیام دوم آقا هم آمده بود که سرنوشت خائن باید مثل سرنوشت یهود بنی­قریظه باشد؛ که همه شان را گردن زدند. یعنی فضایی ایجاد کنیم که نفرت از این ها، به این حد برسد. حتی اگر حذف سیاسی و فیزیکی هم نشدند، در جهان اسلام واقعاً به این حد برسند. آدمی مثل ملک عبدالله، مثل پادشاه اردن، مثل این مردک حسنی مبارک.

 از این وقیح تر، در کل تاریخ بشر وجود دارد؟ که تا بیستمین روزی که دارند بچه های زیر شش سال را قتل عام می کنند، حالا این چهار تا عرب را هم که می خواهند دور هم جمع بشوند یک چایی بخورند، می گوید حق ندارید چایی بخورید، چون ممکن است این تصوّر ایجاد بشود که شما در ذهنتان یک حمایتی از ملّت غزه هست! مگر این ها چه کار کردند در کنفرانس قطر؟ جمع شدند چایی خوردند و رفتند! تمام تلاشش را کرد که جلسه رسمیت پیدا نکند، و پیدا هم نکرد. این ها در نهایت باید تاوان پس بدهند. عنوانش مثلاً همین باشد: حرکت تاوان. جنبش تاوان در جهان اسلام. باید این را هزینه­مند کنیم. این خط را در هر کشوری ارتباطات داشتید، توانستید هدایت کنید، شارژ کنید، به یک جایی    می­رسد.

باید تاوان ایجاد بشود. خانم شیرین عبادی باید تاوان برایش ایجاد بشود. خود دفتر تحکیم هم همین طور. آن مقاله نویس اسرائیلی، بیانیه نوشته، که آنهایی که می گویند باید هر دو طرف را محکوم کرد، از قاتلین اسرائیلی هم پست ترند (آن اسرائیلی هم لجش گرفته از دفتر تحکیمی ها!). خب، این ها اگر تاوانش را ندهند، اگر آبرویشان نرود، دفعه ی بعد پررو تر می شوند. شما اصلاً یک جشنواره­ی طنز برگزار کنید، فقط برای همین یک بیانیه­ی دفتر تحکیم. یک جشنواره­ی پوستر برگزار کنید. بیانیه­های تشکّل های دانشجویی اروپا را بگذارید کنار همین ها. خود سازمان ملل را که دیگر چیزی از آن نباید باقی بگذارید. 300 تا کودک زیر شش سال کشته شدند. سازمان ملل هم سکوت کرده. شب آخر بان کی مون، رفته تل آویو، ضیافت شام لیونی!!

 تا جایی که می توانید خودتان کار کنید. تا جایی هم که می توانید خط بدهید تشکّل های هم­تراز شما کار بکنند.

مطالبه

اگر در توان شما نیست، مطالبه کنید. از هنرمندها، از رسانه ای ها، از مدیران فرهنگی. مطالبه­ی جدّی کنید. بیست سال است در جمهوری اسلامی فیلم راجع به فلسطین ساخته نشده. (راجع به خیلی چیزها ساخته نشده، مثلاً تاریخ انقلاب. راجع به خیلی مفاهیم ارزشی ساخته نشده، ولی یکی اش هم همین مسأله فلسطین است.) آقای احمدی­نژاد می گوید هولوکاست، خب در عملکرد دولت خودت کو؟ کارهایی که بدنه فرهنگی دولت کرده چه بوده؟« چند تا پوستر زدیم»! پوستر را که بچه های مسجد نازی­آباد هم زده اند! خب پس وزارت ارشاد چه کار می کند؟ سازمان فرهنگ و ارتباطات چه می­کند؟

حج

از حاجی های امسال بپرسید، می گویند ما بیست، سی روز حج بودیم، یک اپسیلون راجع به فلسطین مطلب نشنیدیم، نه از ایرانی، نه از غیر ایرانی. آن وقت جالب این است، بلافاصله بعد از حج، تهاجم غزه اتفاق می افتد. حج، ظرفیت عجیبی دارد. آقای مسئول! چه کار کردی برای مسئله­ی فلسطین در حج؟! آن موقع که اوج محاصره اش هم بود...

مبارک و ملک عبدالله اجازه ندادند امسال هیچ کاروان فلسطینی به حج اعزام بشود. حساب­شده بود. شما این همه ظرفیت عظیم حج را ناکار گذاشتی. این ها باید بیایند جواب پس بدهند. در حج، دو سه ملیون مسلمان حضور دارند. یک اپسیلون از این ها فریاد برنیامد، که همه شان دارند فقط شیطان کوچک را ریگ می زنند. اگر حج­مان واقعا حج بود، چرا بعد از آن، اینچنین اتفاقی افتاد؟

تحریم محصولات اسرائیلی

شما می گویی نستله، دانشجوهای صنایع غذایی، بیایند بگویند ما یک چیزی می سازیم که همه­ی خواص آن را داشته باشد. اسراییلی هم نباشد. بابا ما انرژی اتمیش را ساختیم، این را چه طور نمی­توانیم بسازیم؟! خب این ها مسخره است دیگر! حتی موبایلش. این هم موضوع خوبی است: خودکفایی از صنایعی که به صهیونیسم وابسته اند. همین را جشنواره کنید. فراخوان بدهید، به بحث بگذارید. هر کس در رشته ی خودش پیشنهاد کند. بنده رشته ام شیمی است، می روم یک چیزی اختراع می کنم که مثلاً بمب فسفری را خنثی کند. یا مثلاً یک دفعه اعلام بشود دویست تا پایان نامه ی دانشجویی در دانشکده های فنی و پزشکی و علوم انسانی ایران برای پاسخگویی به نیازهای واقعی ای که در بحران غزه رو شد، دارد انجام می شود یا عناوینش تصویب شده. خود این ها الگو می دهد. خبرش بلافاصله گسترش پیدا می کند. پرس­تی­وی، العالم، بیایند گزارش بگیرند. جنبش نرم افزاری هم هست. جنبش نرم افزاری که فقط حرفهای صدتا یک غاز قلمبه سلمبه راجع به سنت و مدرنیته نیست


+ نوشته شـــده در سه شنبه 93/5/7ساعــت 1:43 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
استراتژی سطل آب!

اشاره: هرچند متن زیر از وحید جلیلی کمی قدیمی است، اما مناسب برای این روزهاست. حتما تا آخر بخوانید و سطل آبی بریزید...(قسمت اول)

انقلاب فلسطین، انقلاب ایران
 مسئله فلسطین در انقلاب اسلامی از همان سال 57 مطرح بوده و از آرمان های مسلم به شمار می­آمده. شاید اولین کسانی که بعد از انقلاب به ایران آمدند رهبران مبارزات فلسطین بودند؛     چهره­های شناخته شده­ی سازمان آزادی بخش مثل عرفات، ابوجهاد و ابوایاد خیلی گرم در انقلاب اسلامی پذیرفته شدند.

 در ابتدای نهضت هم، خود حضرت امام در سال 41 بحث فلسطین را مطرح کردند. باز حتّی دورتر برویم، در دهه ی 20 فعّالیت های شهید نواب­صفوی و آیت­الله کاشانی هم هست. یعنی طی یک جریان ممتدی در تاریخ انقلاب اسلامی و در تاریخ مبارزات دینی ایران به آرمان فلسطین توجه شده است.

 جدای از آن باز بعد از انقلاب چندنقطه­ی عطف وجود داشته؛ از خود انتفاضه­ی اوّل بگیرید تا انتفاضه ی دوم، تا آخرینش که همین جنگ 33 روزه بود. شروع انتفاضه­ی اوّل در فلسطین یک پیوند جدّی با انقلاب اسلامی دارد. در حج هایی که زمان امام برگزار می شد، یک راهپیمایی وحدت وجود داشت و یک راهپیمایی برائت. یک راهپیمایی در مدینه و یک راهپیمایی در مکّه (که خیلی راهپیمایی عظیمی بود). سال 66 که دیگر تصمیم گرفتند این قضیه را جمع کنند، ایران 400- 500 نفر کشته داد و کلّی زن و مرد آن جا شهید شدند. در بین تظاهرکنندگان چند فلسطینی بودند که به دست نیروهای عربستان شهید شدند. بعد وقتی که جنازه آنها در فلسطین تشییع شد، تشییع جنازه­شان منجر به انتفاضه­ی اول شد. یعنی برای اوّلین بار، یک مدل حضور انفجاریِ دینیِ مردمی در انقلاب فلسطین تجربه شد در حالی که قبلاً گروه های چریکی عهده­دار مبارزه در فلسطین بودند. این مدل انقلاب ایران   را در فلسطین اسمش را گذاشتند انتفاضه، یعنی یک انقلاب انفجاری.

می خواهم بگویم انقلاب ایران و انقلاب فلسطین یک پیوندهای این طوری داشته­اند. از اوّلین گروه­هایی که کارهای جهادی اساسی را داخل فلسطین دومرتبه کلید زدند، همین جهاداسلامی بود (قبل از حماس)، که این حرکت ها تحت تاثیر انقلاب اسلامی بودند.

آقای فتحی شقاقی یک دانشجوی پزشکی بود در مصر که به خاطر هواداری از اندیشه های امام به زندان می­افتد. مدّتی در زندان­های مصر زندانی بوده و در آنجا مبانی ایدئولوژیکی­اش را تقویت می کند. بعد می­آید گروهی را تشکیل می­دهد و خط مبارزه­ی دینیِ اسلامیِ نابی در فلسطین شکل می گیرد. از آن طرف هم حزب الله لبنان را داریم که وضعیتش مشخص است و با اسرائیل درگیرمی شود، و نسبت آن هم با اندیشه های امام مشخص است. در هر صورت دیرینه ی ما و به اصطلاح سابقه فعّالیت­های ما در عرصه فلسطین مشخص است.

کار هیجانی، کار پایدار
در هر کدام از این نقطه عطف ها، یک فضایی در ایران به وجود آمده. مثلاً در انتفاضه­ی اول یا دوم یا جنگ 33 روزه یک شور و هیجان و یک التهابی به وجود می­آید و بعد از مدتی سرد می شود. این دفترم را که داشتم ورق می زدم مال سال 80- 79 است که انتفاضه دوم -انتفاضه الاقصی- اتّفاق افتاد؛ که شارون رفته بود و وارد قدس شده بود و مردم درگیر شدند و عده ای شهید شدند و... آن زمان در دانشگاه امام صادق یک سری از بچه ها یک گروهی را تشکیل داده بودند به نام سیف (ستاد یاری فلسطین)؛ خیلی پرشور و شبانه روزی... آن زمان من ابرار بودم. آمدند پیشنهادهایی دادند که ما حتّی روزی یک صفحه مطلب می دهیم. آن زمان 60 پیشنهاد نوشته بودم که در حوزه فلسطین و فعّالیت های دانشجویی و فرهنگی می­شد انجام داد؛ امّا بعد از یک مدتی سرد شد و خوابید و رفت. در ماجرای جنگ 33 روزه که نزدیکترین­اش به ماست، باز همین طور. یعنی دوباره معلوم شد که ما چقدر نیازمند کار فرهنگی در حوزه ی مبارزه با اسرائیل هستیم؛ چه در داخل ایران چه در فضای منطقه­ای و چه در فضای جهانی. در سرمقاله ی سوره خیلی حرف ها زدیم که عملیاتی نکردیم. [آن] سرمقاله، سرمقاله ی خوبی است و شامل استراتژی و راهکار است ولی... .

و باز غزّه پیش می آید و باز از صفر شروع می کنیم، و چون می خواهیم هیجان خودمان را اقناع کنیم، می­آییم دست به یک سری کارهایی می­زنیم که باز اگر بخواهد تجربه دفعات پیش تکرار شود، دوباره افول خواهد کرد. 1سال دیگر، 6 ماه دیگر، 4 سال دیگر، دوباره یک ماجرای دیگر....

پس نکته­ی اول این است که بدانیم که از صفر نمی­خواهیم شروع کنیم. باید بدانیم که اولین کار و ابتدایی ترین کاری که باید انجام دهیم، اینست که یک آسیب شناسی از فضای 20 یا30 سال گذشته داشته باشیم؛ که چگونه است که آرمان فلسطین -که از همان روز شروع مبارزات امام در سال 41، طرح شده و تا اوج پیروزی انقلاب مطرح بوده و مهمترین امواج منطقه ای وجهانی انقلاب در فلسطین و لبنان و در مقابل اسرائیل انعکاس پیدا کرده و یک موقعیت استراتژیک برای ایران در جهان ایجاد کرده – ولی آن موقعی که قرار است یک کاری در این حوزه انجام شود همه ی بچه ها گیج باشند! از فرودگاه شما نگاه کنید تا جلوی سفارتخانه ها، تا دانشگاه های مختلف، قرارگاه هایی که بچه ها درست کردند. می­روی و می­بینی که دوست داند یک کاری بکنند، ولی هیجانشان و شورشان می چربد بر تدبیر و برنامه و استراتژی شان.

پیام رهبری
ما در حوزه ی فلسطین باید بفهمیم که فضای جنگ چه نوع فضایی است. استراتژی هایی که به ذهنم می­رسد باید در این حوزه داشته باشیم، دو چیز است -که در سرمقاله سوره ویژه جنگ 33روزه نوشتم-. ما بحث فرهنگی را به معنای وسیعش دست کم گرفتیم. یعنی همان نکته ای که در پیام آقا هم بود. آقا در همان اوّلین روز که 300 نفر کشته شدند و اوضاع به شدت هیجانی بود، [پیام دادند]. پیام آقا را نگاه کنید، 2-3 فراز مهم دارد. متأسّفانه هیچ کس اصلاً به این ها توجه نمی کند. «آقا پیام جهاد دادند و ما باید برویم شهید بشویم و هرکس به کمتر از شهادت راضی شود پیام را نفهمیده  و...!»

نگاه که می کنید، می بینید آقا یکی به حکام عرب حمله می کنند، یکی به علمای دینی، و یکی هم به روشنفکران و فضای رسانه­ای جهان اسلام. یعنی آقا دارد می بیند آن هایی که دارند آنجا کشته می شوند از اینجا ناشی می شود. یعنی اگر اسرائیل این پایگاهها را در جهان اسلام نداشت    نمی­توانست این طوری کار کند. و بعد شما می بینید که یک­صدم هیجان و مطالبه ای که می رود به سمت این که می خواهیم برویم در جبهه ی نظامی شهید شویم، به عرصه های دیگری که رهبری جهان اسلام گفته نمی آید.

دوپینگ جواب نمی دهد!
این حوزه اتّفاقاً حوزه ای است که همه می توانند در آن کار کنند. یکی از خرابکاری­های استراتژیکی که ما داشتیم، این بوده که چون به تکلیف همیشگی مان عمل نمی کنیم و یک سری کارهایی را که باید در طی زمان انجام دهیم، انجام نمی دهیم، می خواهیم دوپینگی عمل کنیم و دوپینگ جواب    نمی­دهد. و اگر دو سه بار هم دوپینگ برای کسی جواب بدهد بعد از آن، بُنیه­ی شما را آنقدر ضعیف می کند که یک نیروی ضعیف هم شما را شکست خواهد داد. کار فرهنگی این گونه است که شما باید در طی زمان کارهایش را انجام بدهید؛ که وقتی که مثلاً قضیه ی غزه پیش می آید، تمام انرژی هایی که در جهان اسلام وجود دارد بداند چگونه باید بیاید در صحنه و تاثیرگذار باشد.

اتلاف انرژی
ما می­آییم مدلی را طراحی می کنیم که %99 مردم نمی توانند آن را انجام دهند. مثلاً می­ر­ویم فرودگاه، می­گوییم ما می خواهیم اعزام شویم به غزّه! این چه الگو دادنی است؟! راهکارهایی ارائه    نمی­دهیم که اکثریت مردم بتوانند در همان حدّی -که حالا احساساتشان جریحه­دار شده است و     می­خواهند وارد شوند- بیایند کار کنند. می­آییم حالتهای «حدّی» را مطرح می­کنیم. به این ترتیب کلی از انرژی­ها اصلاً هرز می­رود؛ یا مأیوس می­شوند از اینکه بتوانندکاری بکنند. می­گویند:«آقا! کار، فقط همین!» خب، اگر این حرکت یک حرکت مثلاً سمبلیک است و قرار است ما یک استفاده­ی «تبلیغاتی» از آن بکنیم، خب پس راهکارهایش کو؟! ابزارهایش کو؟! محملهایش کو؟! بعد شما می­بینید که هزاران نفر-ساعت کار صورت می­گیرد، کلّی هزینه داده می­شود، یک هفته مثلاً آنجا می­خوابند [درجریان تحصّن در فرودگاه ها]، چقدر نتیجه گیری می­شود؟! در صورتی که طرف مقابل بخاطر اینکه سیستم تبلیغاتی­ و رسانه­ای خاص خودش را دارند، یک دهم ِ این هزینه می­کنند و ده برابرش نتیجه می­گیرند.

توسعه و تعمیق اطّلاعات
دو استراتژی اساسی برای کار فرهنگسازی برای مقاومت باید صورت بگیرد: یکی بحث گسترش و تعمیق «اطلاعات» ما نسبت به مسئله است. نسبت به تاریخ مبارزه اطلاعات ما به شدّت کم است. مثلاً به بنده، که سردبیر یک ماهنامه­ی فرهنگی ِحزب­اللهی در ام­القرای جهان اسلام (ایران) هستم، اگر بگویند اسم پنج شهید فلسطینی را نام ببَِر، بلد نیستم! کلی باید به مغزم فشار بیاورم که بشود پنج تا، شش تا؛ به ده تا که مسلماً نمی­رسد. حالا من مدّعی هم هستم که آدم رسانه­ای ام! مثلاً عزّالدین قسام، فتحی شقاقی، عماد عقل، یحیی عیّاش، همین سعید صیام، این پنج تا (یکی دو تا دیگر هم شاید یادم بیاید!). این وضعیت ماست! (محمد الدّره هم، این شش تا!) حالا دیگر شما حساب بکنید. بنده عضو فلان تشکل دانشجویی هستم که آرمان ما فلسطین است! امّا حتی اسم یک دانشجوی شهید فلسطینی را بلد نیستم.

اگر ملت ایران و شیعیان ایران قرار باشد با یک گروه ارتباط جدی داشته باشند، آن گروه حزب­الله است دیگر... اطلاعات ما راجع به حزب­الله چیست؟! اگر به بنده بگویند پنج دقیقه راجع به حزب­الله حرف بزن، دقیقه­ سوم حرف کم می­آورم! [حرف، به معنی] حرف درست، اطلّاعات دقیق. مجبورم شعار بدهم! که اگر راجع به افغانستان هم بگویند، همان­ها را می­گویم، راجع به ایرلند هم بگویند همان­ها را می­گویم، راجع به مثلاً ونزوئلا هم بگویند همان­ها را می­گویم!

اطلاعات ما راجع به محتوا خیلی کم است؛ اطلاعات تاریخی که اصلاً نداریم. سرزمین های1967 چی بوده؟ 1948چی بوده؟ جنگ 6روزه چه بود؟ جنگ رمضان چه بوده؟ خود حماس چه طوری شکل گرفته؟

از طرفی اطلاعاتمان راجع به جهان اسلام هم به شدّت پایین است. مثلاً اگر به من بگویند یک خبر نگار، یک روزنامه نگار، یک سردبیر از کویت نام ببر که فقط اسمش را شنیده باشی، بلد نیستم! در عربستان، بلد نیستم! در تونس، در الجزایر، در مالزی، در اندونزی، در مراکش، در بحرین، در ترکیه، در آذربایجان، در ازبکستان، در بوسنی، بلد نیستم!

گسترش ارتباطات
می گوییم اندیشه ما جهانیست. اندیشه جهانی باشد، مگر کفایت میکند؟! قضیه به همین بداهت است! اطّلاعات ما شدیداً ناقص است؛ ارتباطات ما هم همینطور. با اینکه امروز این همه هم تکنولوژی و ابزار هست. مثلاً با همین اینترنت به بهانه غزه رفتیم جستجو کردیم، وبلاگ هایی که در غزه به روز می شوند [را پیدا کردیم]؛ ارتباط با یک دانشجو، یک مهندس، یک پزشک، یه فعّال اجتماعی از غزّه. خوب، این کار را یک سال پیش هم می­شد انجام داد، نمی شد؟

ارتباطات خیلی ضعیف است. در ماجرای غزّه، دو تشکّل دانشجویی در جهان اسلام با هم بیانه مشترک ندادند! این عجیب نیست؟ مگر ما نمی­گوییم مسئله، مسئله­ی جهان اسلام است؟ یک دانشگاه در تهران با یک دانشگاه در آذربایجان یا در افغانستان؛ یک بیانیه مشترک داده نشد! در صورتی که شما می بینید حامیان جبهه­ی مخالف، در این دو-سه هفته، همه اش با هم بودند و جلسه داشتند.

کمترین کار: پر کردن گسل ها
 مثلاً همین بحثی که اخیراً مطرح شد که اینها سنّی اند، که بماند، وهابی اند که بماند، ناصبی اند! در حالی که طرّاح همین موشک های قسّام کسی به نام محمد نضال فرحات است و وصیت نامه اش در سایت حماس هم هست. در وصیت نامه اش که ده بند است، در بند دهم نوشته «اکنون زمان، زمانه مهدی است و من از امروز تا ظهور کند با او بیعت می کنم.» آقای فتحی شقاقی کلّی جمله راجع به امام حسین دارد. شعرای درجه اوّل فلسطین مثل سمیح القاسم و معین بسیسو راجع به امام حسین شعر دارند. یعنی ماجرایی را که شما می توانستید با کمترین هزینه طی زمان جا بیندازید، به خاطر خلائی که ایجاد کردید، مشکل ساز شد. با دو سه جمله وبلاگی موج درست می شود که یکی از فرماندهان حماس گفته: «همانطورکه یزید بر حسین پیروز شد ما هم بر اسرائیل پیروز خواهیم شد!!» عده ای انجمن حجّتیه­ای هم نشسته­اند که به اشاره ارباب­های انگلیسی شان به این دروغها ضریب بدهند. کوچکترین و ابتدایی ترین کارهایی را که می توانستیم در قضیه فلسطین انجام بدهیم، انجام نداده ایم. باید عناصر و آثار و مراکز بیداری اسلامی در کشور های مختلف را بشناسیم. هر حرکتی در جهت پر کردن این گسل ها باشد مفید است و تا نتوانیم این گسل های عمیق بین مراکز و عناصر بیداری را در جهان اسلام پر کنیم، مطمئن باشید اتفاقی نخواهد افتاد.

 ایده های ناب
تا دلتان بخواهد ما مرد ایده های انجام نشده ایم. شما هر جا بروید حاضرند ایده بدهند، ولی در عمل...؟ مثلاً این ایده ها، یادداشت ها مربوط به سال 79 -انتفاضه دوم- است:

باید نام بعضی شهدای فلسطین برسر زبان ها بیفتد، از شهدای دانشجو و دانش آموز و ...؛

باید شهرهای فلسطین، مثل رام الله، قدس، غزّه، الخلیل در ذهن ما پررنگ شود؛

گرداندن چهره های ضد اسرائیلی، از روژه گارودی تا چامسکی و... در دانشگاه ها؛

 کار های ترکیبی، مثلاً سالگرد انقلاب است، حوادث انقلاب و انتفاضه را با هم کار کنید؛

 ارتباطات مستقیم با مراکز داخل فلسطین و با دانشگاه ها، مثلا فلان دانشگاه تهران با دانشگاه فنی غزه خواهرخواندگی اعلام کنند، از آنجا مادر فلان شهید برای دانشجویان مستقیم پیام بفرستد و...؛

کار ترکیبی شهدای بزرگ ضد اسرائیلی، چمران با عزالدین قسّام ، با امام موسی صدر، متوسلیان، عباس موسوی، فتحی شقاقی؛

 نام گذاری ها، مثلاً دانش جویان جهان اسلام با هم قرار بگذارند نام یک کتابخانه در هر دانشگاه را به نام فلان شهید فلسطینی نامگذاری کنند؛

 استفاده از کارهای هنری، عکس، کاریکاتور، گرافیک، شعر. همین الآن کلّی از این شعرای فلسطینی را دعوت کنید- سمیح القاسم یکبار آمده ایران- ، لااقل در دانشگاه های اصلی ایران بروند سخنرانی کنند.

استفاده از فرصت ها
در فضای دیپلماتیک، در همین ماجرای غزّه، چقدر اینها گاف دادند... عکس العمل کشورهای اروپایی، که حتی یکی از آنها، سفیر اسرائیل را احضار هم نکرد که به او تذکّر بدهد! در صورتی که در همین مدت مثلاً سفیر ایران را احضار کردند که چرا به دفتر خانم عبادی تعرّض شده!! این گاف هایی که این­ها می­دهند، به خصوص در فضای دانشگاهی، کلّی می شود ازش استفاده کرد. مثلاً همایش بگذارید: «حقوق بشر و غزه»؛ خانم عبادی را هم دعوت کنید. ما یک صدم این گاف را هم بدهیم، آنها صد برابرش را استفاده می کنند و چماق می کنند توی سر جمهوری اسلامی.

از مسئولین بخواهید

بحث اساسی دیگر این است که قرار نیست همه ی این کارها را از صفر تا صدش را خودمان انجام دهیم. کار مهمی که جنبش دانشجویی، امروز می تواند انجام دهد مطالبه از بعضی سازمان هاست. شما ببینید، یک تشکیلاتی وجود دارد به نام «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» با بودجه های میلیاردی. در اکثرکشورهای جهان هم این ها «رایزنی» دارند. شما می بینید که یک دانشگاه شریف چه بسا از کلّ سازمان فرهنگ و ارتباطات در این زمینه بیشتر کار می کند! با اینکه نه ماموریت اصلی اش این است، نه سابقه فعّالیت در این موضوعات را دارد، نه پول این کارها را دارد و نه وقت این کارها را دارد. آن وقت او(سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی) اصلاً از صبح تا شب می آید آنجا، کارت می زند، فقط به خاطر اینکه این کارها را بکند، بعد همین کار را هم نمی کند! پدر بچه ها باید در بیاید که مثلاً خودشان از صفر شروع بکنند و بگردند در سایت ها که email اساتید دانشگاه های مصر را به دست بیاورند. خب این سازمان فرهنگ و ارتباطات پس چه کار می کند؟! [شما بپرسید:]آقا، شما مسئول میز تونس هستی، مسئول میز کویتی، مسئول میز لبنانی؟ بلند شو بیا اینجا به ما اطلاعات بده. اصلاً تو باید به ما خط بدهی.[و او جواب دهد:] خب در تونس این قابلیت ها وجود دارد، این آدم ها هستند، این تشکل های دانشجویی هستند. [خطاب به مسئولین:] تو باید رصدشان کرده باشی.

دقیقاً عین همین تشکیلات را شما در وزارت امورخارجه دارید که به شکل موازی هستند؛ مشابه همین تشکیلات را مثلاً در جامعة المصطفیِ قم دارید. یعنی 3-4 تا تشکّل موازی دارند این کارها را می­کنند؛ بعد ابتدائیات را در اختیار شما قرار نمی دهند. گاهی اصلا ندارند که بدهند! خب ما باید چه کار کنیم؟ ما باید جور همه­ی اینها را بکشیم؟ -مگر الان زمان شاه است!؟- چرا در 20 سال گذشته فقط یک فیلم «بازمانده» درباره­ی فلسطین ساخته شده است؟ یکی نباید سوال کند: اینجا مگر جمهوری اسلامی نیست؟ مگر فلسطین (حتی اگر ایدئولوژیک اش را هم کنار بگذاریم) عمق استراتژیک ما نیست؟ مگر نه اینکه آنها اگر ترتیب فلسطین را بدهند و قضیه اش را حل کنند، بعد می­آیند سراغ ایران؟ پس چرا هر 20 سالی باید یک فیلم «بازمانده» ساخته شود؟

[مشکل کجاست؟] پولش نیست؟ هنرمندش نیست؟ ایده اش نیست؟ چه چیزی مهیا نیست؟ دولت اصولگرایش نیست؟ مجلس اصولگرایش نیست؟ آن فیلم مخاطب ندارد؟ خب می بینید این فیلم همه چیزش هست اما باز هم ساخته نمی شود. بعد در همان تشکیلات، کارهای عبث و بیهوده و حتی ضد انقلابی صورت می گیرد( نمونه اش، رسماً وزارت ارشاد پول می دهد-صدها میلیون- که بیا یک فیلم ضد انقلابی برای ما بساز؛ نه اینکه مجوز بدهد، رسماً خودش تهیه کننده می شود!). ولی یک فیلم در حوزه ی فلسطین ساخته نمی شود. آیا مخاطب ندارد؟ مثلا شما یک فیلم درباره ی حزب الله بسازید مخاطب ندارد؟! این ها سؤالات اصلی است و باید سوال شود.( به نظر من از حالا باید    تحصن­های شبانه روزی شما جلوی سازمان فرهنگ و ارتباطات باشد تا ببینید که آن سازمان درست می شود یا نه!)

در جمهوری اسلامی، سازمانش هست، بودجه اش هم هست. بودجه­ی حمایت از مردم فلسطین مربوط به سال 69 است -مصوب مجلس سوم- آن زمانی که آقای کروبی رئیس مجلس بود. مجلس سوم کی بوده؟ بعضی از شما ها حتّی به دنیا نیامده بودید. آن زمان یک قانون بسیار خوبی تنظیم شده است؛ کلی کمیته دارد و... چند سال است وجود دارد؟ 18 سال است است این کمیته وجود دارد، کمیته دائمی، هرسال ردیف بودجه دارد- میلیاردی پول خورده است- بعد شما می بینید که اینها چه کار دارند می کنند، معلوم نیست!

بعد قضیه ای که پیش می آید، همه ی بچه ها می خواهند همه ی کارها را خودشان انجام دهند؛ از بحث تحریم کالاهای اسرائیلی تا بحث کارهای فرهنگی و.... را چهار تا دانشجو باید انجام بدهند!

پس یک کار جدی که باید بشود مطالبه از دستگاه های مسئول است.

ادامه دارد...


+ نوشته شـــده در سه شنبه 93/5/7ساعــت 1:26 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
کلید سرمایه گذاری و قفل اقتصاد شیراز

مقدمه:سالهاست مسئله جذب سرمایه گذار در شیراز و استان فارس نقل محافل مسئولین استانی و رسانه ها است، و هر از گاهی با جنجال برسر برخی مصادیق این مسئله اوج می گیرد. اخیرا نیز مسئله سرمایه گذاری به یکی از محورهای ثابت سخنان مسئولین استانی و شهری شده است. سخنانی که بیشتر وجه رسانه ای و خبری و نهایتا بستن دهان منتقدین را دارد تا وجهی علمی و برنامه محور برای حرکت به سمت قله های پیشرفت همراه با عدالت.

 "شیراز بهشت سرمایه گذاران است"، "باید پیش پای سرمایه گذاران فرش قرمز پهن کرد"، "برخورد قاطع با کسانیکه در راه سرمایه گذاران کارشکنی می کنند" "منتقدان سرمایه گذاران را فرار می دهند" و...تنها تعدادی از کلیدواژه های مسئولین در مدت اخیر جهت نشان دادن اشتیاق آنها به جذب سرمایه گذار است. اما متاسفانه در این هیاهوهای رسانه ای هیچگاه بحث های منطقی، علمی، برنامه محور و جامع منتقدین شنیده نمی شود.

تلاش در جهت جذب بدون رانت و هدایت اصولی سرمایه گذاران داخلی به سمت تولید و نیازهای اساسی کشور امری ضروری و بدیهی است، اما در مورد سرمایه گذاری خارجی که اشتراک فراوانی با سرمایه گذاری داخلی نیز دارد، می بایست بحث های تفصیلی صورت پذیرد. در ادامه به اختصار مسئله ی اهمیت و ظرافت در جذب سرمایه گذاری خارجی و همچنین محاسن و معایب آن و از همه مهم تر موانع پیش روی جذب سرمایه مورد بحث قرار گرفته است.

سرمایه گذاری خارجی شمشیری دولبه

در تعریفی مختصر سرمایه گذاری (investment) به معنی گذاشتن پول در چیزی با انتظار سود از آن است.

در مفید بودن سرمایه خارجی کمتر کسی است که تردید داشته باشد اما بسیاری از صاحبنظران تأکید دارند که سرمایه گذاری خارجی فی نفسه و فی ذاته رشد و توسعه نمی آورد و بایستی با نظارت دقیق و ایجاد شرایط بهینه از این سرمایه ها استفاده کرد.

سرمایه خارجی شمشیری دولبه است. استفاده از این ابزار گرچه در توسعه کشور می تواند مفید و موثر باشد اما دارای معایبی است که بی توجهی بدان می تواند آسیب های جدی به پیکره اقتصاد وارد سازد.

برخی صاحب نظران اعتقاد دارند که خارج از نیکی و شری سرمایه گذاری خارجی، گسترش بی امان این پدیده حاصل از یک شیفتگی نامعقول است تا یک واقعیت مدبرانه.

برای نمونه دکتر احمد رهنما معتقد است، استفاده از سرمایه خارجی بیش از آنکه به یک ضرورت متکی باشد معلول و محصول یک شیفتگی نسبت به جهانی شدن است.

دکتر فرشاد مؤمنی به درست بیان می دارد که کشورهای درحال توسعه و بالاخص ایران درمورد سرمایه های خارجی با سه توهم بزرگ و سه عرصه جنگ روانی مواجهند. اولین توهم این است که گویی یک مسابقه بی امان برای جذب سرمایه خارجی در سطح کشورهای درحال توسعه وجود دارد که اگر ما عجله نکنیم عقب خواهیم ماند، دومین توهم این است که نوعی تصور وجود دارد که برای جذب اجتناب ناپذیر هرچه بیشتر سرمایه های مستقیم خارجی در عرصه سیاست گذاری حتماً باید به سمت آزادسازی برویم و در عرصه توزیع منابع هم امتیازات و هم جاذبه های غیرمتعارف تری را برای طرف های خارجی فراهم کنیم.

توهم سوم نیز باتوجه به ادغام های خیلی اساسی در میان غول های بزرگ صنعتی دنیا این است که کمپانی های چندملیتی و یا شرکت های خارجی طرف حساب ما قطعاً قدرت چانه زنی بالاتری دارند. بنابراین باید بدون هر تأملی چشم بسته همه شروط آنها را بپذیریم

محاسن سرمایه ها و شرکت های خارجی

1. یکی از مسائل اساسی که کشورهای در حال توسعه با آن دست به گریبانند کمبود سرمایه است به نظر دکتر موسی غنی نژاد این کشورها با دور باطل فقر مواجهند. درآمد سرانه پائین و به دنبال آن پس انداز کم باعث می شود میزان سرمایه گذاری در این کشورها بسیار کم باشد. ایران نیز بی شک با این معضل دست به گریبان است.

در حال حاضر یکی از نگرانی های دولت این است که نقدینگی بخش خصوصی توان خرید شرکتهای دولتی را ندارد و لذا چشم به سرمایه های خارجی دوخته است.

"در واقع اگر شرایط نهادی و ساختی برای جلب سرمایه خارجی مهیا باشد ورود این سرمایه ها به کشور می تواند یک امتیاز محسوب شود". این نظر دکتر احمد نریمانی است او همچنان معتقد است واقع بینی همراه با تدبیر مسئولین در مواجهه با سرمایه های خارجی می تواند منشا اثر تحولات اساسی و رشد اقتصادی باشد.

2. در شرایطی که ایران به شدت از سوی آمریکا و ایادی اروپائیش تحت فشار اقتصادی و تحریمی است و ادبیات سیاسی سلطه بر اقتصاد حاکم است، شکستن این تحریم و تعامل با شرکت های اقتصادی بین المللی برای ما یک امتیاز سیاسی محسوب می شود. هر چند که در مواردی به لحاظ اقتصادی ضرر کرده باشیم. بطور نمونه در خصوص قرارداد گازی ایران- توتال- منوچهر فرهنگ می گوید: "بی گمان معامله ایران- توتال از سر ناچاری و در سایه تحریم و تحت شرایط سخت بدین منظور انجام گرفته است که طلسم تحریم آمریکا شکسته شود".

3. یکی از مهمترین موانع رشداقتصادی در کشورهای توسعه نیافته کمبود شدید تکنولوژی است. در صورتیکه سرمایه های خارجی براساس ضوابط از پیش تعیین شده ای به جهت درست هدایت شوند، کمک زیادی در جهت رفع این مانع خواهد کرد. به علاوه این شرکت ها با فعالیت خود شیوه های نوین مدیریت صنعتی را نیز به این کشورها منتقل می کنند. جذب و هدایت اصولی سرمایه گذاری های خارجی می تواند زمینه انتقال فن آوری های پیشرفته روز و فنون مدیریتی کارآمد به کشور را فراهم کند.

4. از طریق ایجاد رقابت باعث فعال تر شدن بنگاه ها و شرکتهای داخلی کشورهای توسعه نیافته می شوند و سرانجام ارتقای بازدهی اقتصادی و تنظیم بازار و بهبود رفاه در این کشورها را به دنبال خواهد داشت.

البته اگر جذب سرمایه گذاران مدیریت و هدایت نشود و طرح جامع سرمایه گذاری مدون موجودنباشد، دقیقا به ضدخود تبدیل خواهند شد که در ادامه به آن روی سکه اشاره خواهد شد.

معایب و خطرهای سرمایه ها و شرکت های خارجی

1. سرمایه هایی که بوسیله ی شرکت های خارجی به کشورهای میزبان وارد می شود در مقایسه با آنچه که در حین فعالیت خود به انحای مختلف به کشور مادر برمی گردانند بسیار ناچیز است. آنها درمقابل سرمایه گذاری اولیه ی اندک، از راههای مختلفی نظیراستقراض محلی(استفاده از اعتبارات کشورهای میزبان)، سرمایه گذاری مجدد در عملیات مالی شرکتهای تابعه در دیگر کشورها و سرانجام انتقال سود خالص، باعث خروج مستقیم سرمایه از کشور میزبان می شوند. آنها همچنین از راههای مختلفی نظیر حساب سازی و استفاده از قیمت های انتقالی(قیمت هایی که در مبادلات داخلی شرکتها اعمال می شود و با قیمت بازار متفاوت است) از زیر بار مالیات در کشور میزبان فرار می کنند و در موارد زیادی نیز از معافیت های مالیاتی و دیگر امتیازات در این کشورها سود می برند.

بطور نمونه ایالات متحده آمریکا طی سالهای 1996تا1980 در کشورهای توسعه نیافته به ازای هر یک دلار سرمایه که به کشورهای میزبان واردکرده مبلغ 3/2 دلار بدست آورده و از هردلار درآمد نیز فقط 25درصد آن را صرف سرمایه گذاری مجدد در همان کشور کرده است.

از طرفی مطالعه موازنه پرداخت کشورهای توسعه نیافته نشان می دهد، در طول دوره 1970- 1978کل سرمایه گذاری سیستم که وارد کشورهای توسعه نیافته شده برابر 42.2میلیارد دلار بوده است درحالی که سود حاصل از این سرمایه گذاریها طی همین دوره به بیش از 100 میلیارد دلار رسیده است.

دفتر پژوهش های مجلس در گزارشی با تکیه بر آماری از این دست تاکید می کند که سرمایه گذاری خارجی در اغلب موارد باعث کاهش موازنه پرداخت ها در کشورهای درحال توسعه و عاملی در جهت افزایش وابستگی این کشورها شده است. واین دقیقا یعنی کشور و شهر در خدمت سرمایه بوده است و نه سرمایه در خدمت کشور و بجای سرمایه گذاری و کمک به پیشرفت کشور، با سرمایه گذاری در تجاری سازی ها، کالاهای مصرفی و پیش فروش های متعدد واحدهای تجاری منجر به سرمایه برداری های فراوان از کشور شده است.

2. سرمایه های این شرکت ها معمولا در بخشهایی بکار می افتند که چندان ارتباطی با نیازهای بومی کشورهای میزبان ندارند. در صورتیکه جذب و هدایت سرمایه ها باید متناسب با مزیت های نسبی کشور و شهر میزبان انجام بشود.

این سرمایه ها و شرکتها در دوران استعمار به استثمار منابع طبیعی کشورهای میزبان مشغول بودند و امروزه نیز علاوه بر تجاری سازی های انبوه و تولیدکالاهای مصرفی بعضا به تولید صنعتی در کشورهای میزبان دست زده اند، که بطور عمده یا برای بازار جهانی(صادارات) و یا برای تکمیل فرایندهای تولیدی در مجموعه ی شرکت فراملیتی، عمل می کنند؛ برای مثال فقط قطعاتی از یک کالای صنعتی را تولید می کنند و سپس برای مونتاژ به دیگر شرکتهای تابع یا کشور مادر منتقل می کنند.

دکتر حسن سبحانی نیز ضمن ابراز این نگرانی ها با اشاره به سابقه استعماری حضور شرکتهای خارجی در اقتصاد کشورهای در حال توسعه از جمله ایران تصریح می کند: "باید دقت نمود که سرمایه گذاری خارجی یا باید مکمل سرمایه گذاری داخلی باشد و یا اینکه محاسبات نشان دهند که به کارگیری آن ها به صورت جایگزین سرمایه داخلی، هزینه و فرصت کم تری نسبت به سرمایه داخلی دارد".
وی در ادامه تأکید می کند که بسیار اتفاق افتاده است که یک کشور بدون استفاده از سرمایه های خارجی و تنها با تکیه بر سرمایه داخلی به بهترین شیوه اقتصاد خود را اداره کرده است.
این استاد دانشگاه تهران همچنان معتقد است اقتصاد ایران آنچنان نقدینگی سرگردان در درون خود دارد که تنها سامان این نقدینگی می تواند نیاز به سرمایه خارجی را پوشش دهد.
دکتر سبحانی بر این اساس با تأکید بر اینکه سرمایه های داخلی تا حد زیادی پاسخگوی نیاز سرمایه گذاری در کشور است تصریح می کند که نوعی سردرگمی در میزان اشتیاق به سرمایه گذاری خارجی در کشور وجود دارد.

3. حضور و فعالیت سرمایه ها و شرکت های خارجی در کشورهای میزبان در بسیاری از موارد نه تنها باعث فعال ترشدن و ترقی بنگاههای داخلی این کشورها نمی شود، موجبات تضعیف و ورشکستگی آنها را نیز فراهم می سازد. چراکه سطح بالای سرمایه، تکنولوژی و مدیریت بازرگانی آنها امکان رقابت را از بنگاههای داخلی کشور میزبان می گیرد.

4. این سرمایه ها و شرکت ها با چنگ انداختن برمنابع و فعالیت اقتصادی در کشورهای میزبان روند توسعه ی اقتصادی کشورها را تحت کنترل خود درمی آورند و آن را به سمت وابستگی بیشتر سوق می دهند و خود تبدیل به عاملی برای تداوم عقب ماندگی و وابستگی کشورها قلمداد می شوند.

حضور و فعالیت سرمایه ها وشرکت های خارجی علاوه بر تسلط اقتصادی باعث نفوذ و تسلط سیاسی بر کشورهای میزبان می شود، این موضوع بویژه در مواردی که منافع این شرکتها با منافع دولتهای متبوعه آنها مرتبط باشد، بیشتر است.

5. حضور و فعالیت شرکت های خارجی در کشورهای میزبان باعث ایجاد برخی تنشهای اجتماعی و تعارضات فرهنگی در این کشورها می شود، زیرا عوامل این شرکتها معمولا مجموعه ای از ارزشها و الگوهای رفتاری و معاشرتی را با خود به کشورهای میزبان می آورند که با فرهنگ بومی آنها ناسازگار است.

موانع جذب سرمایه گذار

1. ضعف اقتصادی و امنیت سرمایه گذاری: سرمایه گذاری به طور اعم چه داخلی و چه خارجی در مکانی صورت می گیرد که امنیت وجود داشته باشد. امنیت اقتصادی اصولاً ناظر برحقوق مالکیت افراد و تضمین اجرای قرار دادها است.

امنیت سرمایه‌گذاری در اولویت فعالیت‌های اقتصادی هر کشور محسوب می‌شود؛ زیرا سرمایه فرار است و به جایی می‌رود که احساس امنیت کند. امنیت سرمایه‌گذاری تابع انواع قوانین و مقررات، شفافیت در بازارهای کالا، پول، کار و سرمایه و شفافیت در فضای سیاسی و سیاست خارجی است. سرمایه خارجی وارد کشوری می‌شود که امنیت آن کشور تضمین شده و درجه ریسک‌پذیری آن پایین باشد.
2. اعطای امتیازات و تسهیلات نادرست به سرمایه گذاران: یکی از اشتباهات رایج در ایران تلقی اعطای امتیازات و تسهیلات به سرمایه گذاران به جای تضمین قراردادها در چارچوب ایجاد امنیت سرمایه گذاری است. این مساله نه تنها به سرمایه گذاری در کشور کمک نکرده بلکه باعث ایجاد فساد و خارج شدن سرمایه گذاری از مسیر اصلی شده است. یعنی کسانی وارد میدان سرمایه گذاری شده اند که سرمایه گذار نبوده و صرفاً با بهره گیری از شرایط رانتی اقتصاد و سوء استفاده از امتیازات و تسهیلات اعطایی، اقدام به فعالیت کرده اند. ارائه ارز ارزان قیمت، تسهیلات بانکی و معافیتهای مختلف زمینه ساز ایجاد رانت است. این مساله، روند سرمایه گذاری وتولید را دچار اختلال کرده است.

3. دیوانسالاری گسترده: بزرگترین عامل ناامنی در اقتصاد ایران به طور عام و سرمایه گذاری به طور خاص، دیوانسالاری دولت است. علت عمده این مساله، مقررات دست و پاگیر و وجود نهادهای مشابه و موازی است. حکومت قانون با اجرای مقررات زیاد و آئین نامه های متعدد همخوانی ندارد. در حقیقت مقررات وقتی زیاد می شود، اجرا نمی گردد. مقررات زیاد به معنای بیرون آمدن از حکومت قانون و آزاد گذاشتن دست اراده های خاص وافزودن به قدرت دیوان سالاران است. در ایران آنچه وجود داشته حکومت مقررات موازی، دست و پاگیر و بعضاً متناقض با حکومت قانون بوده است.

4. عدم وجود طرح جامع جذب سرمایه گذار: قبل از پذیرش سرمایه گذاری های خارجی باید برنامه مشخص برای نحوه استفاده از این منابع ارائه شود. این برنامه باید بر تعیین اولویت بهره گیری از سرمایه گذاری خارجی یعنی هدایت به سمت تولید، جبران منابع مالی، جذب تکنولوژی های روز و سیستم های کارآمد مدیریتی مبتنی باشد. ضمن اینکه بخشهای اقتصادی یا صنایعی که بازدهی بیشتری برای کشور به لحاظ ایجاد درآمد ارزی بیشتر، افزایش اشتغال و کمک به حضور موفق تر در بازارهای جهانی دارند، باید در اولویت جذب سرمایه گذاری خارجی قرار گیرند.

بنابراین ولع و حرص سرمایه گذاری خارجی داشتن، پهن کردن فرش قرمز برای ورود سرمایه داران غربی، سینه چاک کردن برای دلار چند ملیتی ها مسیر یکطرفه ای است که اگر اصول یادشده درنظرگرفته نشود، پایان آن اگر استعمار نباشد استقلال و خودکفایی نیز نیست.

بدین ترتیب بدون طرح جامع سرمایه گذاری با سخنرانی های رسانه ای آتشین در مدح سرمایه گذاری، بستن دهان منتقدین، هدایت سرمایه ها به سمت تجاری سازی و کالاهای مصرفی بجای هدایت آنها به سمت نیازهای اساسی کشور در تولید و صنعت راه بجایی نخواهیم برد و از قافله پیشرفت عقب خواهیم ماند و هر روز باید شاهد رشد نرخ بیکاری، تعطیلی کارخانه های تولیدی، تداوم وابستگی اقتصادی و سرمایه برداری های بیش از پیش سرمایه داران از شهر و کشور باشیم.

نهایتا اینکه رهبرمعظم انقلاب اسلامی نیز در سخنرانی ابتدای سال در حرم رضوی خود در تبیین اقتصاد مقاومتی بر اهمیت دادن صاحبان سرمایه و تولید گران به افزایش بهره وری و تولید ملی ، ترجیح صاحبان سرمایه به فعالیت در عرصه های تولیدی بجای حضور در عرصه های غیر تولیدی و مسئولیت اساسی دولت در برنامه ریزی، زمینه سازی، ظرفیت سازی، هدایت و کمک همه جانبه از تولید ملی و هدایت سرمایه ها به سمت تولید به عنوان حلقه اساسی پیشرفت کشور تاکید کردند. امیدواریم مسئولین محترم استان و شیراز جهت تبعیت علمی از فرمایشات رهبرمعظم انقلاب اسلامی فارغ از نگاه های سیاسی، مقطعی و تقلیل گرا با تدوین طرح جامع سرمایه گذاری به عنوان یک سندبالادستی که نیازسنجی، ظرفیت سنجی و امکان سنجی سرمایه گذاری در حوزه های مختلف شهر با توجه به چشم انداز و مزیت های نسبی شیراز انجام شده باشد و هدایت سرمایه ها به سمت سرمایه گذاری مولد در تولید و صنعت و گردشگری حرکتی در شان سومین حرم اهلبیت(ع) بردارند.

بازتاب در:

رجانیوز

تریبون مستضعفین

شیرازه

حافظ نیوز

غریو

شیرازیس

سحاب نیوز

کلام فارس


+ نوشته شـــده در شنبه 93/3/10ساعــت 2:13 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
از بی سواد خواندن تا مریض دانستن منتقدین!

از نقد و انتقاد به عنوان گوهر گران‌بهایی نام برده می‌شود که برای تکامل و تعالی جوامع انسانی، ضرورت انکارناپذیری دارد. در حکومت دینی هم انتقاد و اعتراض، نه تنها از جمله حقوق و آزادی‌های سیاسی است، بلکه از منظر اصل امر به معروف و نهی ازمنکر، تکلیف جامعه‌ی اسلامی برای اصلاح و بهبود روند حکومت به حساب می‌آید.

تا جائیکه امام خمینی(ره) صراحتا می فرمایند:" هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد و در غیر این صورت، اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد ـ خود به خود ـ از مقام زمامداری معزول است."

و امروز نیز امام خامنه ای(روحی له الفداه)بارها با تذکر و اخطار به مسئولین مبنی برپاسخگویی و پذیرش انتقادها، جوانان را به مطالبه از مسئولین فرا می خوانند:" امر به معروف و نهى از منکر حوزه‌هاى گوناگونى دارد که باز مهمترینش حوزه مسؤولان است؛ یعنى شما باید ما را به معروف امر، و از منکر نهى کنید. مردم باید از مسؤولان، کارِ خوب را بخواهند؛ آن هم نه به صورت خواهش و تقاضا؛ بلکه بایداز آنها بخواهند. این مهمترین حوزه است."
"نقدهاى مصلحانه، خیرخواهانه. گاهى از سوى دوستان شماست، گاهى حتّى از سوى کسانى است که دوست شما و طرفدار شما هم نیستند؛ گاهى اینجورى است. به انسان یک نقدى میشود؛ عیبجوئى‌‌‌‌‌‌اى از انسان میشود، انتقادى میشود، که آن طرف هم دوست آدم نیست که آدم به اعتماد دوستى او بخواهد بگوید که خوب، ما گوش میکنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست؛ دشمنى‌‌‌‌‌‌اش هم ثابت نشده. لیکن نقد است؛ انتقاد است. آن را هم حتّى باید گوش کرد. شاید در خلال این نقدها حرفى وجود داشته باشد که به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعه‌‌‌‌‌‌ى صدر برخورد بشود."

تمام این ادله دینی و بیانات رهبری درحالی است که متاسفانه بعد از بی سوادخواندن منتقدین توافقنامه ژنو توسط رئیس جمهور محترم و برخی توهین ها توسط مشاورین ایشان به منتقدان و فشار برای ساکت کردن آنها، این عدم تحمل و حتی اتهام زنی به منتقدان به برخی مسئولین شیراز نیز سرایت کرده است.

"برخی با توزیع شب‌نامه‌ در رابطه با برج دوقلو ذهن مردم را آشفته می‌کنند" "برخی از افراد فضا را برای امنیت سرمایه‌گذار ناامن می‌کنند" "راه اظهار نظر شبنامه و پیامک و یا تشویش افکار عمومی نیست" " اجازه اقدامات خودسرانه را به فرد یا گروهی نمی‌دهیم" و دیگری نیز اتهام سیاسی کاری و هدف های انتخاباتی به منتقدین زد و بالاخره رئیس محترم شورای شهر آب پاکی را روی دستمان ریخت و صراحتا در چهلمین جلسه علنی شورای شهر منتقدین برج های دوقلو 25 طبقه را انسان های مریضی! خواند که هر روز مشکلی ایجاد می کنند.

همه ی اینها پاسخ های مسئولین به انتقاداتی است که توسط اساتید برجسته حوزه، دانشگاه ، سازمان نظام مهندسی، بیانیه رسمی 11 تشکل بزرگ و ارزشی دانشجویی دانشگاه های شیراز و گروه های مطالعاتی و کارشناسی به عملکرد شورای شهر و شهرداری راجع به مصوبه دوفوریتی برج های 25 طبقه و پاداش 45میلیونی شهردار شده است.

چرا مسئولین محترم بجای پاسخگویی علمی، مستند و کارشناسی به اتهام زنی و فشار به منتقدین روی آورده اند؟ به راستی نامه های اساتید برجسته شهرسازی دانشگاه شیراز و پیام نور با امضای رسمی آنها، بیانیه رسمی 11تشکل قانونی دانشجویی و نامه سازمان نظام مهندسی شب نامه است؟ چطور منتقدینی که اعلام کرده اند آماده هستند در طرح جامع سرمایه گذاری شیراز کمک کنند را، متهم به فراری دادن سرمایه گذاران می کنید؟ چرا بجای شفاف سازی و توضیحات علمی، اساتید محترم حوزه، دانشگاه و 11تشکل دانشجویی ارزشی را که تنها مسائل کارشناسی و علمی را در طرح انتقادها مطرح کرده اند را به سیاسی کاری متهم می کنید؟ و از همه بدتر در رسانه ها انسان های انقلابی و دغدغه مند شهر را مریض! می خوانید؟ گمان می کنید با تهمت ها و فشارها جریان انقلابی شهر که از علمای حوزه تا اساتید دانشگاه و دانشجویان و فعالین فرهنگی شهر را شامل می شود، می توانید منزوی کنید؟

مگر فرمایشات رهبرمعظم انقلاب را نشنیده اید که فرمودند:" براى شنیدن نقد، سینه‌‌‌‌‌‌ى گشاده و روى باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمیکنید از اینکه از شما انتقاد کنند." "نباید از آزادى ترسید و از مناظره گریخت و «نقد و انتقاد» را به کالاى قاچاق و یا امرى تشریفاتى، تبدیل کرد."

امیدواریم مسئولین محترم طبق سیره حکومتی امام و رهبری که حتی انتقاد هر فردی از ملت از زمامدار مسلمین را در برابر سایرین جایز می شمارند، پذیرای انتقادات کارشناسی و علمی دلسوزان این شهر باشند و بخاطر اتهاماتی که زده اند نیز عذرخواهی کنند که این موجب فزونی جایگاه آنها در نزد خدا و مردم خواهد شد.

بازتاب در: شیرازیس

غریو

کلام فارس


+ نوشته شـــده در یکشنبه 93/2/7ساعــت 10:2 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
ستاد صیانت از سومین حرم اهلبیت(ع)

ستاد صیانت از سومین حرم اهلبیت(ع) از جمعی اساتید حوزه و دانشگاه، طلاب و دانشجویان و فعالین فرهنگی شیراز حول تحقق سومین حرم اهلبیت(ع) در سطوح و شئون مختلف شکل گرفته است.

با توجه به انجام فعالیت ها و انتشار مطالبی در راستای صیانت از سومین حرم اهلبیت(ع) ، وبلاگ ستاد صیانت از سومین حرم اهلبیت(ع) جهت تجمیع اخبار، اطلاع رسانی ها و اعلام موضع ستاد مذکور در فضای مجازی راه اندازی شد.

 آدرس وبلاگ از این قرار است sianat-haram.blogfa.com و پل ارتباطی برای مخاطبین نیز از طریق پست الکترونیکی به آدرس: sianat.haram@gmail.com می باشد و مخاطبین نیز می توانند مطالب خود را از این طریق ارسال کنند.


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 93/2/3ساعــت 11:58 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
از پاداش 350 میلیونی تا انصراف از دریافت یارانه؟!

درحالیکه طبق سیره حکومتی امیرالمومنین علی علیه اسلام و سفارش های موکد امام(ره) و امام خامنه ای(روحی له الفداه) مبنی بر ساده زیستی حاکمان در نظام اسلامی و پرهیز از استفاده های غیرضروری از بیت المال مسلمین متاسفانه چند سالی در شیراز پاداش های میلیونی برای مدیران شهرداری و معاونانشان رایج شده است. آن هم در شرایطی که بدلیل ساختاربیمار اقتصادی کشور و تحریم های بی سابقه وضعیت معیشت مردم، کارمندان و کارگران عادی شهرداری دچار مشکل شده است.

ماجرای پاداش ها از زمان شورای شهر دوم که در تصاحب اصلاح طلبان بود آغاز شد، تا اینکه 6ماه از مدت خدمت شهردار فعلی جناب آقای پاک فطرت بر مسند شهرداری نگذشته بود، که طبق نامه شماره 2/28693 مورخ 15 اسفند 89 معاون محترم اداری مالی سابق شهرداری شیراز از شورای شهر درخواست پرداخت مبلغ 100 میلیون ریال پاداش برای آقای شهردار کرد که متاسفانه در یکصد و نود و ششمین جلسه علنی مورخ 17 فروردین 90 شورای اسلامی شهر شیراز با در خواست پاداش معاون شهردار برای شهردار موافقت کرد. البته در همان ایام این مصوبه با اعتراضات مردمی و دانشجویی همراه شد و فرماندار وقت شیراز حسین قاسمی طی نامه ای جلوی این مصوبه را گرفت.

اما این روند با توجیه های عجیب و غریب شورائیان مبنی بر اینکه اگر این مدیران شرکت خصوصی داشتند میلیون ها تومان درآمد داشتند و...طی این سالها ادامه یافت، تا اینکه در آخرین روزهای سال گذشته (24/12/92) در همان جلسه ای که برج های 25طبقه خیابان زند بصورت دو فوریتی تصویب شد، طیق مصوبه 218 جمعی از اعضای شورا با نامه ای دو فوریتی! به صحن علنی شورای شهر درخواست پاداش های میلیونی برای شهردار، معاونان، مدیران، معاونین مناطق 9 گانه و مدیران، معاونین ستادی کردند، که با نهایت تاسف شورایی که نام اصولگرایی را یدک می کشد، با طرح پاداش های میلیونی موافقت می کند.

طبق این مصوبه مبلغ 450000000ریال به آقای پاک فطرت شهردار شیراز و مبلغ 90000000 ریال به هرکدام از معاونین و مبلغ 54000000 ریال به هرکدام از مدیران مناطق 9گانه و مدیران ستادی و مبلغ 18000000 ریال به هرکدام از معاونین مدیران مناطق 9گانه و مدیران ستادی تحت عنوان پاداش تعلق می گیرد.

به راستی چه مسئله مهم و فوری در کار بوده است که برخی از اعضای شورای شهر با نامه ای دو فوریتی درخواست پاداش های میلیونی برای مدیران شهرداری می کنند، و کلیت شورا نیز تصویب می کند؟ آیا مردم شیراز مسائل دوفوریتی دیگری مانند رسیدگی به مستضعفین و محرومین، اصلاح الگوهای توسعه شهری مبتنی بر عدالت، حرکت جهادی عملی در راستای تحقق سومین حرم اهلبیت(ع) و...ندارد؟

جمع مبالغ پاداش های مصوب شده چیزی در حدود 3500000000 ریال خواهد شد، و این دست و دلبازی های از بیت المال درحالی است که وضعیت اقتصادی توده های مردم فاصله زیادی با این مدیران داشته و کشور در شرایطی است که باید جلوی ریخت و پاش های اضافی را گرفت. برخی چگونه خود را مدیری در نظام اسلامی می دانند درحالیکه پایبند به بدیهی ترین اصول حکومتی نظام اسلامی مبنی بر ساده زیستی و زندگی کردن حاکمان در سطح متوسط جامعه نیستند؟ و حتی بیشتر از حقوق و مزایای خودشان، پاداش های میلیونی بگیرند؟ متدینین اصولگرای شورای شهر آیا فرمایش حضرت امیرالمومنین(ع) را نشنیدید که فرمودند :"ائمه حق وحاکمان درحکومت اسلامی و روحانیون وعلمای دین وحاکمان دین باید سطح زندگیشان از سطح متوسط مردم به پایین باشد تا بتوانند دین را درست تبلیغ و درست اجرا کنند."

حضرت امیر(ع) که تا لحظه شهادتشان مدام داد ازطبقات محروم وستمدیده می زد برای این بود که دنیا را سه طلاقه کرده بود وبه فرموده خودش «درحالی که می توانست از عسل پاک و مغز گندم و بافته های ابریشم برای خودش غذا و لباس فراهم آورد»،تسلیم هوای نفس نشد و از دنیا به دو جامه فرسوده و دوقرص نان رضایت داد. بله شما نخواهید توانست مانند مولای عدالت باشید، اما به قدر ذره ای نه در شعار، بلکه در عمل پیرو آن امام باشید.

اما قضیه زمانی جالب تر می شود که دریافت کنندگان 350 میلیون تومان پاداش با اعلام جناب شهردار محترم شیراز انصراف خود، معاونان، شهرداران مناطق و جمعی از مدیران و کارشناسان شهرداری از دریافت یارانه را اعلام عمومی می کنند. آقای شهردار این رفتار دوگانه را چگونه باید تحلیل کنیم؟ از یک سو 350 میلیون تومان پاداش و از طرفی انصراف رسانه ای از دریافت 45هزارتومان یارانه؟!! اکنون قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروسی که مدتهاست بیرون زده؟!!

یاد فریادهای امام خامنه ای روحی اله الفداه در پیام 6/8/81 به دانشجویان افتادم که خطر "مسابقه‏‌ى رفاه میان مسئولان، بى‏اعتنایى به گسترش شکاف طبقاتى در ذهن و عمل برنامه‌‏ریزان" را گوشزد کردند و جوانان و دانشجویان را به مطالبه برای ریشه کن شدن این مصادیق فراخواندند.

در پایان برای یادآوری و تطبیق عملی رفتار مدیران شهرداری و تصمیم گیران شورای شهر مدعی دفاع از ولایت با فرمایشات ولی فقیه امام خامنه ای(روحی له الفداه) مواردی را ذکر میکنم، که خواهید دید میان شعار و عمل هزاران فرسنگ فاصله است. امیدواریم تا زمان باقی است این رفتارها اصلاح شود:

"مسئول نظام جمهوری اسلامی حق ندارد به اعیان و اشراف و پولدارها نگاه کند و زندگی خود را با آنها بسنجد؛ حق ندارد خود را با نظایر و اشباه خود در حکومتهای طاغوتی بسنجد. آری؛ در دستگاههای طاغوتی، یک وزیر، یک مدیر کل و یک رئیس، از زندگیهای آن‌چنانی برخوردارند؛ ما هم امروز بیاییم و خود را با آنها بسنجیم و بگوییم ما هم وزیر و مدیریم!؟ نه؛ در نظام اسلامی این‌گونه نیست. در نظام اسلامی، این مأموریت، طعمه نیست؛ یک مسؤولیت و یک خدمت و یک وظیفه بر گردن انسان است." (16/9/80)

"پیوند حقیقى با مردم، مستلزم حضور در میان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگى آنان است. ساده زیستى و پرهیز از اسراف و پرهیز از هزینه کردن بیت‌المال در امور شخصى و غیر ضرورى، شرط لازم براى حفظ این پیوند است." (3/6/83)

"باید اسراف نشود. هزینه کردن اعتبارات و پولهاى کشور در جاهاى غیرلازم و تشریفاتى و زیادى، حرام است." (11/2/81)

"آن وقتى که جوان حزب‌اللهى ما به جهاد یا به سپاه یا به فلان وزارتخانه مى‌رفت و به او مى‌گفتند که چه‌قدر حقوق مى‌خواهى، مى‌گفت این حرفها چیست، مگر من براى حقوق آمده‌ام؟ اصرار مى‌کردند که بالاخره زندگى خودت و زن و بچه‌ات باید بگردد؛ یک چیزى بگیر. به نظر شما اینها افسانه است؟ به نظرم اگر شما بروید در دنیا این را نقل کنید، چنانچه کسى وضع چند سال قبل ما را ندیده باشد، خواهد گفت که افسانه است؛ ولى این واقعیت است. این رویداد، در همین ایران و در همین تهران و در همین وزارتخانه‌هاى ما اتفاق افتاد؛ یکى، دو مورد هم نبود. نماینده‌ى مجلس وقتى اول بار به او حقوق دادند، خجالت کشید حقوق را بگیرد! بعضى از دوستان ما در دوره‌ى اول نمایندگى مجلس، شرمشان آمد و ننگشان کرد که حقوق بگیرند! گفتند ما حقوق بگیریم؟

برادران! من و شما داریم از آن ذخیره مى‌خوریم؛ فراموش نکنید، آن را مردم دیدند. نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند؛ مردمى که خیلیشان از اولیات زندگى محرومند

در این راه، از خیلى چیزها باید گذشت. نه فقط از شهوات حرام، از شهوات حلال نیز باید گذشت.

اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتیم، به فکر زندگی شخصی خودمان افتادیم، دنبال تجملات و تشریفاتمان رفتیم، در خرج کردن بیت المال هیچ حدی برای خودمان قایل نشدیم – مگر حدی که دردسر قضایی درست بکند! – و هر چه توانستیم خرج کردیم، مگر اعتماد مردم باقی می‌ماند؟ مگر مردم کورند؟

من الان اعلام مى‌کنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم که آن وقتى که آقایان امکانات شخصى دارند، حق ندارند از امکانات دولتى استفاده بکنند. اگر ماشین دارید، آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید؛ ماشین دولتى یعنى چه؟ واللَّه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمى‌گرفتم که مرتب ملاحظه‌ى جهات امنیتى را توصیه مى‌کنند، بنده با ماشین پیکان بیرون مى‌آمدم. (23/5/70)

بازتاب در: غریو


+ نوشته شـــده در پنج شنبه 93/1/28ساعــت 3:50 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
از روشنفکران ورشکسته تا...ورشکسته

مقدمه: متن زیر که در پست قبلی بصورت خصوصی و قبلا در گروپ هایی خاص بصورت کامل منتشر شده بود، به درخواست دوستان و برخی مخاطبین وبلاگ البته با حذفیات و سانسورهای فراوان در ادامه می آید(تمام سه نقطه ها سانسور و حذف است):

فلان حجت الاسلام معروفی که ساعتها قبل از سخنرانی اش سالن پر می شد و از در و دیوار آدم بالا می رفت ولی هرقدر چشم می چرخاندی همه افرادی که می دیدی آقایان ریشو و خانم های چادری هم تیپ و هم شکل ما بودند به نظر من به لحاظ توانایی در ارتباط گیری با بخش های مختلف جامعه و فهم دغدغه ها و نیازهای اقشار و سطوح مختلف جوانان همانقدر عاجز است که یک روشنفکر سیگاری پهلوگرفته در پستوی فلان کافه
هر دو دارند برای مردم نسخه می پیچند ولی مردمی که دور و برشان می بینند فقط یک بخش از مردم است و گاهی اوقات تاثیرگذاری شان از یک حلقه اطرافیان بالاتر نرفته و حتی گاهی به خانواده های خودشان هم نمی رسد. هر دو به نظر من اگرچه تیپ های متفاوتی دارند ولی ورشکسته اند و استعمال واژه ورشکسته صرفا برای یک سری روشنفکر ورشکسته صحیح نیست .

هنر انقلاب اسلامی و امام و سخنران هایش چون مرحوم بهشتی و شریعتی و طالقانی و امام سیدعلی خامنه ای و ... این بود که توانستند با توده ارتباط برقرار کنند نه صرفا با یک تیپ مذهبی و حزب اللهی خاص ، بدنه حزب اللهی حامی جمهوری اسلامی نیز اگر در برداشتش از طبقات مختلف جامعه و فهم درست نسبت به دغدغه های اجتماعی و فهم مردم به معنای واقعی و توانایی ارتباط گیری با سطوح مختلف تصحیح انجام ندهد تا ابد عقیم و فاقد توان هرگونه جریان سازی خواهد ماند .

این پوستر را سایت افسران منتشر کرده و دوستان زیادی آن را پخش کرده اند.

اینها را که آدم می بیند بیش از پیش پی می برد که بخش عظیمی از بدنه حامی جمهوری اسلامی اعم از رفقای حزب اللهی دور و بر خودمان (قسمتهایی از: بسیج، سپاه، نهادهای شبه دولتی، رفقای مسجدی، هیاتی ها، عدالتخواهان! و ...) فاقد درک درستی از مردم هستند. بخاطر همین هم اکنون نه زبان مفاهمه با بخش عظیمی از جامعه را بلدند و نه می توانند ارتباطی برقرار کنند و نه می توانند برای حل مشکلات زیر پوستی این بخش از جامعه به اینان امیدوار بود.
نهایت مدینه فاضله شان یک جامعه از هم گسیخته با قرار دادن مردم در برابر هم است که نیمی از توده مردم بالطبع خودی و نیمی دیگر غیر خودی می شوند. مردم دائما در حال درگیری باهم برای
از بین بردن یا حفظ انقلاب و ارزشها هستند و ...(دقیقا مانند آنچه در پوستر قابل مشاهده است ). یا همین تزهای جدید برخی دوستان که جهت واکنش به توافقنامه ژنو پیشنهاد ... میدهند!(جل الخالق) یا نهایتش ... احتمالا اگر آن روشنفکران هم اجازه تجمع داشتند چنین کارهایی میکردند...جلسه میگیرند، همایش میگیرند، اعتراض میکنند، نشریه چاپ میکنند، و در تمام همه ی اینها افراد هیچ تغییری نمیکند! و احتمالا نخواهد کرد. ....
به نظر مهمترین دلیل ورشکستگی دکان روشنفکری در ایران پس از انقلاب و به شکست رسیدن جنبش های اجتماعی چون شورش سطل آشغال سال 88 که مهمترین ادعایش مردمی بودن و سوار شدن بر گرده توده بود را باید در همین دلیل فهم کاریکاتوری از مردم جست و جو کرد .
 بدنه حزب اللهی حامی جمهوری اسلامی نیز اگر در برداشتش از طبقات مختلف جامعه و فهم درست نسبت به دغدغه های اجتماعی و فهم مردم به معنای واقعی تصحیح انجام ندهد تا ابد عقیم و فاقد توان هرگونه جریان سازی خواهد.

به راستی در عمل چه فرقی بین روشنفکران و رفقای حزب اللهی وجود دارد، آنها مدام از مردمی میگویند که هیچ درکی از آنها ندارند و هیچ مردمی نیز دور آنها نیست، و مانیز همچنین...به راستی حلقه تنگ اطرافیان ما چقدر بازتر از حلقه های تنگ روشنفکران است؟!!!!

منتظر نظرات دوستان هستم...

...

 


+ نوشته شـــده در یکشنبه 92/12/25ساعــت 11:58 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
از روشنفکران ورشکسته تا...ورشکسته
[دوستانی که قصدمطالعه متن را دارند، به بنده پیامک بزنندتا رمز را دریافت کنند.ضمنا دوستان گروپ م.شیراز مطلع باشند، این همان متن منتشرشده در گروپ هست.]  


+ نوشته شـــده در دوشنبه 92/12/5ساعــت 10:29 صبح تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
ازصفرتاصدمذاکره با آمریکا

مقاله؛ سخنرانی:

پرونده سایت سیدناالقائد درباره مذاکره با آمریکا

 فیش‌های مربوط به «مذاکره با آمریکا» در کلام آقا 

پیام امام به خاطر جشن قطع رابطه با آمریکا

4 توصیه تاریخی امام خمینی برای فریب امریکا

مقاله شفاهی سحن رحیم پور در مورد تنش و تنش زدایی و مذاکره با آمریکا(جدید)

سخنرانی مهم حسن رحیم پور با موضوع؛ شاخص‌های دیپلماسی از منظر امام خمینی (ره)

مقاله شهیدآوینی "بازی دیپلماسی بازی مرگ است"(جدید)

سایت کمیته صیانت از منافع ایران

کتاب؛ جزوه؛ نشریه؛ شعر:

جزوه"استکبارستیزی" کاری از بسیج دانشگاه امام صادق(ع) (فایل ورد) (جدید)

جزوه آمریکا از نگاه رهبرانقلاب

  مرگ بر آمریکا در بیانات امام خمینی

مرگ بر امریکا در بیانات رهبری

جزوه مفصلی درباره رابطه با آمریکااست: آزمون بصیرت- واکاوی علل قبح‌شکنی از رابطه با آمریکا

جزوه‌ای کوتاه از آیت الله خامنه‌ای: چرا با آمریکا مذاکره نمی‌کنیم؟

جزوه آمریکا علیه آمریکا

مواضع مقامات آمریکا پیرامون انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران 

ویژه‌نامه نشریه خیزش در سال 85:نشریه خیزش- ویژه رابطه با آمریکا سال 85

کتاب آمریکا از دیدگاه امام خمینی

شعر خواندنی یوسفعلی میرشکاک

شعر؛همه اش تقصیر خمینی بود

فیلم و کلیپ تصویری:

کلیپ(عبد صالح)از آمریکا می‌ترسید؟(جدید)

اشباح دهه اول در اشخاص دهه چهارم / بازخوانی اسناد لانه جاسوسی(فیلم + جزوه+ صوت)

کلیپ ماجرای شکست آمریکا در خاورمیانه

کلیپ تصویری سیاهه جنایات آمریکا

برشی از فیلم انقلاب درخیابان روزولت/ سه دهه تقابل انقلاب اسلامی با غرب/(خرید مستند)

فیلم/ واکنش مردم ایران به مذاکره با آمریکا در تریبون آزاد شبکه سی ان ان در میدان تجریش

فیلم کامل فرشتگان قصاب
کشتار حجاج در سال 66بخاطر مرگ برآمریکا به روایت شهید آوینی

مجموعه محصولات(فیلم،مستند،نرم افزار) ضدآمریکایی موسسه آرمان

کلیپ های صوتی:

مستندصوتی تجربه مذاکره(جدید)

کلیپ صوتی مذاکره با ظالم

کلیپ صوتی من انقلابی‌ام

کلیپ صوت مرگ و زندگی(نظررهبرانقلاب درباره مذاکره با آمریکا)

کلیپ صوتی آمریکا قابل اعتماد نیست

کلیپ صوتی روایت رهبر انقلاب از شکست آمریکا در طبس

پادکست: جنگ، جنگ تا رفع فتنه از کل جهان

صوت؛تنش، تولد و آنگاه تمدن سازی(?سخنرانی مهم حسن رحیم پوردر موردنسبت عدم سازش باآمریکابا پیشرفت کشور)

پوستر؛ مجموعه طرح؛ کاریکاتور؛ اینفوگرافیک:

مجموعه پوسترهای "صداقت آمریکایی" (جدید)

مجموعه پوسترهای رمی جمرات(1) (جدید)

مجموعه پوسترهای رمی جمرات(2) (جدید)

مجموعه پوسترهای رمی جمرات(3) (جدید)

مجموعه پوسترهای رمی جمرات(4) (جدید)

مجموعه پوسترهای رمی جمرات(5) (جدید)

طرحی مناسب ایام محرم و هیئات "باماباش در امان باش" (جدید)

فلش کارت و نمایشگاه «چرا مرگ بر آمریکا»

مجموعه طرح: «شکست آمریکا»

مجموعه طرح: «غربی‌ها رحم نمی‌کنند»

مجموعه طرحایران قربانی ترور..

مجموعه پوسترهای ضدآمریکایی اوایل انقلاب(از نگارخانه هنر پوسترانقلاب اسلامی دانشگاه شیکاگو)

کاریکاتورهای برگزیده با موضوع مذاکره ایران و آمریکا

کاریکاتور/تاریخ ترسناک روابط ایران و امریکا

اینفوگرافیک | سیاهه جنایات آمریکا

اینفوگرافیک دولتمردان غیرمنطقی آمریکا

اینفوگرافیک | سوء‌استفاده استکبار از مفاهیم شریف

اینفوگرافیک | نرمش قهرمانانه

اینفوگرافیک / 36مواضع مقامام آمریکایی دربرابرایران
اینفوگرافیک/ اتاق فکرکاخ سفیدبرای مذاکره با ایران

شهدای مبارزه با آمریکا:

شهیدی که یک دور تسبیح، مرگ بر آمریکا گفت

نادر مهدوی کابوس فراموش ناشدنی ناوهای آمریکایی(زندگی نامه و داستانو فیلم)

شهید فاتح لانه جاسوسی آمریکا

شعر و سرودهای ضدآمریکایی شهید سراینده مرگ به کارتر
آوای انتظار  "مرگ برآمریکا" تلفن همراه:

همراه اول: ارسال کد32774 به شماره 8989 / ایرانسل: ارسال کد 441629 به شماره 7575/

کد گوشه نمای مرگ بر آمریکا که در وبلاگ نمایش داده شده:(جدید)

<br
 /><br /><p align="center"><br /><SPAN
style="position:absolute; right:0px; top:0px;"><a target=_blank
href="http://sianat.org/"><img border=0
src="http://chafie.persiangig.com/image/%D9%85%D8%B1%DA%AF%20%D8%A8%D8%B1%20%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7.png"
width="200" alt="مرگ بر آمریکا" 
height="200"></a></SPAN><p><p><p></p><br
 />        <br /><br />   


ما را با ارسال محتواهای تولیدشده در تکمیل این مجموعه یاری کنید. و همچنین در نشر و توزیع محتواهای موجود تلاش کنید. این پست به مرور تکمیل می شود...


+ نوشته شـــده در شنبه 92/7/27ساعــت 12:6 صبح تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
   1   2      >




مرگ بر آمریکا