سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
کتابخانه های ایران
سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
کتابخانه های ایران
از روشنفکران ورشکسته تا...ورشکسته

مقدمه: متن زیر که در پست قبلی بصورت خصوصی و قبلا در گروپ هایی خاص بصورت کامل منتشر شده بود، به درخواست دوستان و برخی مخاطبین وبلاگ البته با حذفیات و سانسورهای فراوان در ادامه می آید(تمام سه نقطه ها سانسور و حذف است):

فلان حجت الاسلام معروفی که ساعتها قبل از سخنرانی اش سالن پر می شد و از در و دیوار آدم بالا می رفت ولی هرقدر چشم می چرخاندی همه افرادی که می دیدی آقایان ریشو و خانم های چادری هم تیپ و هم شکل ما بودند به نظر من به لحاظ توانایی در ارتباط گیری با بخش های مختلف جامعه و فهم دغدغه ها و نیازهای اقشار و سطوح مختلف جوانان همانقدر عاجز است که یک روشنفکر سیگاری پهلوگرفته در پستوی فلان کافه
هر دو دارند برای مردم نسخه می پیچند ولی مردمی که دور و برشان می بینند فقط یک بخش از مردم است و گاهی اوقات تاثیرگذاری شان از یک حلقه اطرافیان بالاتر نرفته و حتی گاهی به خانواده های خودشان هم نمی رسد. هر دو به نظر من اگرچه تیپ های متفاوتی دارند ولی ورشکسته اند و استعمال واژه ورشکسته صرفا برای یک سری روشنفکر ورشکسته صحیح نیست .

هنر انقلاب اسلامی و امام و سخنران هایش چون مرحوم بهشتی و شریعتی و طالقانی و امام سیدعلی خامنه ای و ... این بود که توانستند با توده ارتباط برقرار کنند نه صرفا با یک تیپ مذهبی و حزب اللهی خاص ، بدنه حزب اللهی حامی جمهوری اسلامی نیز اگر در برداشتش از طبقات مختلف جامعه و فهم درست نسبت به دغدغه های اجتماعی و فهم مردم به معنای واقعی و توانایی ارتباط گیری با سطوح مختلف تصحیح انجام ندهد تا ابد عقیم و فاقد توان هرگونه جریان سازی خواهد ماند .

این پوستر را سایت افسران منتشر کرده و دوستان زیادی آن را پخش کرده اند.

اینها را که آدم می بیند بیش از پیش پی می برد که بخش عظیمی از بدنه حامی جمهوری اسلامی اعم از رفقای حزب اللهی دور و بر خودمان (قسمتهایی از: بسیج، سپاه، نهادهای شبه دولتی، رفقای مسجدی، هیاتی ها، عدالتخواهان! و ...) فاقد درک درستی از مردم هستند. بخاطر همین هم اکنون نه زبان مفاهمه با بخش عظیمی از جامعه را بلدند و نه می توانند ارتباطی برقرار کنند و نه می توانند برای حل مشکلات زیر پوستی این بخش از جامعه به اینان امیدوار بود.
نهایت مدینه فاضله شان یک جامعه از هم گسیخته با قرار دادن مردم در برابر هم است که نیمی از توده مردم بالطبع خودی و نیمی دیگر غیر خودی می شوند. مردم دائما در حال درگیری باهم برای
از بین بردن یا حفظ انقلاب و ارزشها هستند و ...(دقیقا مانند آنچه در پوستر قابل مشاهده است ). یا همین تزهای جدید برخی دوستان که جهت واکنش به توافقنامه ژنو پیشنهاد ... میدهند!(جل الخالق) یا نهایتش ... احتمالا اگر آن روشنفکران هم اجازه تجمع داشتند چنین کارهایی میکردند...جلسه میگیرند، همایش میگیرند، اعتراض میکنند، نشریه چاپ میکنند، و در تمام همه ی اینها افراد هیچ تغییری نمیکند! و احتمالا نخواهد کرد. ....
به نظر مهمترین دلیل ورشکستگی دکان روشنفکری در ایران پس از انقلاب و به شکست رسیدن جنبش های اجتماعی چون شورش سطل آشغال سال 88 که مهمترین ادعایش مردمی بودن و سوار شدن بر گرده توده بود را باید در همین دلیل فهم کاریکاتوری از مردم جست و جو کرد .
 بدنه حزب اللهی حامی جمهوری اسلامی نیز اگر در برداشتش از طبقات مختلف جامعه و فهم درست نسبت به دغدغه های اجتماعی و فهم مردم به معنای واقعی تصحیح انجام ندهد تا ابد عقیم و فاقد توان هرگونه جریان سازی خواهد.

به راستی در عمل چه فرقی بین روشنفکران و رفقای حزب اللهی وجود دارد، آنها مدام از مردمی میگویند که هیچ درکی از آنها ندارند و هیچ مردمی نیز دور آنها نیست، و مانیز همچنین...به راستی حلقه تنگ اطرافیان ما چقدر بازتر از حلقه های تنگ روشنفکران است؟!!!!

منتظر نظرات دوستان هستم...

...

 


+ نوشته شـــده در یکشنبه 92/12/25ساعــت 11:58 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
از روشنفکران ورشکسته تا...ورشکسته
[دوستانی که قصدمطالعه متن را دارند، به بنده پیامک بزنندتا رمز را دریافت کنند.ضمنا دوستان گروپ م.شیراز مطلع باشند، این همان متن منتشرشده در گروپ هست.]  


+ نوشته شـــده در دوشنبه 92/12/5ساعــت 10:29 صبح تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
ازصفرتاصدمذاکره با آمریکا

مقاله؛ سخنرانی:

پرونده سایت سیدناالقائد درباره مذاکره با آمریکا

 فیش‌های مربوط به «مذاکره با آمریکا» در کلام آقا 

پیام امام به خاطر جشن قطع رابطه با آمریکا

4 توصیه تاریخی امام خمینی برای فریب امریکا

مقاله شفاهی سحن رحیم پور در مورد تنش و تنش زدایی و مذاکره با آمریکا(جدید)

سخنرانی مهم حسن رحیم پور با موضوع؛ شاخص‌های دیپلماسی از منظر امام خمینی (ره)

مقاله شهیدآوینی "بازی دیپلماسی بازی مرگ است"(جدید)

سایت کمیته صیانت از منافع ایران

کتاب؛ جزوه؛ نشریه؛ شعر:

جزوه"استکبارستیزی" کاری از بسیج دانشگاه امام صادق(ع) (فایل ورد) (جدید)

جزوه آمریکا از نگاه رهبرانقلاب

  مرگ بر آمریکا در بیانات امام خمینی

مرگ بر امریکا در بیانات رهبری

جزوه مفصلی درباره رابطه با آمریکااست: آزمون بصیرت- واکاوی علل قبح‌شکنی از رابطه با آمریکا

جزوه‌ای کوتاه از آیت الله خامنه‌ای: چرا با آمریکا مذاکره نمی‌کنیم؟

جزوه آمریکا علیه آمریکا

مواضع مقامات آمریکا پیرامون انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران 

ویژه‌نامه نشریه خیزش در سال 85:نشریه خیزش- ویژه رابطه با آمریکا سال 85

کتاب آمریکا از دیدگاه امام خمینی

شعر خواندنی یوسفعلی میرشکاک

شعر؛همه اش تقصیر خمینی بود

فیلم و کلیپ تصویری:

کلیپ(عبد صالح)از آمریکا می‌ترسید؟(جدید)

اشباح دهه اول در اشخاص دهه چهارم / بازخوانی اسناد لانه جاسوسی(فیلم + جزوه+ صوت)

کلیپ ماجرای شکست آمریکا در خاورمیانه

کلیپ تصویری سیاهه جنایات آمریکا

برشی از فیلم انقلاب درخیابان روزولت/ سه دهه تقابل انقلاب اسلامی با غرب/(خرید مستند)

فیلم/ واکنش مردم ایران به مذاکره با آمریکا در تریبون آزاد شبکه سی ان ان در میدان تجریش

فیلم کامل فرشتگان قصاب
کشتار حجاج در سال 66بخاطر مرگ برآمریکا به روایت شهید آوینی

مجموعه محصولات(فیلم،مستند،نرم افزار) ضدآمریکایی موسسه آرمان

کلیپ های صوتی:

مستندصوتی تجربه مذاکره(جدید)

کلیپ صوتی مذاکره با ظالم

کلیپ صوتی من انقلابی‌ام

کلیپ صوت مرگ و زندگی(نظررهبرانقلاب درباره مذاکره با آمریکا)

کلیپ صوتی آمریکا قابل اعتماد نیست

کلیپ صوتی روایت رهبر انقلاب از شکست آمریکا در طبس

پادکست: جنگ، جنگ تا رفع فتنه از کل جهان

صوت؛تنش، تولد و آنگاه تمدن سازی(?سخنرانی مهم حسن رحیم پوردر موردنسبت عدم سازش باآمریکابا پیشرفت کشور)

پوستر؛ مجموعه طرح؛ کاریکاتور؛ اینفوگرافیک:

مجموعه پوسترهای "صداقت آمریکایی" (جدید)

مجموعه پوسترهای رمی جمرات(1) (جدید)

مجموعه پوسترهای رمی جمرات(2) (جدید)

مجموعه پوسترهای رمی جمرات(3) (جدید)

مجموعه پوسترهای رمی جمرات(4) (جدید)

مجموعه پوسترهای رمی جمرات(5) (جدید)

طرحی مناسب ایام محرم و هیئات "باماباش در امان باش" (جدید)

فلش کارت و نمایشگاه «چرا مرگ بر آمریکا»

مجموعه طرح: «شکست آمریکا»

مجموعه طرح: «غربی‌ها رحم نمی‌کنند»

مجموعه طرحایران قربانی ترور..

مجموعه پوسترهای ضدآمریکایی اوایل انقلاب(از نگارخانه هنر پوسترانقلاب اسلامی دانشگاه شیکاگو)

کاریکاتورهای برگزیده با موضوع مذاکره ایران و آمریکا

کاریکاتور/تاریخ ترسناک روابط ایران و امریکا

اینفوگرافیک | سیاهه جنایات آمریکا

اینفوگرافیک دولتمردان غیرمنطقی آمریکا

اینفوگرافیک | سوء‌استفاده استکبار از مفاهیم شریف

اینفوگرافیک | نرمش قهرمانانه

اینفوگرافیک / 36مواضع مقامام آمریکایی دربرابرایران
اینفوگرافیک/ اتاق فکرکاخ سفیدبرای مذاکره با ایران

شهدای مبارزه با آمریکا:

شهیدی که یک دور تسبیح، مرگ بر آمریکا گفت

نادر مهدوی کابوس فراموش ناشدنی ناوهای آمریکایی(زندگی نامه و داستانو فیلم)

شهید فاتح لانه جاسوسی آمریکا

شعر و سرودهای ضدآمریکایی شهید سراینده مرگ به کارتر
آوای انتظار  "مرگ برآمریکا" تلفن همراه:

همراه اول: ارسال کد32774 به شماره 8989 / ایرانسل: ارسال کد 441629 به شماره 7575/

کد گوشه نمای مرگ بر آمریکا که در وبلاگ نمایش داده شده:(جدید)

<br
 /><br /><p align="center"><br /><SPAN
style="position:absolute; right:0px; top:0px;"><a target=_blank
href="http://sianat.org/"><img border=0
src="http://chafie.persiangig.com/image/%D9%85%D8%B1%DA%AF%20%D8%A8%D8%B1%20%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7.png"
width="200" alt="مرگ بر آمریکا" 
height="200"></a></SPAN><p><p><p></p><br
 />        <br /><br />   


ما را با ارسال محتواهای تولیدشده در تکمیل این مجموعه یاری کنید. و همچنین در نشر و توزیع محتواهای موجود تلاش کنید. این پست به مرور تکمیل می شود...


+ نوشته شـــده در شنبه 92/7/27ساعــت 12:6 صبح تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
محاسبه اعمال دانشجویی

یکی از مسائل مورد غفلت ما دانشجویان و افراد فعال در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بی توجهی به امر مهم محاسبه و مراقبه بر فعالیت های اجتماعی امان است. مسئله ای که در امور فردی و اخلاقیات بارها خوانده و از منابر شنیده ایم که ان شاالله عامل به آن هم باشیم. اما این مهم در مسائل اجتماعی و تشکیلاتی هم موضوعیت پیدا می کند و از جهاتی بدلیل تاثیراتی که عمل ما به عنوان دانشجو و به عنوان یک تشکیلات بر جامعه و روند یک جریان عمومی در جامعه می گذارد مهم تر و جدی تر خواهد بود. چرا که تبعات انحراف و اعوجاج در عمل اجتماعی و سیاسی ما(دانشجو _ تشکل) بر جامعه و جریان دانشجویی تا مدت ها باقی خواهدماند و به این سادگی ها ترمیم نخواهد شد و مانند مسائل فردی هم نخواهد بود که فقط مربوط به یک نفر باشد.

در این شب های قدر که از نفس خود حساب کشی می کنیم و برای کارهای غلط و کارهای درست انجام نداده استغفار می کنیم که البته مصادف شده با مهمترین دیدار سالیانه تشکل های دانشجویی با ره بر انقلاب اسلامی بهترین فرصت است تا حساب کشی از اعمال اجتماعی و سیاسی خود داشته باشیم. منویات حضرت آقا به عنوان شاخصی بی بدیل که همه ی ما حداقل در سطح زبان فدائی ولایت  و همگی مدعای تبعیت از ایشان را داریم به عنوان بهترین سنگ محک هست برای محاسبه رفتار اجتماعی و سیاسی ما.

امروز یکسال از مهمترین مطالبات و تذکرات امام خامنه ای روحی له الفداه خطاب به دانشجویان می گذرد، با نگاهی به آنچه ایشان یکسال پیش فرمودند و بازخوانی و محاسبه اعمال خودمان در تشکل های دانشجویی(اعم از بسیج دانشجویی، جنبش عدالتخواه، انجمن اسلامی مستقل و دفترتحکیم وحدت) خواهیم فهمید چقدر در عمل ولایتمدار بوده و حرکت اجتماعی ما به چه میزان در مسیر اصلی و اصیل قرار دارد و همچنین در چه حوزه هایی موفق عمل کرده و چه مسائلی مورد غفلت ما قرارگرفته است. به راستی چه نمره ای به خود می دهیم؟

مهمترین نکات و مطالبات حضرت آقا روحی له الفداه از دانشجویان در ماه رمضان سال گذشته(16/5/91):

1. لزوم شرح صدر سیاسى در بین دانشجویان. این ربطى به مسئولین و مدیران دانشگاه‌ها ندارد؛ مربوط به خود تشکلهاى دانشجوئى است. داشتن شرح صدر و برخورد غیر پرخاشگرانه‌ى با کسانى که با فکر انسان همراه نیستند؛ بالخصوص در زمینه‌هاى سیاسى. 

 2. وقتى کسى جزو اردوهاى جهادى است، به مناطق محروم سرکشى میکند، واقعیتها را به چشم مى‌بیند، طبعاً تفکر پیگیرى اقتصاد عدالت‌محور در او اینجور زنده میشود؛ این براى همه‌ى ما درس است. باید با قشرهاى مختلف جامعه مرتبط شد تا مسائل آنها را لمس کرد؛ این در تصمیم‌گیرى ما، در نگاه ما به مسائل گوناگون کشور اثر میگذارد.

3. شما دانشجو هستید، استاد هستید، اقتصاددان هستید؛ بسیار خوب، با زبان دانشگاهى، همین ایده‌ى اقتصاد مقاومتى را تبیین کنید.

4. یکى از چیزهائى که ما از دانشجوها توقع داشتیم و این به طور طبیعى در دانشگاه و در محیط جوان وجود دارد و بنده هم اصرار داشتم که این حالت در دانشگاه زنده بماند، مسئله‌ى آرمان‌گرائىاست. آرمانگرایی در سیاست، علم، معنویت و اخلاق و همه ی امور زندگی.

5. آرمان‌گرائى را با پرخاشگرى اشتباه نکنیم؛ تصور نکنیم که هر کس آرمان‌گراتر است، پرخاشگرتر و دعواکن‌تر است.

6. حضور فیزیکى و فکرى در مسائل عمومى کشور از سوى مجموعه‌ى دانشجوئى حتماً لازم است.

7. اگر مجموعه‌هاى دانشجوئى، کانون یا کانونهاى تصمیم و اقدام داشته باشند براى اینکه در مسائل گوناگون فکر کنند و تصمیم بگیرند، اقدامهاى آنها سنجیده‌تر خواهد بود.

8. جزو اساسى‌ترین مسائل است - پرهیز از قول به غیر علم، از غیبت، از تهمت. من خواهش میکنم شما جوانهاى عزیز به این مسئله اهتمام بورزید.

9. رقابت بر سر پست و مقام. خب، در یک دوره‌اى دانشجوهاى تشکلهاى اسلامى و ارزشى منزوى بودند؛ مسئله‌ى پست و مقام و احیاناً چرب و شیرین و اینها مطرح نبود، اما حالا گوشه و کنار ممکن است مطرح باشد؛ لذا مراقب باشید.

10. معرفتهاتان را بالا ببرید. عزیزان من! سقف معرفت خودتان را، سایتهاى سیاسى و اوراق روزنامه‌ها و پرسه زدن در سایتهاى گوناگون قرار ندهید؛ سقف معرفت شما اینها نیست. به نظر من آن کارى که مهم است انجام بگیرد، مطالعات اسلامى است.

11. نظارت و توجه به اوضاع کشور. نگاه مستفسرانه و دنبالِ پیدا کردن واقعیت، همراه با انتقاد.

12. ارتباط با تشکلهاى دانشجوئى جهان اسلام هم کار لازمى است.

13. اساسى‌ترین قضیه هم امید است. سعى کنید امید را زنده نگه دارید. هرچه میتوانید، شعله‌ى امید را در دل خودتان و در دل مخاطبانتان زنده نگه دارید. با امید است که میشود پیش رفت.

اکنون ما به عنوان دانشجو پیش خودمان و تشکل های دانشجویی در جلسات داخلی اشان با بازنگری در عملکرد یکساله خود و قیاس با این مطالبات و تذکرات از خود حساب کشی کنیم تا آسیب ها، موانع و غفلت ها را شناسایی کرده ضمن تثبیت این 13 فرمان در برنامه ها و حوزه عملکردی مان، جهت رشد و پیشرفت با نگاهی رو به جلو ضمن اندیشه ورزی و رصد مهمترین مسائل جامعه و دانشگاه با نگاهی اجتهادی و محققانه منویات بسیارمهم چند روز پیش حضرت آقا را نصب العین یکسال پیش رو قرار دهیم.

متن کامل فرمایشات حضرت آقا در دیدار دانشجویی ماه رمضان سال 91

متن کامل فرمایشات حضرت آقا در دیدار دانشجویی ماه رمضان سال 92


پی نوشت: 1. یادش بخیر یکسال پیش در چنین روزی در محضر نائب الامام(کلیک کنید)

2. برخی دوستان عرض می کنند که این همه کار و همچنین مطالبات سال های قبل حضرت آقا هم هست، ما نمی توانیم!!! در جواب قسمتی از فرمایشات همان سال گذشته حضرت آقا را خدمتشان می گذارم: "ما در دیدارهاى دانشجوها معمولاً مطالباتى را مطرح میکنیم؛ آیا این پرتوقعى است؟ این یک سؤال است. اگر انسان مجموعه‌ى عرایضى را که من در دیدارهاى دانشجوئى، چه در ماه رمضان‌ها، چه در دانشگاه‌هائى که من در شهرستانها یا در تهران شرکت کردم، جمع کند، یک فهرست طولانى از مطالبات این حقیر از مجموعه‌ى دانشجویان به وجود مى‌آید. ممکن است کسى بگوید آقا اینها پرتوقعى است. من عقیده ندارم پرتوقعى است.چرا؟ توجه به نیروى متراکم در دانشگاه، گمان پرتوقعى را نفى میکند. اگر چنانچه شما از یک جوان ورزشکارِ پرنشاطِ نیرومندى بخواهید یک بار سنگینى را از یک جائى بردارد، به یک جاى دیگرى بگذارد، این به‌هیچ‌وجه توقع زیادى نیست. بله، اگر چنانچه فرتوت باشد، پیر باشد، ضعیف باشد، لاغر باشد، نمیشود توقع داشت؛ اما وقتى تواناست، خب بکند. دانشگاه یک محیط تراکم نیرو است؛ این نیروها ناشى از دو عنصر اصلى است: یکى اصل جوانى است، که من عقیده‌ام این است خیلى از جوانها خودشان قدر نیروى جوانى را نمیدانند؛ یعنى هنوز کشف نکردند توانائى بى‌حد و حصرى را که در محیط جوان وجود دارد. جوانى یک سرچشمه‌ى فیاضِ تمام‌نشدنى از نیرو است. عنصر دوم، خود مسئله‌ى علم و دانش و دانشجوئى است. خود دانشجوئى به انسان توان میدهد. توجه به علم، توجه به دانش، خودش توان‌افزا و توان‌آفرین است. البته بر این دو عنصر اضافه کنیم فضائى را که انقلاب به وجود آورد؛ و اگر بخواهیم با نگاه حداقلى نگاه کنیم، انقلاب این فضا را در محیطهاى جوان و محیطهاى دانشجوئى، حداقل تشدید و مضاعف کرد. یعنى حالت نشاط، سرزندگى، دورى از دلمردگى، اعتماد به نفس، در محیط دانشجوئى زیاد است. بنابراینما هرچه از دانشجوها توقع داشته باشیم، کارهاى سخت را از آنها بخواهیم، متوجه آنها بکنیم، توقعات ارائه بدهیم، به نظر من پرتوقعى نیست. کارهاى زیادى میشود انجام داد. ما یک جریان سیّال و نیروى تمام‌نشدنى‌اى داریم که اگر چنانچه این نیرو آزاد شود و هدایت شود، میتواند کشور را به طور کامل آباد کند."


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 92/5/9ساعــت 3:25 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
امام جشن تولد ندارد!

با وقوع انقلاب اسلامی و به تعبیر امام خمینی(ره) تحقق حاکمیت الله توسط صالحان بر روی زمین به تبع شیوه ی نوین حکومتی پیاده شد. حکومت اسلامی که در مسیر شبیه شدن به حکومت علوی و زمینه سازی حکومت مهدوی تلاش کرد پارادیمی مبتنی براسلام ناب در تمام شئون زندگی و بطور خاص از رابطه بین امام و امت، فلسفه حکومت اسلامی، شانیت و جایگاه حاکمان، نفی چاپلوسی و تاکید بر تکالیف مردم نسبت به حاکم و...ارائه کند.

این تمایزات بین اسلام ناب و بقیه مدل های حکومتی در گفتار و بطور قابل توجه تری در رفتار و سلوک عملی حضرت روح الله(ره) و خلف صالح ایشان حضرت امام خامنه ای(روحی له الفداه) قابل مشاهده است. آنجا که امام(ره) تا زمانیکه زنده بودند اجازه نداند عکس شان روی اسکانس ها چاپ بشود و زمانی رئیس صدا و سیما را احضار و مواخذه می کنند که چرا اینقدر تصویر من را پخش می کنید، سهم مردم مستضعف در این رسانه بیشتر از من است و حتی در سخنرانی علنی صراحتا از اینکه عکس و اسم ایشان تیتر روزنامه ها می شود انتقاد جدی می کنند و از روزنامه ها می خواهند که عکس مردم پرتلاش اما محروم از رسانه را چاپ کنند.

حضرت امام خامنه ای(روحی له الفداه) نیز مکررا وقتی درسرودهایی ایشان را با حضرت علی(ع) و ائمه اطهار(ع) قیاس می کنند شدیدا واکنش نشان داده و به عنوان مثال در12 آبان سال80 فرمودند:" وقتى کسانى اسم مبارک امیرالمؤمنین علیه‌السّلام یا اسم مبارک ولىّ‌عصر روحى‌فداه را مى‌آورند، بعد اسم ما را هم دنبالش مى‌آورند، بنده تنم مى‌لرزد. ما کجا، کمترین و کوچکترین شاگردان آنها کجا؟ ما کجا و قنبرِ آنها کجا؟ ما کجا و آن غلام حبشىِ فداشده در کربلاى امام حسین علیه‌السّلام کجا؟ ما خاک پاى آن غلام هم محسوب نمى‌شویم."

یا حتی در سفر آبان ماه سال 90 به کرمانشاه با گلایه نسبت به تبلیغات مسرفانه و برخلاف شان حضرتشان فرمودند:" من یک گلایه‌ى کوچکى هم دارم؛ آن گلایه این است که من وقتى توى خیابانهاى کرمانشاه رفتم، دیدم به شکل غیر متعارفى عکسهاى بزرگى از چهره‌ى این حقیر در مسیر نصب شده - به افراط، به اسراف - حتّى به نظرم در راه پاوه که میرفتیم، من دیدم در بعضى جاها توى جاده هم عکس نصب کرده‌اند؛ چرا؟ این همه عکس! این کار چند تا اشکال دارد: یکى اینکه اینها هزینه‌بر است، خرج دارد - من اطلاع دارم، میدانم - و کارى است کاملاً غیر لازم، با هزینه‌ى سنگین؛ خب، این توجیهى ندارد. ثانیاً این نحوه‌ى کار کردن و عکس زدن و تبلیغهاى اینجورى، مناسب وضع ما و شأن نظام جمهورى اسلامى و شأن طلبگى ما نیست؛ اینجور کارها مال دیگران است. کار ما بایستى با بساطت و سادگى پیش برود. اینجور کارهاى رنگ و لعاب‌دار، متناسب با وضع ما نیست؛ و البته از لحاظ فنى هم کسى نگاه کند، اینها ضد تبلیغ هم هست. حالا اگر کسى هم میخواهد واقعاً یک محبتى بکند، اینها کارهائى است که خیلى تأثیر ندارد؛ تأثیرات عکس هم دارد. به هر حال من گلایه‌مند شدم. ه هر حال اینجور کارها خوب نیست. این را همه‌ى دوستان، مسئولان و همکاران بدانند؛ این سبک کار کردن و تبلیغاتِ این شکلى، باب انقلاب و نظام اسلامى نیست."

اما متاسفانه گاها برخی از افراد هرچند از سَرابراز محبت و علاقه علاوه بر غلو و بیان حرف های بدون مبنا، اقداماتی خلاف منش حکومتی اسلام ناب و شان و جایگاه عظیم ولایت مطلقه فقیه انجام می دهند که نتیجه آن دقیقا منطبق برخواست دشمنان ولایت فقیه می شود. عاشقانی که نه تنها منویات روشن و بدون تعارف امام حاضر و حاکم خویش را نخوانده بلکه اندکی تعقل و درایت در ابراز محبت خود به این جایگاه رفیع نمی کنند.

در همین راستا قرار است توسط فرهنگی حوزه مقاومت بسیج 3 امام حسین(ع)، سپاه ناحیه بقیه الله(عج) شیراز، موسسه خیریه متوسلین به حضرت زهرا(س) و اداره اوقاف و امور خیریه ناحیه 3 شیراز ویژه برنامه ای برای سالروز تولد مقام معظم رهبری برگزار بشود. این برنامه در حالی توسط نهادهای حاکمیتی برگزار می شود که علاوه بر تبلیغات فراوان و پرهزینه بنری در سطح شهر، همچنین وعده داده شده که همراه با افطاری و پذیرایی در تالار حافظ همراه خواهد بود، آن هم در چنین شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی. مسلما نه تنها بدین وسیله نمی توان قلوب مردم را به سمت شخصیت بی نظیر و الهی امام خامنه ای(روحی له الفداه) هدایت کرد، بلکه تبعات منفی اجتماعی چنین جشنی در بین مردم به این راحتی ها ترمیم نخواهد شد.

شکرگزاری وجود این نعمت الهی باید در خور و شان واقعی آن باشد، و با مدل های مسرفانه، بی مبنا، از سراحساس و خلاف شانیت این جایگاه رفیع الهی وهن حضرت ایشان خواهد بود. عاشقان و دوستداران ولایت باید بدانند که با چنین کارهایی نه تنها درجهت بزرگداشت و شکرگزاری این نعمت الهی اقدام نکرده اند بلکه توهینی به نائب امام زمان(عج) خواهد بود که با چنین حرکت هایی سطحی جنین جایگاهی را تنزل می دهند. می بایست با تعمق، تبیین و نشر فرمایشات حکیمانه حضرت آقا(روحی له الفداه)، اقدام عملی مسئولین و تک تک عاشقان ولایت در راستای منویات ایشان شکرگزار وجود ایشان بود تا کمی گرد مظلومیت از چهره پرفروغ ایشان برداشته بشود.

تمام اینها در حالیست که دقیقا در همین موضوع برپایی جشن نص صریح گلایه آمیزی از مقام معظم رهبری وجود دارد، که دیگر اجتهاد محبان امام در برابر نص امام جایز نخواهد بود. روزنامه کیهان در 3 مرداد سال 86 اینگونه می نویسد:" از مدتی پیش روز 24 تیرماه شماری از ارادتمندان رهبر انقلاب فرارسیدن این روز را به عنوان روز تولد رهبری به یکدیگر تبریک می گویند و امسال در تفاوتی با گذشته علاوه بر ارسال شاخه های گل، کارت تبریک، پخش شربت و شیرینی، تهنیت از طریق پیام های تلفنی و... برخی از روزنامه ها نیز، ستون و صفحه و یادداشت به این روز اختصاص دادند. 

بنا بر این گزارش، چند سال پیش وقتی برای اولین بار سبدهای گل و نامه های تبریک میلاد به ایشان رسید، در چند کلمه خطاب به یکی از نزدیکان خویش نوشته بودند «اولاً، مولود این حقیر در تیرماه نیست و ثانیاً؛ من و روز تولدم ارزش این محبت ها را نداریم و اینها موجب شرمندگی من است، در عین حال لازم است از همه آنها تشکر شود.»

براساس این گزارش، در اقدامی بی‌سابقه، امسال در یکی از استان ها به مناسبت سالروز تولد رهبر انقلاب جشنی برپا و از برخی مسوولان برای حضور در این مراسم دعوت کرده بودند. پس از رسیدن این خبر به آیت‌الله خامنه‌ای، ایشان در حاشیه برگه‌ای که حاوی آن خبر بود نوشته‌اند: «این کار غلط است، این تولد و امثال آن هیچ جشنی ندارد، برگزارکنندگان مسئول وقت و عمر و اموالی هستند که در این کار صرف و ضایع می شود. من از کسی که برای تولد من جشن می گیرد به هیچ وجه متشکر نمی شوم و او را مسئول زیان های این کار هم می شناسم.»

جهت جلوگیری از اسراف، ضدتبلیغ های اینچنینی، حفظ جایگاه و شانیت ولایت مطلقه فقیه و همچنین تبعیت عملی از فرمایش صریح ایشان مبنی بر غلط بودن چنین اقداماتی شایسته است نهادهای برگزارکننده مراسم مذکور علاوه بر لغو جشن، سریعا بنرهای نصب شده در سطح شهر را جمع آوری کنند تا شاید کمی از تبعات اجتماعی آن کاسته بشود و از رهبرمعظم انقلاب و مردم فهیم عذرخواهی کنند که در غیراینصورت همانطور که ولی فقیه فرمودند برگزارکنندگان مسئول وقت و اموالی هستند که در این کار صرف و ضایع شده و آنها مسئول زیان های این کار خواهند بود و از طرفی سنگ محکی برای مدعای ولایتمداری دوستداران حضرت آقا روحی له الفداه خواهد بود.

همین مطلب در سحاب نیوز

بعدنوشت: بنرها از سطح شهر جمع آوری و برنامه با عنوان جشن تولد رهبری لغو شد

 فرمانده سپاه بقیه الله شیراز از مقام معظم رهبری و مردم عذرخواهی کرد


+ نوشته شـــده در شنبه 92/4/22ساعــت 12:59 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد!

ورود و حضور در فعالیت های دانشجویی، بخصوص در حوزه سیاسی بدلیل سطحی نگری ها و تصمیم گیری های مبتنی بر احساسات، گاها دچار آسیب ها و انحرافاتی می شود که اگر به موقع و دقیق وارد عمل نشوند، خسارت های جبران ناپذیر و انحرافاتی در تاریخ تشکل های دانشجویی را موجب می شود.

دانشجوی سیاسی از دست اشراف و احزاب و گروه های سیاسی آزاد باید گردد. اما "تحرک سیاسی در دانشگاه، واجب و لازم است. اصلا نباید از آن اجتناب کرد و نبایستی از آن ترسید، ونبایستی اجازه داد که خاموش بشود."(1)

لذا حضور فعالانه جنبش دانشجویی در عرصه سیاست ضرورتی غیرقابل انکار می باشد. اما نکته قابل توجه و تامل در این عرصه، قرائت ها و برداشت های مختلف از مفهوم "دانشجوی سیاسی" است که باعث انحرافات و آسیب هایی بر تشکل های دانشجویی می شود.

"دانشجوها باید سیاسی بشوند؛ یعنی فهم سیاسی پیدا کنند. فهم سیاسی غیر از سیاسی کاری و سیاسی بازی است، غیر از دستخوش جریان های سیاسی شدن است. اتفاقا فهم سیاسی باعث می شود آدم دستخوش جریان های سیاسی نشود...من همیشه روی این حرفم تکیه می کنم که دانشگاه باید سیاسی باشد تا فریب نخورد و وسیله ای برای کسانی نشود که می خواهند سر به تن نظام نباشد."(2)

"مطالب را از بالا سر خطوط سیاسی و جناح بازی ها دیدن، همان چیزی است که من از دانشجوی بسیجی توقع دارم."(3)

"یکی دیگر از آفات،(جنبش دانشجویی) به دام احزاب و گروه ها افتادن است؛ که این را قبلا هم گفتم. مواظب باشید؛ اختاپوس خطرناک احزاب و گروه های مختلف به سراغتان نیاید و شما را به دام نیندازد."(4)

متاسفانه در فضای جنبش دانشجویی مشاهده می شود برخی از تشکل های دانشجویی با برداشت غلط از مفهوم "دانشجوی سیاسی" دقیقا مورد خطاب نقد امام خامنه ای قرار می گیرند. چرا که با ورود آشکار یا پنهان خود به احزاب سیاسی _هرچند احزابی با برچسب ولایتمداری_ خواسته یا ناخواسته بازیچه جریان های سیاسی می شوند. مسلما این آفت با استقرار دولت جدید و کنش و واکنش های احزاب و گروه های سیاسی که همیشه سعی دارند تشکل های دانشجویی را به عنوان پایگاهی به ظاهرمستقل برای منافع خود حفظ کنند، بیش از پیش خواهد شد. در این میان تفاوتی بین گروه های سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب و به تبع آنها تشکل های همسو با آنها نخواهد بود، چرا که آنها با ایجاد موج های کاذب سیاسی تلاش دارند تشکل ها یا به عنوان بلندگوی آنها عمل کنند یا موضوعات صرفا سیاسی آنها را در صدر اولویت های خود قرار بدهند.

در این زمان است که آرمان خواهی و عدالت خواهی در منافع احزاب سیاسی مرتبط با تشکل دانشجویی خلاصه می شود. فریاد های عدالت تشکل دانشجویی، تبدیل به بلندگوی سیاسی احزاب می شود. این امر باعث می شود تا احزاب و سیاستمداران از دانشجویان به عنوان ابزاری در جهت منافع حزبی خود استفاده کنند.

گاها گفته می شود، حضور ما در احزاب و گروه های سیاسی، جدای از فعالیت های دانشجویی ما است، که این نوعی خودفریبی است. چرا که جنبش دانشجویی باید فارغ از هرگونه تمایلات حزبی و سیاسی فریاد عدالت و مطالبه خود را براساس نیازهای اصلی جامعه و نه موضوعات حاشیه ای گروه های سیاسی و احزاب بزند. امری که متاسفانه در برخی از تشکل ها و نشریات دانشجویی دانشگاه های شیراز با توجیه های گوناگون مشاهده می شود. جاییکه تشکل یا نشریه دانشجویی محلی برای تاخت و تاز سیاسیون و یا تبلیغ گروه ها و افراد سیاسی می شود و یا در سطح نازل تر همان خواست دوم گروه های سیاسی اتفاق می افتد که موضوعات صرفا سیاسی و به اصطلاح جنجالی به عنوان اولویت کاری آنها مطرح می شود.

محل اخذ تحلیل ها و نتیجتا مطالبات جنبش مستقل دانشجویی نباید گروه های سیاسی، نهادهای امنیتی و رسانه های خبری باشند؛ بلکه دانشجویان باید با تعمق در اسلام ناب مبتنی بر نیازهای واقعی کشور و مردم و براساس منویات صریح امام خامنه ای(روحی له الفداه) مسائل را تحلیل و مطالبات آرمانی خود را براساس آن شکل بدهد.

اما از سوی دیگر برخی از تشکل های دانشجویی نیز، به اسم حمایت از دولت _ هرچند دولتی پاک_ وارد بدنه دولت شده، و از وظیفه خود یعنی نقد و مطالبه از مسئولین باز می مانند. مسلم است ورود به بدنه دولت، آن هم توسط تشکل های دانشجویی، استقلال را از آن ها خواهد گرفت. و دیگر این تشکل و دانشجو بجای مطالبه از مسئولین دولتی، به توجیه اشتباهات دولت خواهد پرداخت و بجای فریادزدن آرمان ها، دچار محافظه کاری های مذموم می شود. و دیگر نخواهد توانست آنگونه که باید مطالبه خود را از مسئولین انجام بدهد، چرا که او دیگر وابسته و وامدار آن مسئولین شده است. در اینجاست که این تشکل های دانشجویی بجای اینکه به رسالت خود یعنی "تصمیم سازی" بپردازند، به حوزه ی انحرافی تصمیم گیری وارد می شوند.

در نهایت باید گفت همانقدر که حزبی شدن وسیاسی شدن تشکل های دانشجویی اشتباه است، که دولتی شدن و ورود به بدنه دولت و این انحرافاتی است که جنبش دانشجویی را از رسالت خود باز می دارد.

تشکل های دانشجویی که کار ویژه مخصوص و منحصربفرد خود را دارند، باید براساس نگاهی آرمانگرایانه با رصداصلی ترین موضوعات کشور و تعمیق در آنها بدون پرداختن به حواشی و موضع انفعال ضمن حمایت از دولت جمهوری اسلامی مطالبات آرمانی خود را بدون سرسوزنی عقب نشینی از مسئولین دولت انجام بدهند.

نهایتا اینکه جنبش دانشجویی باید با بصیرت، و به دور از محافظه کاری های مرسوم، وامدار هیچ حزب، گروه و دولتی نشوند و با تاسی به بیانات امام خامنه ای(روحی له الفداه) در عرصه سیاست حضور هوشمندانه و فعالانه داشته باشد و فریادهای عدالت خود را تنها برای آرمان های انقلاب اسلامی بزنند.

1. بیانات امام خامنه ای  6/12/1376

2. بیانات امام خامنه ای 27/6/1378

3. بیانات امام خامنه ای  14/7/1377

4. بیانات امام خامنه ای 1/9/1378

همین مطلب در شیرازه ؛ راز 57، تریبون مستضعفین، این عمار


+ نوشته شـــده در یکشنبه 92/4/9ساعــت 12:38 صبح تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
شورای چهارم شهر و خطر انحراف!

انتخابات شورای چهارم شهر و روستاها که امسال تحت شعاع انتخابات مهم ریاست جمهوری قرارگرفت، با تبلیغات مصرفانه و میلیونی افراد و ائتلاف های رنگارنگ مواجه شد. لیست های گروه های سیاسی با گرایش های متفاوت تا ائتلاف های قومی و صنفی و همچنین حضور افراد مستقل و همچنین از طرفی تعدد کاندیدها با وجود تبلیغات کم یک هفته ای باعث شد تا انتخاب 21نفر برای مردم سخت شود.

اما نهایتا با اعلام نتایج انتخابات چیزی که عیان شد؛ پیروزی لیست جبهه متحداصولگرایان بود بگونه ای که از 21 نفر راه یافته به شورای چهارم، 15نفر از لیست این گروه سیاسی بود. فارغ از بحث در باب چرایی و چگونگی این اتفاق، باید به این مسئله که 15نفر از 21نفر شورای چهارم از یک گروه سیاسی هستند به عنوان یک فرصت و از طرفی یک تهدید نگریست.

زمانی این مسئله به عنوان تهدید محسوب می شود که شورای شهر از رسالت اصلی و قانونی خود که خدمت به مردم است منحرف و دستمایه دعواهای سیاسی و جناحی شود. در شورای شهر به عنوان نهادی مردمی که با زندگی روزمره مردم سر و کار دارد، سلایق سیاسی و جناحی هیچ جایی ندارد و اصالت با خدمت خالصانه به مردم است. همانطور که در اصل‏100 قانون اساسی که وظایف شورای شهر را معین کرده است، هیچ اشاره ای به مسائل سیاسی ندارد: "برای‏ پیشبرد سریع برنامه‏ های‏ اجتماعی‏، اقتصادی‏، عمرانی‏، بهداشتی‏، فرهنگی‏، آموزشی‏ و سایر امور رفاهی‏ از طریق‏ همکاری‏ مردم‏ با توجه‏ به‏ مقتضیات‏ محلی‏، اداره‏ امور هر روستا، بخش‏، شهر، شهرستان‏ یا استان‏ با نظارت‏ شورایی‏ به‏ نام‏ شورای‏ ده‏، بخش‏، شهر، شهرستان‏ یا استان‏ صورت‏ می‏ گیرد که‏ اعضای‏ آن‏ را مردم‏ همان‏ محل‏ انتخاب‏ می‏ کنند." همین یک اصل قانون اساسی نشان می دهد که اعضای شورای شهر مسائل جناحی و سیاسی خود را باید خارج از شورا طرح کنند و نگذارند گرایش های سیاسی آنها برخدمت به مردم مقدم شود.

در همین راستا امام خامنه ای(روحی له الفداه) در اردیبشهت 78 می فرمایند: " مناقشات سیاسی و جناحی و ورود در هر اقدامی که اعضای شورای اسلامی را از اتحاد عملی خود دور کند، برای این شوراها مضر و ناروا است".

شورای چهارم نباید تحت تاثیر ریاست جمهوری و سلایق حاکم بر استان قرار بگیرد بلکه باید متاثر از منافع مردم باشد. شورای چهارم با جو غالب اصولگرایان باید بیش از پیش خدمت محور باشد تا سیاست زده. شورای آینده نباید مسائل و مشکلات روزمره را فدای دعواهای بیهوده سیاسی بکند. در انتخاب شهردار نیز نباید قبیله گرایی سیاسی حاکم شود، چرا که شهرداری نیز مسئولیتی خدماتی است و نه سیاسی. شورای چهارم باید با تقوای جمعی و خود نظارتی و از طرفی پاسخگویی مداوم به توده های مردم مانع از تکرار وقایع تلخ شورای سوم بشود.

رهبرمعظم انقلاب اسلامی در اسفند 81 ضمن تذکر مجدد این مسئله به صراحت می فرمایند:" شوراها را محل تسویه حساب حزبى و جناحى و باندى قرار ندهید. بگذارید شوراها براى مردم کار کنند. شوراها در برخى از شهرها کارهاى مفیدى انجام دادند و افراد خوبى در آن شهرها انتخاب شدند. در یک منطقه پدر سه شهید منتخب شد که مرد مؤمن و کارآمد و لایقى است. این عدّه در شوراها و براى مردم کار مى‌کردند. اما در بعضى جاها هم خوب عمل نکردند. عدّه‌اى از اعضا مرتکب اعمالى شدند که براى آن شهر مشکلاتى را به‌وجود آورد. من اسم این شهرها را نمى‌آورم. اعضاى شوراى این شهرها امتحان خود را به‌خوبى پس ندادند."

اما ما امیدواریم اعضای شورای چهارم با اکثریت اصولگرا ضمن پرهیز از مجادلات سیاسی، قدر این فرصت خدمت به مردم را بدانند و با تمسک به اصول اساسی اسلام و قانون اساسی مانند عدالتخواهی، تحقق شهر اسلامی، ارتباط دائم با مردم، مبارزه با فساد و تجملگرایی، تفاهم و همدلی اعضا، نظارت دقیق و بدون حاشیه بر عملکرد شهردار عملکرد موفق و اصول مداری از خود برجای بگذارد.

همین مطلب در سحاب نیوز؛ حرف تازه


پی نوشت: در پاسخ به دوستانی که می گویند چرا نمی نویسی، باید عرض کنم حرف های زیادی برای گفتن و نوشتن است که بیشتر آن را ترجیح داده ام حضورا و نهایتا در گروه های اینترنتی با دوستان به بحث بگذارم و همچنین بسیاری از حرف هایم را دیگران بسیار بهتر نوشته اند که ضرورتی برای نوشتن حقیر نیست. پس این مطالب را حتما بخوانید: (+) و (+) و (+) و (+) و (+) و (+) و (+) و (+) و همچنین مطلب بسیار نغز و شیوای مهندس رئیسی مسئول ستاد دکتر جلیلی در استان فارس

دوران پر از عبرت و خاطره ای بود؛ از جدیت در به صحنه آوردن اصلح به صحنه؛ از اخلاص مسئول ستاد تا تک تک بچه ها؛ از آزادشدن واقعی برخی ظرفیت ها؛ از فحش شنیدن ها از جانب خودی ها و سکوت حیات طیبه ای ها؛ از تلاش برای تبیین عینی و ایجابی(نه مثل همیشه سلبی)گفتمان اسلام ناب در کف خیابان ها و روستاها؛ از ستادی با میانگین سنی زیر30 سال؛ از ستادی که همه چیز از پایین به بالا تعریف می شود نه از بالا به پایین؛ از پیروزی ظاهری روحانی تا ضرورت بازنگری در عملکرد جریان حزب الله؛ از قاعدین خانه نشین و سکوت مدعیان؛ از افرادی که روزی یک اصلح عوض می کردند؛ از فرصتی(نه تهدید) که از امروز دست ماست؛ از ضرورت عمل در حوزه اقتصادی و اجتماعی توسط جریان حزب الله؛ از تبیین واقعی و فرصت محور نسبت جریان حزب الله با دولت یازدهم؛ از فریادزدن چندباره آرمان های حداکثری انقلاب اسلامی و مطالبه آنها از دولت؛ از بازتعریف حوزه عملکردی مان با مردم؛ از مرزبندی پر رنگ تر با جریان راست سنتی و ... تازه اول عشق است...


+ نوشته شـــده در دوشنبه 92/4/3ساعــت 11:36 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
براندازی تروریست های سیاسی در انتخابات

مقدمه: صحنه سیاست میدان عمل به تکالیف دینی است و نه عمل به تحلیل های قبیله ای و حزبی که برای گرفتن مناصب قدرت در قبیله سیاسی خودمان دست به هر عملی بزنیم و طریقیت انتخابات را فدای موضوعیت آن بکنیم. انتخابات صرفا محلی برای رسیدن به قدرت نیست، بلکه مهمتر از آن خودش موضوعی است که باید باعث رشد سیاسی و فکری جامعه اسلامی و طرح چندین باره آرمان های حداکثری انقلاب اسلامی بشود.

مسئله ای که در تمام انتخابات ها اعم از ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی تا شورای شهر محل مناقشه و بحث گروه های سیاسی قرار می گیرد، بحث "انتخاب اصلح یا صالح مقبول" است. بحثی که هرچند ظاهری سیاسی و انتخاباتی دارد اما ریشه در مبنای دینی و عقیدتی دارد.

گروه های سیاسی غیرانقلابی درآستانه نزدیک شدن به انتخابات با هجمه وسیع رسانه ای خود ضمن به راه انداختن دعواهای انتزاعی و سیاسی چپ و راست یا اصولگرا و اصلاح طلب و بزرگ و خطرناک جلوه دادن حضور رقیب با نفی رقیب درصدد اثبات خود و حذف فرد اصلح شهرت گریز هستند. و عملا صحنه انتخابات را به میدان "تشنگان قدرت" تبدیل می کنند تا میدان "شیفتگان خدمت".  آنچنان برطبل انتخاب صالح مقبول می کوبند، که گویی انتخاب اصلح خیانت به آرمان های انقلاب اسلامی است. صالحی که مقبولیت آن تنها براساس نظرسنجی های همان قبیله های سیاسی اثبات شده است و نه در صحنه واقعی انتخاب مردم.

انتخاب براساس "مقبولیت" یعنی نادیده گرفتن آرمان ها و معیارهای اصیل برای انتخاب یک کاندیدا، چرا که ممکن است فردی که معیارهای ارزشی و انقلابی را دارا نیست، با توسل به تبلیغات زودهنگام انتخاباتی، شعارهای عوام فریبانه و حضور پُررنگ در رسانه ها خود را در افکار عمومی به عنوان یک گزینه "مقبول" جا انداخته باشد. این روند انتخاب که خود به نوعی منتج به فسادسیاسی می شود، موجبات حذف همیشگی اصلح و معرفی فردی که بواسطه قدرت و ثروت بیشتر مقبولیت ظاهری کسب کرده است به جامعه خواهد شد.

مگر نشنیده ایم که حضرت علی(ع) در بیان عوامل براندازی حکومت ها فرمودند: "یستدل علی ادبار الدول باربع: تضییع الاصول و التمسک بالفروع و تقدیم الاراذل و تاخیر الافاضل"(1) انحطاط دولت ها و حکومت ها به چهار عامل بستگی دارد: ضایع کردن مسائل اصولی و پرداختن به مسائل فرعی و گزینش افراد فرومایه و به عقب راندن عناصر شایسته و اصلح. و این یعنی زنگ خطری مهم که اگر شایستگان را کنار بنهیم شکست خواهیم خورد!

صریح تر بگویم تروریست های سیاسی با استدلال های غیردینی، اصلح را در تسلسلی دائمی ترور می کنند، که نتیجه آن چیزی جز براندازی نرم آرمان های اصیل انقلاب نخواهد بود. چرا که بجای اینکه سلسله مراتب انتخاب حاکمان در نظام جمهوری اسلامی را بسوی انتخاب بهترین ها طراحی کنند، دقیقا به گونه ای این سیستم را می چینند که اصلح در آن برای همیشه حذف و تا ابدالدهر خانه نشین می شود و بعید نیست در فردا روزی در شرایطی که صالح وجود دارد بگویند به فاسدمقبول! رای دهید تا افسد رای نیاورد. و این می شود که در تسلسی دائمی، اصلح توسط براندازان سیاسی حذف می شود تا خودشان در این معرکه به نان و نوایی برسند.

انتخابات یکی از مظاهر عمل به تکلیف دینی در حوزه سیاست است که در این وادی نیز باید براساس حجت شرعی عمل نمود و نه تحلیل های کاسبکارانه برخی از سیاسیون. در همین زمینه حضرت روح الله خمینی کبیر(ره) در تایید و حجت شرعی بودن انتخاب اصلح فرموده اند:" انتخابات یک محکی هم برای خودتان است که ببینید آیا می‌خواهید انتخاب اصلح بکنید برای خودتان، یا برای اسلام؟ اگر برای خودتان باشد، شیطانی است.و اما اگر انتخاب اصلح برای مسلمان‌هاست، «کی و از کجاست» مطرح نیست، از هر گروهی باشد، حزب باشد یا غیرحزب، نه حزب اسباب این می‌شود که غیرآن فاسد، و نه صددرصد حزبی بودن باعث صلاح آنهاست. ممکن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد. اگر اصلح را انتخاب کردید، کاری اسلامی می‌کنید و این یک محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید انتخاب برای اسلام است، یا برای صلاح خودتان."(2)

امام خامنه ای روحی له الفداه نیز در اول فروردین ماه امسال در حرم رضوی با بیانی شفاف و صریح ضمن تذکر بر مراقبت از تحت تاثیرقرار نگرفتن فضاسازی های سیاسی رای به اصلح را تکلیف دانستند و فرمودند: "باید خودتان تحقیق کنید، ملاحظه کنید، دقت کنید، از انسانهای مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب کنید. رهبری، یک رأی بیشتر ندارد. بنده‌ی حقیر مثل بقیه‌ی مردم، یک رأی دارم؛ این رأی هم تا وقتی که در صندوق انداخته نشود، هیچ کس از آن مطّلع نخواهد بود ... مراقب باشید، تحت تأثیر این چیزها قرار نگیرید؛ نگاه کنید، تشخیص بدهید، اصلح را بشناسید و برای ادای تکلیف، اسم او را به صندوق رأی بیندازید."(3)

حتی در استفتایی که از نماینده امام خامنه ای(روحی له الفداه)، در پاسخگویی به مسائل شرعی یعنی حجت السلام فلاح زاده شد به صراحت از رای دادن به اصلح به عنوان یک وظیفه شرعی یاد کردند؛ متن استفتا و پاسخ آن بدین شرح است:

مقام معظم رهبری شرکت در انتخابات را واجب دانستند، انتخابات اصلح را هم واجب دانستند، در بحث انتخاب اصلح شروط دیگری هم هست؟ بعضی می گویند در انتخاب اصلح مقبول جامعه هم مطرح است، آیا انتخاب اصلح قیدی دارد یا خود انتخاب اصلح از دید فرد مهم است، ولو اینکه هیچ کس به آن رأی ندهد؟

پاسخ: مقبول جامعه بودن یا نبودن از همان رأی مردم مشخص می شود که آیا مقبول هست یا خیر. شهرت افراد دلیل اصلح بودن ایشان نمی شود، ممکن است کسی مشهور باشد ولی اصلح نباشد، یا یک کسی مشهور نباشد ولی اصلح باشد. سعی کنید به اصلح رأی بدهید ولو آنکه آن فرد، شهرتی بین مردم نداشته باشد.

فلذا با چنین بیان های شفاف و روشنی از جانب حضرت امام(ره) و امام خامنه ای(روحی له الفداه) و مبنای دینی و استدلال های عقلانی هیچگونه راهی برای رجوع به افرادصالح مقبول نما نمی مانند و همانطور که گفته شد خلاف تکلیف شرعی و مبانی دینی است.

از طرفی باید متذکر شد همانطور که در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی ثابت شد، کاندیدهایی که توسط رسانه ها و اصحاب قدرت و ثروت متهم به مشهور نبودن بودند، با حضور تکلیف مدارانه در عرصه انتخابات و پایفشاری بر آرمان های انقلاب اسلامی دل های مردم را نیز به سمت خود جلب کردند و افرادی که در نظرسازی های قبل از انتخابات جلودار بودند علی رغم پروپاگاندای تبلیغاتی و شعارهای غیرانقلابی عوام فریب نتواستند مورداقبال مردم قرار بگیرند و حتی در انتخابات مجلس تهران مشهورین عالم سیاست که دائم در رسانه ها حضور دارند حتی نتوانستند به جمع 50 نفر برگزیده مردم برسند. و این خود نشان از طرح دروغین صالح مقبول توسط رسانه های زنجیره ای و اصحاب قدرت و ثروت است تا از این رهگذر علاوه بر حذف اصلح که اتفاقا مقبول هم واقع خواهد شد، برسبد رای خود بیفزایند.

از سوی کاندیدها و ائتلاف هایی که از آنها بیشتر از هرچیزی بوی سهم خواهی و قدرت طلبی به مشام می رسد تا عمل تکلیف و حجت شرعی باید گفت اگر کسی صلاحیت های لازم زمامداری امور مسلمین را در هرجایی در خود ببیند بر آن شخص تکلیف است تا خود را در معرض آرای مردم قراردهد و نه ائتلاف کند و با نظرسنجی به نفع دیگری کنار بکشد و از طرفی هم طبق فرمایش پیامبراکرم(ص): "من تقدم المسلمین و هو یری ان فیهم من هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمین" (4) اگر کسی را بهتر از خود یافتند هرچند که مقبولیت ظاهری هم نداشت باید به نفع اصلح کنار بکشند والا به خدا و رسولش و مسلمانان خیانت کرده است.

در آخر اینکه امروز دوران پدرخواندگی عده ای متکبر سیاست زده بر امت گذشته که بخواهند بجای مردم فکر کنند و تصمیم بگیرند. این مردم هستند که با نگاه حداکثری بدون تنازل از اصول براساس شاخص های حقیقی دینی مانند ساده زیستی، عدالتخواهی، استکبارستیزی، کارآمدی، فساد ستیزی و...به فرد اصلح رای خواهند داد.

منابع:

1. غرر الحکم، ص 342

2. صحیفه امام، ج‏18، صفحه 197 

3. بیانات رهبری در 1فروردین 92 در حرم امام رضا(ع)

4. الغدیر، ج 8، ص 291

بازتاب همین مطلب در : سحاب نیوز؛ راز 57 ؛ این عمار ؛عرش نیوز


پی نوشت: در بین کاندیدهای شورای شهر مهندس اسمائیل رئیسی را با شناخت کاملی که از ایشان دارم اصلح می دانم. ضمنا حقیر به هیچکدام از لیست ها و ائتلاف های شورای شهر رای نخواهم داد.(+)

این فرمایش از حضرت آقا هم برای این روزها لازم به یادآوری است:

و توصیه‌ى دیگر من هم این است که از همه‌ى حقشان استفاده کنند. مثلاً در تهران که ما سى نفر را باید انتخاب کنیم، اگر بیست و نه نفر را انتخاب کردیم، در واقع از یک‌سى‌ام از حق خودمان بهره نبرده‌ایم و استفاده نکرده‌ایم. چه بهتر که از همه‌ى حق خودمان تا آن جزء آخرش استفاده کنیم؛ یعنى همه‌ى سى نفر را بنویسیم. و همچنین در هر نقطه‌اى، هر تعدادى که نامزد انتخاباتى آنجا هست. ان‌شاءاللَّه موفق و مؤید باشید؛

بیانات امام خامنه ای روحی له الفداه در مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما پس از شرکت در انتخابات هشتمین دوره‌ى مجلس شوراى اسلامى(86/12/24)

* ان شاالله که ما به تکلیف خودمان در یک بازی دوسر برد عمل کردیم...افوض امری الی الله...تا خداوند دل ها را بسوی چه کسی هدایت کند...


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 92/3/15ساعــت 11:32 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
نسبت علوم انسانی اسلامی و دولت یازدهم

رهبر معظم انقلاب اسلامی: "من درباره‌ى علوم انسانى گلایه‌اى از مجموعه‌هاى دانشگاهى کردم - بارها، این اواخر هم همین جور - ما علوم انسانى‌مان بر مبادى و مبانى متعارض با مبانى قرآنى و اسلامى بنا شده است. علوم انسانى غرب مبتنى بر جهان‌بینى دیگرى است؛ مبتنى بر فهم دیگرى از عالم آفرینش است و غالباً مبتنى بر نگاه مادى است. خوب، این نگاه، نگاه غلطى است؛ این مبنا، مبناى غلطى است. این علوم انسانى را ما به صورت ترجمه‌اى، بدون اینکه هیچگونه فکر تحقیقىِ اسلامى را اجازه بدهیم در آن راه پیدا کند، می آوریم تو دانشگاه‌هاى خودمان و در بخشهاى مختلف اینها را تعلیم می دهیم؛ در حالى که ریشه و پایه و اساس علوم انسانى را در قرآن باید پیدا کرد."

 متاسفانه بعد از انقلاب عده ای با ادعای روشنفکری به تبعیت از پدر روشنفکری ایران میرزا ملکم خان به ترجمه آثار غربی روی آورده اند و حتی انقلاب فرهنگی نیز اثر چندانی بر این رویه نامبارک نداشت. اما اثرات کارهای منور الفکرهای ایران آن زمان مشهود می شود که می بینیم دانشجویان و اساتید ما فقط در حد یک مترجم علوم سکولار غربی عمل می کنند و کار تا آنجایی پیش می رود که استاد و دانشجوی مسلمان ما تمام علم را همان علوم وارداتی غربی می انگارد و جرات تشکیک در آنها را به خود نمی دهد، و درنتیجه دچار شکاکیت و تردید در مبانی اعتقادی خود و نهایتا رفتاری مبتنی برهمان عقاید متزلزل از خود بروز می دهد.

نه فقط در علوم انسانی بلکه در علوم دیگر نیز ما فقط در حد یک مترجم عمل می کنیم، البته در علوم انسانی بدلیل ظرفیت بالای آن در پذیرش سکولاریزاسیون، آنتلکتوئل ها(روشنفکرها) خوب پیش رفته اند.

علوم انسانی به عنوان مبنا و اساس تمام علوم بشری و نقش هدایت کننده علوم دیگر نیاز به توجه جدی دارد، چرا که اکنون علوم انسانی که در دانشگاهها تدریس می شود، تنها ترجمه ای است از آثار روشنفکران غربی که عمدتا دارای گرایشات مادی گرایانه و بر اساس عقل اومانیستی منقطع از وحی بوده اند.

اندیشه های سکولار غرب ریشه در، اومانیزم، نسبیت گرایی و پلورالیسم معرفتی دارد و این منجر به سکولاریزه کردن جامعه می شود، و دانشجو مسلمان دچار شکاکیت در مبانی اعتقادی خواهد شد که اگر این امر پیش رود منجر به استحاله تدریجی درونی جمهوری اسلامی خواهد شد.

باید در تمام زمینه ها اعم از جامعه شناسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی، علوم سیاسی، اقتصاد و...بازنگری بصورت ریشه ای انجام گردد. البته در مواجهه با علوم وارداتی نباید بصورت حذفی برخورد کرد، بلکه باید از تجربیات و قسمت هایی که با قرآن وسنت تعارضی ندارند استفاده کرد. باید علوم انسانی سکولار را از صافی وحی و آموزه های غنی دینی عبور داده و مبانی و اصالت آن ها را براساس قرآن بر محور خدا قرارداد تا علوم انسانی بدست آمده باعث رشد و تکامل انسان شود، نه اینکه او را در تنگنای دنیا محصور کند.

که حتی مقام معظم رهبری برای چندمین بار در تاکید بر این امر فرمودند: "مبنای علوم انسانی غرب که در دانشگاه‌های کشور بصورت ترجمه‌ای تدریس می‌شود، جهان بینی مادی و متعارض با مبانی قرآنی و دینی است، در حالی‌که پایه و اساس علوم انسانی را باید در قرآن جستجو کرد."

البته در این راه مهم طیف تجدید نظر طلب(بخوانید لیبرال های مذهبی) که دچار انحطاط فکری عمیق شده اند، سعی دارند تا با تخطئه این امر مانع اسلامی شدن علوم انسانی و دانشگاهها بشوند. در پاسخ به آنها باید گفت ضرورت این بازنگری در کتب درسی دانشگاهها آنجا مشهود می شود که تفاوت های فرهنگ دینی و غیردینی و آثار آن را در جامعه شرح دهیم. البته برای کسانیکه دچار استحاله فکری شده اند، و بنا به پلورالیسم و در نهایت شکاکیت، این امر تفاوت چندانی نمی کند.

تفاوت های اساسی فرهنگ اسلامی با غرب را که اهمیت اسلامی شدن علوم انسانی را نمایان تر می کند عبارتند از: 1- اصالت خدا در فرهنگ دینی و عدم اعتقادبه خدا در فرهنگ غرب 2- اعتقاد و اهمیت به وجود روح در کنار جسم در اسلام، در حالیکه در غرب تنها به لذات مادی و جسمانی اعتقاد و اهمیت می دهند 3- فرهنگ اسلامی برای ارزش ها، واقعیت و ملاک قائل است در حالیکه در فرهنگ غرب تمام امور نسبی و اعتباری و مطابق سلیقه مردم است 4- فرهنگ اسلامی انسان را همیشه مکلف و موظف می داند، اما در غرب فرد هیچ تکلیفی در برابر هیچ امری ندارد و... که با وجود این تعارضات و تفاوت های آشکار است که باید با حرکت جدی به سمت اسلامی شدن علوم انسانی و در نهایت دانشگاهها رفت.

لذا با توجه به این نکات، و ذکر این مهم که مقام معظم رهبری از سال هاپیش بر ضرورت تولید علم ، دانش بومی اسلامی- ایرانی ، و حرکت جدی به سمت اسلامی شدن دانشگاهها تاکید داشته اند، و با ترسیم مسیری حکیمانه خود در جهت رسیدن به تمدن اسلامی اقدام کرده اند. که متاسفانه هیچگونه درخوری در این راستا از سوی مسئولین امر انجام نشده است. اما اکنون که در دهه چهارم انقلاب که به نام پیشرفت و عدالت نامگذاری شده و از طرفی نشانه های روشنی بسوی تمدن اسلامی نمایانگر شده است، مسئله اسلامی کردن علوم انسانی به عنوان یکی از پایه های اصلی تحقق تمدن اسلامی بیش از پیش ضرورت پیدا می کند. فلذا می بایست دولت آینده در حرکتی رو به جلو این مهم را در کنار مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی جزو رئوس اصلی کار خود قلمداد کند و این مسئله جزو مطالبات اصلی تشکل های دانشجویی و نخبگان از کاندیدهای انتخابات بشود.

امام خامنه ای(روحی له الفداه) نیز در دیدار خود با اساتید دانشگاه ها خواستار توجه جدی مسئولین مربوطه به  این موضوع شدند: "بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آنها مادیگری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می شود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاهها منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد. مراکز تصمیم گیری اعم از دولت، مجلس، و شورایعالی انقلاب فرهنگی باید این موضوع را مورد توجه جدی قرار دهند."

همین مطلب در تریبون مستضعفین ؛ خبرگزاری فارس، این عمار ، راز 57


پی نوشت: کماکان نیازمند یاری تان هستیم...نیروی انسانی...تدارکات...و بطور خاص مالی...خیلی زود دیر می شود و قاعدین خانه نشین و یا عده ای نیز هنوز درگیر حل مسائل تئوریک...


+ نوشته شـــده در پنج شنبه 92/3/9ساعــت 3:13 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر
نامه طلاب و دانشجویان حامی جلیلی در شیراز خطاب به آیت الله مصباح

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر علامه بصیر حضرت آیت الله مصباح یزدی(دامت برکاته)

سلام علیکم

امروز در دهه چهارم پیشرفت و عدالت که در شرایط حساس پیچ تاریخی قرار داریم و همچنین پس از بیداری امت اسلامی در سراسر جهان که نوید تمدن نوین جهانی اسلامی را می دهد، برای تحقق آرمان های جهانی انقلاب اسلامی و مکتب اسلام ناب محمدی با تفسیر بزرگ­مردتاریخ امام خمینی(ره) راهی طولانی و دشوار پیش رو داریم. مسیری که با تبعیت محض از هدایت های الهی و حکیمانه ولی فقیه زمان امام خامنه ای(ارواحناله الفداه) آسان و هموار خواهد گشت.

نگاهمان به انتهای افق و در اندیشه مان فتح سنگرهای کلیدی جهان و ان شاالله با ظهور حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف) تحقق کامل حاکمیت اسلام است، اما اکنون عرصه ی مهم و سرنوشت ساز انتخابات را پیش رو داریم که مظهر جمهوریت نظام و مصداق حماسه سیاسی است. در این میان دشمنان خارجی با فتنه انگیزی و از طرفی کینه توزان قدرت طلب داخلی به زعم خود قصد دارند تا مانعی بر حرکت شتابان امت ولایتمدار ایران اسلامی ایجادکنند.

حضرت علامه و استاد اخلاق عزیز؛

بار دیگر حضور جهادی شما عالم وارسته را در این عرصه خطیر حماسه ی سیاسی شاهد هستیم که با تمام آبرو و دارایی خود عَلَمِ تکلیف محوری و ولایت مداری را به دوش کشیده اید و مانند همیشه تنها با خداوند متعال معامله کرده اید.

اما متاسفانه آنچنان که می بینیم فضای سیاسی کشور چنان رو به بی اخلاقی و حرمت شکنی رفته است که جایگاه بزرگوارانی چون شما که ایستادگی و جانبازیتان در دفاع از ولایت و خط اسلام ناب محمدی(ص) بر هیچکس پوشیده نیست نیز، از گزند تندروی ها و کینه ها در امان نمانده است.

فراموش نکرده ایم، هرگاه دشمنان مکتب اسلام ناب محمدی(ص) عرصه را بر انقلاب اسلامی تنگ می داشتند و یا با شبهه افکنی ها، تهمت ها و توهین ها بر ولایت فقیه، ایمان ما را نشانه می رفتند، دل قُرص می داشتیم که حکیم متالٌه ای چون شما همیشه در صحنه است که نور اسلام را از میان غبار ابهامات بر دل ما می تاباند و با روشنگری های بی دریغ خویش تمام آبرو و هستی اش را در طبق اخلاص دفاع از ولایت مطلقه فقیه می گذارد.

ما هیچگاه مبارزات سیاسی، فرهنگی حضرتعالی را همراه با یاران انقلاب مانند شهید بهشتی، شهید مطهری و امام خامنه ای(اروحنا له الفداه) و...فراموش نخواهیم کرد. راه اندازی نشریه ایدئولوژیک و مبارزاتی انتقام، نوشتن اعلامیه های ضدرژیم شاهنشاهی و...گوشه ای از این سوابق مجاهدگونه در قبل از انقلاب است.

"ذوالشهادتین" امام(ره) و شاگرد اخلاق آیت الله بهجت(ره)؛

فراموش نکرده ایم مجاهدت های شما را در دفاع عقیدتی و تئوریک در مناظره های علمی در برابر اندیشه های التقاطی و مارکسیستی، حضور مداوم و موثر در انقلاب فرهنگی دانشگاه ها، اقدام عملی برای تحول در حوزه های علمیه، تربیت طلاب مستعد، حضور در جبهه های جنگ و آن زمانیکه "یک تنه به مصاف خناسان مسلط" رفتید و تریبون نمازجمعه را تبدیل به دفاع عقیدتی از نظام سیاسی اسلام کردید.

ما دوران دوم خرداد را که نشریات زنجیره ای با سیل شبهات و توهین ها به مقدسات و احکام اسلامی افکار عمومی جامعه را هدف گرفته بود و حضرت­عالی چون چراغ راهی با "منطق قوی و مستحکم" به میدان آمدید و آماج اهانت سکولارهای غرب زده قرار گرفتید و از طرف نائب امام زمان(عج) هم لقب "عقبه تئوریک نظام" به حضرت­عالی داده شد را از یاد نخواهیم برد همچنان که روشنگری های عمارگونه حضرت­عالی در فتنه 88 فراموش نمی کنیم.

فیلسوف برجسته و مطهری زمان؛

بی تقوایی و هتاکی هایی که امروز دوباره به­سوی حضرت­عالی جهت گیری شده است را دقیقا ادامه همان اهانت های سال های گذشته می دانیم که به بهانه ای کینه قدیمی خود را عیان کرده اند و قصد انتقام گیری دارند تا در حرکتی ارتجاع گونه نگذارند گفتمان اصیل انقلاب اسلامی تداوم پیداکند. 

اکنون در شرایطی که مصاف جبهه "عدالت، مقاومت و پیشرفت" با جبهه "تبعیض، سازش و توسعه" به اوج خود رسیده است، و انشقاق و دودستگی جریان عظیم حزب الله را در دستور کار دارند، ما به عنوان فرزندان معنوی حضرت­عالی در جمع طلاب و دانشجویان حامی دکتر سعیدجلیلی در شیراز که بسیاری از آموخته هایمان را از شما داریم ضمن ارج نهادن بر مقام معنوی و علمی برجسته حضرت­عالی اقدامات هتاکانه و تخریب گرایانه عده ای نوکیسه سیاسی را مایه ی رسوایی بیش از پیش آنها دانسته و به صراحت اعلام می کنیم آنهایی که بنا را برتقابل و تخریب درون گفتمانی گذاشته اند، نه از دلسوزان بلکه از خائنین به گفتمان انقلاب اسلامی هستند.

ما پیروزی خود را در اخلاص، تقوا، وحدت میان جبهه مقاومت و تبیین ایجابی گفتمان انقلاب اسلامی می دانیم، چراکه از شما آموختیم که خدای سیاست همان خدای جبهه و جنگ است.

لذا امیدواریم با دعای خیر حضرت­عالی در حق ارادتمندان خود، این مسیر را تا تحقق تمدن اسلامی به سلامت طی کنیم.

سخن را با فرمایشی از امیرالمومنین حضرت علی(ع) تمام می کنیم: "کوه ها از جای کنده می شوند، تو پا برجا باش؛ دندان هایت را به هم بفشار. کاسه سرت را به خدا بسپار. قدمهایت را بر زمین استوار کن. چشم به آخرین صفوف دشمن بدوز و از برق سلاح­هایشان ترس به دل راه مده. و بدان که پیروزی از سوی خدای سبحان است."

سایه ی امام خامنه ای ارواحنا له الفداه مستدام

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 طلاب و دانشجویان حامی  دکتر سعید جلیلی در شیراز


پی نوشت: وقتی نمانده است؛ خودتان دست بکارشوید. محصولات را دریافت، چاپ و توزیع کنید. معطل هیچکس نمانید. هرکاری از دستتان برمی آید از ساختن کلیپ، طراحی پوستر، تولیدمحتوا، تجمیع و سازماندهی نیروانسانی، پیداکردن ساختمان برای ستاد، رایانه تا کارهای اجرایی ستادی. مهمتر از همه تبلیغ چهره به چهره. تبلیغ فقط ایجابی و تبیین گفتمان عدالت، مقاومت و پیشرفت، تبلیغات باید الگو و تبدیل به یک ارزش شود...اختلافات و تفاوت تحلیل ها میان جبهه انقلاب اسلامی بماند بعد از انتخابات، تکلیف امروز را دریابیم...فعلا همین...(+)و (+)

ستاد مرکزی مردمی سعید جلیلی

ستادمردمی جلیلی در استان فارس

محصولات تولیدی ستادمردمی

چرا جلیلی اصلح است؟


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 92/3/1ساعــت 4:7 عصر تــوسط رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر | نظر




مرگ بر آمریکا