|
فقیر |
این چند خط ناچیز و حقیر تنها بهانه ای است، جهت ادای تکلیف در برابر اکرام مجاهدان راه حق، تا حداقل خود متهم به "دشمن این همان بهانه است؛ چندی پیش گرافیست انقلابی و مجاهد برادر عزیزم میثم محمد حسنی یا همان دوئل معروف خودمان، طرحی معنادار به مناسبت حکم خنده دار و شاید گریه آور آقازاده دوچرخه سوار کار کرد(+) و گفت:" به بهترین برداشت از این طرح ، جایزه ای تقدیم خواهم کرد ." از همینجا بود که سیل تحلیل ها و برداشت ها که از عمق جان و اندیشه برخواسته بود، روانه دوئل شد، تا این بار در قالب کامنت، پیام مردم به کانون های قدرت ثروت برسد و از طرفی نشان روشنی از تحلیل های آرمانخواهانه مردم باشد. برداشت های مختلف و متنوعی که حتی به ذهن دوئل هم خطور نکرده بود! نهایتا بنده حقیر نیز در کامنتی برداشت خود را برای دوئل فرستادم که به این شرح است:" اولا؛ همیشه چهره مجرم رو شطرنجی می کنن و پرونده ها را اعلام و روشن، اما در رسم آقازادگی دقیقا برعکس عوام الناس هست.اینجا هم دقیقا همیطنور شده است. هشتما؛ مخفی کردن دست هاش زیر چادر عربی! که میتواند به نقش پنهان و همیشگی خاندان هاشمی اشاره کند یا به حمایت های عرب ها و آل سعود از آل هاشمی" تا اینکه بعد از چند روز دوئل منظور اصلی خود را اینگونه عنوان کرد:" سه چیز در طرح منظور بود … اول به جای شطرنجی شدن صورت مجرم، پرونده های حضرت ایشان شطرنجی شد! یعنی که 6 ماه حبس برای آن همه جرم، اصطلاحا ماست مالیزیشن شدن باقی پرونده هایی بود که حجم شان از سر سرکارخانم بالاتر رفته بود! و دوم حجاب سرکار خانم که به سمت موطن خواستگار سعودی شان گراییده و سوم رنگ خاکستری فضا که نشان از فتنه آلود بودن فضای اطراف ایشان دارد."(+) نهایتا امروز هم اسامی برندگان رو اعلام کرد(+)، ظاهرا جایزه دوئلی که کتاب دوم دوئل می باشد، نصیب بنده هم خواهد شد. که ارزش آن نه مادی بلکه، در محبت بین خودی ها و انزجار از دشمن نمایان خواد بود. امروز دیگر همه از دوستان و دشمنان دوئل را می شناسند، طرح های او فریاد تصویری امت حزب الله است که چون تیر زهرآگینی بر پیکیره دشمن خارجی و پادوهای داخلی آنها پرتاب می شود. امروز دوئل ها با دریافت پیام امام خامنه ای روحی له الفداه شجاعانه به کارزار میدان جنگ نرم آمده اند و مجاهدانه پوزه ی مستکبرین عالم را بر خاک می مالند. در این زمانه ی غربت دوئل دیگر یک سایت و یا یک گرافیست ساده نیست، بلکه رسانه ی حزب الله است. آنجا که در هر نشریه و وبلاگی طرح های او جای دارد، آنجا که طرح او طرح های مستکبرین را هویدا می کند و به تصویر می کشد، آنجا که برای هیئت ها و یادواره شهدا در کوچکترین شهرها طرح می زند، آنجا که تصویر "مولایمان" را، "پیر دلاور جبهه ها" را "سردار قدس" را به رخ جهانیان می کشد. دوئل یکی از بیشمار سربازان امام خامنه ایست، که خواب را بر حرامیان حرام کرده اند. احسنت به دوئل که تولی و تبری اش ترک نمی شود و با هر تقدیری بر تواضعش افزوده می شود، و می داند که تقدیر با اوست. خدا قوت برادر؛ جمجمه ات را به خدا بسپار... به قول دوئل؛ کاملا بی ربط: چون بیوه گان ننگ سلامت ماند بر ما / تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما [ سه شنبه 20/10/90 ] [ 4:7 عصر ] [ رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر ]
همایش جبهه پایداری انقلاب اسلامی در استان اردبیل؛ صحیح است که بصیرت مولفه ای مهم در گفتمان انقلاب اسلامی و مکتب امام روح الله است، اما...
2.نباید گذاشت گَرد شعار زدگی، غفلت زدگی و فراموشی در سایه ی عقب ماندگی سیاسیون و پازل ابوفتنه ها بر روی چهره ی 9دی بنشیند. باید در حرکتی روبه جلو و با تحلیل های فرصت محور(نه تهدید محور و امنیتی) و رشد محور از 9 دی به عنوان سکوی پرتابی جهت حرکت عظیم انقلاب اسلامی استفاده کرد. نباید تمام فتنه را در فتنه گری چند عروسک خائن و سکوت عده ای عقب مانده قاعد خلاصه کرد و تمام. کاش وقت داشتم، و این ذره به اندازه خودش انجام تکلیف می کرد. اما هیچ چیز جای کلام امام خامنه ای روحی له الفداه را نمی گیرد: "9دی، تجلی قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب است." 3. هنوز هم بر سر تسخیر سفرات جاسوسخانه انگلیس بحث است. در پست قبلی دفاع محکمی از اصل و ماهیت حرکت، یعنی حرکت ضداستکباری و ظلم ستیزانه دانشجویان کردم. چرا که عده ای هنوز بعد از 30سال از انقلاب می خواهند ما را در جغرافیای ایران حصر کنند و تسخیر را تجاوز به خاک می پندارند! هیهات؛ اگر از اصول تغییرناپذیر خود کوتاه بیاییم. هر روز و هر لحظه و در تمام شئون باید انقلابی اسلامی کرد، نباید در ساختارهای جمهوری اسلامی ماند، حتی این انقلاب نیز خود مقدمه ی انقلاب جهانی حضرت حجت(عج) است. اما در باره ی نوع ورود، زمان ورود، غلبه احساسات بر عقلانیت و...در این حرکت دانشجویان جای نقد و بررسی و آسیب شناسی زیادی وجود دارد. [ جمعه 9/10/90 ] [ 4:2 عصر ] [ رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر ]
[ یکشنبه 20/9/90 ] [ 1:9 صبح ] [ رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر ]
اکنون به یکمین سال بیداری اسلامی نزدیک می شویم، و در دومینویی سریع شاهد سقوط دیکتاتوران جهان هستیم، و شاهدیم که این موج عظیم بیداری اسلامی هر روز بیش از گذشته شتاب می گیرد. در همه ی کشورهای اسلامی مردم خواستار حاکمیت اسلامی هستند و انقلاب اسلامی ایران را نیز الگوی حرکتی خود می دانند، فلذا با افزایش قدرت نرم ایران و نقش محوری و رهبری جمهوری اسلامی برای کشورهای اسلامی شاهد سقوط آزاد آمریکا و اسرائیل در منطقه هستیم. آمریکا که با فضاحت های مکرر در عراق و افغانستان اکنون مشغول ترک دائمی نیروهای نظامی خود از این کشورها می باشد، پس از شکل گیری اعتراضات در کشورهای اروپایی به نظام ناکارآمد لیبرال دموکراسی، اکنون خود دچار بحران جدی به نام جنبش "وال استریت را تسخیر کنید" شده است، و با گذشت بیش از دو ماه از شروع جنبش ضد وال استریت هر روز به دامنه اعتراضات افزوده شده است، و از درون پوسیده و مضمحل گشته است. تا جائیکه در قلب آمریکا، عده ای از معترضان با حمایت از فلسطین به سفارت اسرائیل حمله کردند. با کنار هم گذاشتن تمام این اتفاقات و تبدیل شدن ایران به قدرت برتر منطقه، محوریت یافتن جنبش های بیداری اسلامی به سمت ایران، رشد چشمگیر 11برابری علمی ایران نسبت به متوسط جهانی و قدرت نظامی غیرقابل انکار ایران باعث شده است تا آمریکا و اسرائیل خود را در بازی، کیش و مات ببینند و مجبور شده اند تا به زیر میز بازی بزنند که شاید بازی را بهم بریزند. آمریکا در بازی دو سرباختی که امروز موجب خنده همگان شده است، در پازلی متشکل از "تروریسم، حقوق بشر و هسته ای" قصد انحراف افکار عمومی از موج عظیم بیداری اسلامی در منطقه، پوشاندن جنبش 99 درصدی ضد وال استریت و ضربه زدن به کانون تحولات جهان یعنی جمهوری اسلامی ایران دارد. آمریکا در سه مرحله پشت سرهم با پروپاگاندای رسانه ای خود سعی می کند، بازی از دست رفته را بهم بزند. در اولین قطعه از پازل، در اتهامی مضحک ایران را به دخالت در ترور سفیر عربستان در واشنگتن متهم کرد. اکنون بعد از رسوا شدن آمریکایی ها و لو رفتن ماهیت فرد مورد نظر آمریکا که عضو گروهک منافقین بوده است، خود نیز پشیمان شده و مانند گرگ های ولگرد به جان هم افتاده اند، که چرا چنین سناریوی مفتضح کننده ای را اجرا کردند. آمریکا جهت افزایش فشارها به ایران، با کمک عناصر اپوزیسیون و تفاله های فراری جنبش مرده سبز در لندن و نیویورگ گزارشی را به احمدشهید (گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل) دیکته کرد. که همان ادعاهای قبلی ضدانقلاب درباره ی عدم رعایت حقوق بشر در ایران بود. که همگی با پاسخ منطقی و مستدل ایران مواجه شد، تا این حربه هم ناکام بماند. جهت تکمیل کردن این سناریو آمریکا با فشار به آمانو (رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی)، دوباره پرونده هسته ای ایران را به عنوان تهدیدی برای جهان مطرح کرد. آمریکا، اسرائیل و انگلیس با فشارهای شدید به آمانو او را مجبور کردند تا در گزارشی متناقض، فعالیت های هسته ای ایران را نظامی و در جهت ساخت بمب هسته ای عنوان کند! این در حالی بود که در گزارش 14 نهاد امنیتی، و گزارش سابق آژانس انرژی اتمی مطرح شده بود که هیچ شواهدی مبنی بر انحراف در برنامه ی اتمی ایران وجود ندارد. این گزارش آمانو ضربه ای جدی به حیثیت و اعتبار آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد کرد. در کنار تمام موارد مذکور، آمریکا پروژه سپاه هراسی را نیز کلید زده است، و به نام مبارزه با تروریسم خود دستور ترور فرماندهان سپاه قدس را صادر کرد. چنانکه تنها نام یک مرد از تبار شهدا، به نام "قاسم سلیمانی" فرمانده سپاه قدس ترس و وحشتی بر پیکیره استکبار جهانی انداخته است، که در کنگره آمریکا ساعت ها بر سر سپاه تحت فرمان او و نحوه ی ترورش بحث می کنند. در کنگره آمریکا به صراحت نام سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی را به زبان می آورند و حتی روئل مارک گرچت کارشناس سابق بخش خاورمیانه در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و عضو بنیاد دفاع از دموکراسیها گفت: "سپاه پاسداران ایران را نمیتوان مرعوب کرد مگر اینکه اعضای آن را بکشیم." طرح ترور توسط مدعیان حقوق بشر شاهدی غیرقابل انکار بر دروغ بودن ادعاهای آنهاست، که اکنون نه تنها برای تمام جهان بلکه برای مردم آمریکا هم به اثبات رسیده است. آمریکا با چنین سناریوی هایی که نشان از درماندگی و استیصال در برابر انقلاب اسلامی دارد، هرگز نخواهد توانست از باتلاقی که سالهاست در آن فرو رفته است خود را نجات دهد، و باید بداند همه ی ما "قاسم سلیمانی" هستیم و امروز مردم ایران با فرمان مولایشان، هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیلهاش خطور کند، را با سیلی های محکم و مشت های پولادین خود نابود خواهد کرد. اکنون در پرتو موج عظیم بیداری اسلامی و تشکیل یافتن امت واحده اسلامی هیچ نیازی به بمب هسته ای یا تسلیحات نظامی برای نابودی امثال رژیم اشغالگر قدس نخواهد بود، و کلام امام روح ا... که " اگر مسلمین مجتمع باشند و هرکدام یک سطل آب به اسرائیل میریختند او را سیل میبرد" برای تمام اسرائیل کافیست. 2. یکی از آفت های جدی تشکل های دانشجویی، عدم رعایت اخلاق تشکیلاتی، تقوای جمعی و اختلاط است که نتایج جبران ناپذیری به بار خواهد آورد...! 3. ریش سفیدان و احزابی که موقع انتخابات خود را قیّم مردم می خوانند، بدانند این بار حزب الله خودش تصمیم خواهد گرفت، نیازی به لیست های سهم خواهانه و قدرت طلبانه شما نخواهد بود و مانند سوم تیر 84 "نه" بزرگی به همه ی شما مدعیان خواهد گفت. هر چه می گذرد مظلومیت علی زمان بیش از گذشته نمایان می شود. بابی انت و امی و مالی و نفسی امام خامنه ای(روحی له الفداه) 4. گاهی فراموش می کنیم که باید " اشداء علی الکفار رحماء بینهم " باشیم. بازتاب این مطلب در :جهان نیوز،نیوز، شیرازنا، اخبار فارس، عمارنامه، روایت [ یکشنبه 29/8/90 ] [ 3:37 عصر ] [ رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر ]
پیغمبران آمده اند تا گردن کلفتهای جامعه، مفت خورهای جامعه ،زالوصفتان جامعه، استثمارگران جامعه، زراندوزان جامعه، بی دردان و بی غمان مرفه جامعه راسر جای خود بنشانند و مستضعفان، محرومان و پابرهنگان را به حقوقشان برسانند.(1) علی(ع) راست می گفت، چرا که، تا شمشیر عدالت علی(ع) بلند شد شکم های برآمده از حرام کنارهم جمع شدند و علی(ع) تنها ماند، بیعت کنندگان با دست علی(ع)، دست عدالت علی(ع) را بستند و علی(ع) کشته عدالتش شد. اقلیت اشرافی ومرفهین بی درد در طول تاریخ عدالت را خانه نشین می کنند_چنانچه علی(ع) را خانه نشین کردند_ و تیغ تیز عدالت را کُند، تا رانت های اقتصادی و سیاسی خود را توجیه کنند. و گرنه عدالت علی با کاخ نشینی سرسازگاری ندارد. به هرحال تا بوده عدالت زیر تیغ اصحاب زَر زور و تزویر مظلومانه ذبح شده. روزی شیخ فضل الله را بالای دار بردند سوت و کف زدند، روزی مدرس را سَم دادند، روزی یاران دورغین به حضرت روح االله جام زهر دادند. تا پیرجمارانی پر کشید و سید خراسانی پرچمدار عدالت شد و باز همان قصه ی تلخ مظلومیت علی(ع). در سال 68 با علی زمان بیعت کردند، اما چه زود اهل کوفه شدند و علی را تنها گذاشتند. هنوز بوی جنگ و شهادت در کشور موج می زد، هنوز فریاد جنگ فقر وغنای حضرت روح الله در گوش مردم مانده بود، مردم با قناعت، ساده زیستی و ایثار خو گرفته بودند که عده ای خسته و پشیمان از بیعت با عدالت، تکنوکرات شدند و شمشیر اشرافیت را از رو بستند. تا جاییکه در سال 69رییس جمهور وقت گفت: "اظهارفقر وبیچارگی کافی است واین رفتارهای درویش مسلکانه وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است، زمان آن رسیده است که مسئولین به مانور تجمل روی آورند." از آن روز انقلابیون خسته و پشیمان استارت ستیز علنی با عدالت را زدند، مانور تجمل کار خودش را کرد. ذائقه مردم کاملا دگرگون شد، ساده زیستی وقناعت به زهد فروشی و تظاهر به تقوا تعبیر می شد، امت با خانه های ساده جای خود را به خان های مذهبی با ویلا های مجلل دادند، توسعه اقتصادی لیبرالی، عدالت اقتصادی علی را ذبح کرد. برج ها و آسمانخراش های چشم نواز قدبرافراشتند تا نگاه کسی به حلبی آباد ها وزاغه نشین ها نیفتد. کیش وقشم منطقه عمیلاتی "مانور تجمل" شدند. فقرا و مستضعفین زیر چرخه های قدرت وثروت اشرافیت له شدند. به راستی گچ هم گچ های قدیم که روی سیاهی با افتخار می نوشت: "انقلاب مال کوخ نشین هاست" اما از وقتی خط فقر را با ماژیک وایت برد می کشند با یک اشاره پاک می شود. در این میان تجدیدنظر طلبان بیگانه با عدالت که راه را هموار دیدند، از پس آزادی، سرعدالت را بیخ تا بیخ بریدند تا کسی فریاد عدالتخواهی سرندهد و موجب سلب آرامش آقازاده ها در سواحل لندن نشود. عدالتخواهی را با برچسب تندروی محکوم کردند تا عزیز دلمان دنبال "حاکمیت دوگانه"، "مذاکره با آمریکا"، "هواپیمای شخصی"، "ویژه خواری" و "زمین خواری" باشد. شام است و تیغ خورشید زندانی غلاف است شمشیر ها! بخوابید دعوا سر لحاف است علمدار عدالت یک تنه در برابر اسلام اشرافیت و مرفهان بی درد ایستاد تا اینکه در سال80 در پیامی هشت ماده ای خطاب به روسای سه قوه صراحتا فرمودند:" به مسئولان خیرخواه در قواى سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد، به نوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است". در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضى دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهى نباید استثنا شود." و این هشدار نشان از مظلومیت عدالت و عدالتخواهان می داد. اما کار به جایی رسید که امام امت فرزندان دانشجوی خود را در پیامی تاریخی در 6/8/81 به مطالبه جدی عدالت فراخواند. ایشان در این پیام با ذکر این نکته که:" امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل کشور مسئلهى عدالت است." همگان را دوباره به امر مهم و حیاتی عدالت متوجه کردند. و دانشجویان را حامی اصلی گفتمان عدالت خواندند. روح جنبش دانشجویی با محافظه کاری و مصلحت اندیشی ها ی موهوم در پارادوکس است و دانشجو نمی تواند نسبت به فقر و فساد و تبعیض بی تفاوت باشد. دانشجویان به عنوان قشرفرهیخته و چشم تیزبین جامعه بدلیل دوری از تعلقات اجتماعی وسیاسی باید پرچمدار جنبش عدالتخواهی باشد. و در راه عدالتخواهی نیز از سیاسی بازی های رایج پرهیز کنند. امام خامنه ای روحی له الفداه در این پیام تاریخی تاکیدی دوباره بر مطالبه عدالت توسط دانشجویان کردند و این پیام صریح و حکیمانه سرمنشاء حرکتی نو و باشتاب در میان نسل جوان دانشجوی انقلابی و عدالتخواه شد. چرا که " دانشجوى جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاى مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعى و پر کردن شکافهاى طبقاتى به چشم یک آرزوى بزرگ و بىبدیل مىنگرد. این احساس و انگیزه در دانشجو پر ارج و مبارک است. و مىتواند پایهى قضاوت ها و برنامههاى عملى او براى حال و آینده باشد. اگر عدالت - عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت - آرزو و آرمان و هدف برنامهریزىهاست، پس باید هر پدیدهى ضد عدالت در واقعیات کشور مورد سؤال قرار گیرد ." ایشان با رهبری داهیانه خود خطر عدالت ستیزان صاحب قدرت وثروت را گوش زد کردند و از دانشجویان مطالبه عدالت را خواستار شدند:" مسابقهى رفاه میان مسئولان، بىاعتنائى به گسترش شکاف طبقاتى در ذهن و عمل برنامهریزان، ثروتهاى سر برآورده در دستانى که تا چندى پیش تهى بودند، هزینه کردن اموال عمومى در اقدامهاى بدون اولویت، و به طریق اولى در کارهاى صرفاً تشریفاتى، میدان دادن به عناصرى که زرنگى و پرروئى آنان همهى گلوگاه هاى اقتصادى را به روى آنان مىگشاید، و خلاصه پدیدهى بسیار خطرناک انبوه شدنِ ثروت در دست کسانى که آمادگى دارند آنرا هزینهى کسب قدرت سیاسى کنند. و البته با تکیه بر آن قدرت سیاسى اضعاف آنچه را که هزینه کردهاند گرد مىآورند. اینها و امثال آن نقطههاى استفهام برانگیزىست که هر جوان معتقد به عدل اسلامى ذهن و دل خود را به آن متوجه مىیابد و از کسانى که مظنون به چنین تخلفاتى شناخته مىشوند پاسخ مىطلبد. و همچنین در کنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضایى عملکرد قاطعانه براى ریشهکن کردن این فسادها را مطالبه مىکند. " و این حرکت مستقل عدالتخواه در جنبش دانشجویی با هدایت های حکیمانه امام خامنه ای اکنون توانسته است گفتمان انقلاب و عدالتخواهی را دوباره احیا کند. از این روست که اکنون دانشجویان در شرایط حاضر باید بیش از پیش به طرح مطالبات اساسی مستضعفین و استقرار عدالت در همه شئون بپردازد. چرا که مانند پیام هشت ماده ای رهبر معظم انقلاب رو به مسئولین، این پیام امام خامنه ای خطاب به دانشجویان نیز هم اکنون به روز است و تاریخ انقضاء آن نگذشته است. و هنوز هم پا برهنگان و مستضعفین این برپادارندگان واقعی انقلاب، در مظلومیت به سر می برند و ما باید "برای احقاق حقوق فقرا در تمام جوامع بشری تا آخرین قطره خون خود دفاع کنیم."(6) اگر امروز علی زمان، دانشگاهیان را مکلف می کند که مطالبه عدالت را در صدر مطالبات جنبش دانشجویی قرار دهند، بدان دلیل است که راه مولا علی علیه السلام زنده تر گشته و مخالفینش جرأت عرض اندام بخود ندهند. اکنون در پرتو عدالتخواهی جنبش دانشجویی، نباید گذاشت خواب به چشمان مفسدین زالو صفت بیاید، نباید گذاشت عده ای به نام ولایت ولایتمداران را حذف کنند، نباید گذاشت عدالت در میدان سیاست ذبح شود، نباید گذاشت شورای تمام شهر بشود شورای بالای شهر، نباید گذاشت سیمای انقلاب بشود سیمای اشراف، نباید گذاشت آقازاده ها با پول بیت المال در لندن خوش بگذارنند، نباید گذاشت بیش از این فرمان امام روی زمین بماند. امروز دانشجویان به عنوان افسران گوش به فرمان نائب الامام سید علی خامنه ای(روحی و ارواحنا له الفداه ) گفتمان عدالت را جهت ظهور حضرت ولی عصر(روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه) محقق و عملی خواهند ساخت. ”یک لحظه از درخواست و مطالبه عدالت کوتاهی نکنید ؛ این شان شماست .جوان و دانشجو و مومن شانش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه این فکر هم با همه وجود، خودم هستم و امروز بحمدالله نظام هست".(7) منابع: 1. بیانات مقام معظم رهبری 2. برگرفته از سخنان حضرت امیر در خطبه معروف به شقشقیه، نهج البلاغه. 3. برگرفته از سخنان حضرت امیر در خطبه 148، نهج البلاغه. 4. قسمتی از فرمایش حضرت امیر در خطبه 220 نهج البلاغه 5. بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اعضاى هیأت دولت، 5/6/1382 6. صحیفه ی نور، ج15، ص279 7. بیانات مقام معظم رهبری در دانشگاه شیراز 14/2/87 * بازتاب این مطلب در : رجانیوز ، جهان نیوز ، صراط نیوز ، شیرازنا ، شیرازه ، روایت ، عدالتخواهی ، مفید نیوز ، آفاق ، خدمت ، دی نیوز ، دزفول نیوز ، سیماب، عمارنامه،اخبارفارس ،این عمار پی نوشت: در این مدت مطالب زیادی به ذهن ناقصم آمد، اما شاید " خوشتر آن باشد که سرّ دلبران / گفته آید در حدیث دیگران". پس مطالب " خطر بی ترمز ها برای حزب الله!" ، "مصلحت، توهم مصلحت و کاسبی با مصلحت!" ، "طولانی در شب عزم انقلابی در روز را می شکند(اهالی رسانه حتما بخوانند)" ، " دانشجویان فقط به خط مبارزه با مفاسد نزنند" ، " خمینی زمان حکم جهاد داده است" ، "پای منبر" ، "از محافظهکاری تا پایداری بر اصول" را حتما بخوانید. حرف زیاد است، این ها قطره ای بودند. [ چهارشنبه 4/8/90 ] [ 11:11 عصر ] [ رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر ]
تشکل های دانشجویی مطالبه 100باره امام را پاسخ می گویند؟! دانشجویان و تشکل های دانشجویی، در جهت امر مهم و حیاتی عدالتخواهی هر روز یقه مسئولین را گرفته که فلان مطالبه و امر رهبری را چرا اجرا نمی کنید؟ چرا احمدی نژاد در انجام دستور ولی فقیه تعلل کرد؟ چرا طرح نظارت بر نمایندگان با وجود تاکیدات مکرر حضرت آقا را اینقدر دیر و ضعیف مصوب کردید؟ چرا سران سه قوه اینقدر در امر مبارزه با فساد اقتصادی مسامحه می کنند که حضرت آقا مجبور بشوند بگویند" اگر به توصیه چند سال قبل مبارزه با فساد عمل میشد، سوء استفاده چند هزار میلیاردی نمیشد"؟ و... اما بهتر است همین تشکل های دانشجویی با پسوندهای پرطمطراق و منتسب کننده خود به ولایت مانند بسیج، عدالتخواه و...کمی خود انتقادی کنند و حرکت خود را نیز با فرامین سیدناالقائد تطبیق دهند. کمی نیز هشدارها و تذکرات مکرر حضرت ایشان را نه فقط برای مسئولین بلکه برای خود نیز جدی بگیرند. اگر بواسطه اهمال برخی مسئولین در عمل به منویات حضرت آقا صدها مقاله و بیانیه منتشر می کنند، یکبار هم بخاطر عملکرد خود لباس سیاه بر تن کنند و مجلس ختم بگیرند. تکرارهای دردآور امام خامنه ای روحی له الفداه در موضوعات مختلف و کاهلی تشکل های دانشجویی، موجب شرمساری ما دانشجویان شده است. اما اکنون در یکی از این موضوعات، با گذشت حدود 10 سال از طرح ضرورت برگزاری کرسی های آزاداندیشی در دانشگاه ها و نظریه پردازی توسط رهبرحکیممان، عمل نکردن یا حداقل عملکرد ضعیف، سطحی و نمایشی توسط تشکل های دانشجویی موجب شد تا دوباره حضرت ایشان تذکر خود را با کنایه ای جدی تکرار کنند تا شاید کمی به خود بیاییم. چرا که آمارهای کمی و تعداد کرسی های برگزار شده هدف نیست، بلکه کیفیت و نتیجه و خروجی کرسی های آزاداندیشی مقصود است، که در این امر ضعف جدی وجود دارد که موجب گلایه و کنایه دردمندانه حضرت ایشان شد. ایشان سه روز پیش در دیدار با نخبگان علمی فرمودند: "فکر کنید، بگوئید، بنویسید، در مجامعِ خودتان منعکس کنید؛ آن کرسىهاى آزاداندیشى را که من صد بار - با کم و زیادش - تأکید کردم، راه بیندازید و اینها را هى آنجا بگوئید؛ این میشود یک فضا. وقتى یک فضاى گفتمانى به وجود آمد، همه در آن فضا فکر میکنند، همه در آن فضا جهت گیرى پیدا میکنند، همه در آن فضا کار میکنند؛ این همان چیزى است که شما میخواهید." این در حالیست که 2 سال پیش نیز ایشان با گلایه از دانشجویان مطالبه 10 ساله خود را تکرار کردند:" بنده گفتم کرسى آزادفکرى را در دانشگاهها به وجود بیاورید. خوب، شما جوانها چرا به وجود نیاوردید؟...چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد... شما تجربهى این پدر پیرتان را در این زمینه داشته باشید. آنى که کمک میکند به پیشرفت کشور، آزادى واقعىِ فکرهاست." قابل تامل و تسلیت است، اگر کمی بیانات ایشان را بازخوانی کنیم و ببینیم تشکل های دانشجویی مدعی ولایتمداری از چه زمانی این مطالبه را از ره بر شنیده اما عملی نکرده اند؟ مطرح شدن صریح و بی پیرایه کرسی های آزاداندیشی بر می گردد به بهمن ماه 81 ، روزی که انجمن اهل قلم خدمت حضرت آقا رسیده بودند. همان زمان حضرت ایشان از مظلومیت آزاداندیشی گفتند:" اگر بخواهیم در زمینه گسترش و توسعه واقعىِ فرهنگ و اندیشه و علم حقیقتاً کار کنیم، احتیاج داریم به اینکه از مواهب خدادادى و در درجه اوّل آزاداندیشى استفاده کنیم. آزاداندیشى در جامعه ما یک شعار مظلوم است. تا گفته مىشود آزاداندیشى، عدّهاى فورى خیال مىکنند که بناست همه بنیانهاى اصیل در هم شکسته شود، و آنها چون به آن بنیانها دلبستهاند، مىترسند. عدّهاى دیگر هم تلقّى مىکنند که با آزاداندیشى باید این بنیانها شکسته شود. هر دو گروه به آزاداندیشى - که شرطِ لازم براى رشد فرهنگ و علم است - ظلم مىکنند. ما به آزاداندیشى احتیاج داریم." در همین دیدار یعنی 9سال پیش بود ایشان حتی حد و مرزها، و خطوط دقیق آزاداندیشی را ترسیم کردند. حد و مرزهایی که حتی اکنون نیز آنچنان که باید به آن توجه جدی نشده است. ایشان فرمودند:" ما ادب استفاده از آزادى را هم باید یاد بگیریم و یاد بدهیم. این هم وظیفه جمهورى اسلامى است. عدّهاى به نام آزاداندیشى مرزهاى فضیلت و حقیقت را لگدکوب کردهاند و به نام آزاداندیشى و نوآورى، همه اصول مقدّس حقیقى را نادیده گرفته یا تحقیر و یا مسخره کردهاند. یک عدّه هم بهصورت عکسالعملى یا بهخاطر مسائل دیگرى که در ذهنشان بود، به پایههایى چسبیدند که باید بر روى آن پایهها نوآورى مىشد. نبایستى به آنچه که گفته شده، اکتفا کرد و متحجّر شد؛ یعنى تحجّر در مقابل مرز شکنى و افراط در مقابل تفریط. همچنان که بعضى در محیط سیاسى، فاصله بین هرج و مرج و دیکتاتورى را اصلاً قبول ندارند و معتقدند که در جامعه یا باید هرج و مرج باشد یا دیکتاتورى! کأنّهُ از این دو خارج نیست. در عرصه فرهنگى هم همینطور: یا باید هرج و مرج و کفرگویى و اهانت به همه مقدّسات و ارزشهاى مسلّم و مستدل شود و یا باید ذهنها بسته شود و تاکسى حرف تازهاى زد، فوراً همه او را هو کنند و علیه او جنجال نمایند! کأنّهُ هیچ حدّ وسطى بین این دو وجود ندارد. ما باید آن حدّ وسط، همان "امر بین الامرین" و تعادل را پیدا کنیم. البته این هم از راه گفتگوى محترمانه، عاقلانه، منصفانه و با استدلال، عملى است. این کار هم باید در حوزه و در زمینه مسائل حوزه، در زمینه فقه، فلسفه، کلام و دیگر علوم رایج حوزه انجام گیرد و هم در دانشگاه." به دنبال این بیانات بود که جمعی از دانشآموختگان و پژوهشگران حوزهی علمیه که در میان آنها نام حسن رحیم پور ازغدی، صادق لاریجانی، جواد محدثی، حمید پارسانیا و محمدتقی سبحانی نیز به چشم می خورد، دست به قلم شدند و نامه ای خطاب به مولایشان نوشتند و لبیک خود را فریاد زدند:" سخنان مکرر حضرتعالى و بهویژه بیانات ارزشمند شما در دیدار اعضای محترم انجمن قلم در تشویق به نهضت علمی و آزاداندیشی، یک فراخوان تاریخی است که اگر به درستی از سوی نخبگان و متصدیان فرهنگ کشور، درک و تعقیب گردد، نقطهی عطفی در حیات انقلاب بوده و اگر بیپاسخ بماند، علامت سؤال و تعجب بر رفتار همگان است." نویسندگان نامه با اشاره به سخنان امامشان آورده بودند:" حوزه و دانشگاه برای رشد، به فضائی دور از افراط و تفریط نیازمندند که در آن، از سوءظن و بدبینی و ضیق صدر و از کفرگوئی و بیادبی و حریمشکنی، خبری نباشد؛ فضائی باز و اسلامی که در آن نه به محض شنیدن فکر تازه، به یکدیگر تهمت و افترا بزنیم و نه تحت عنوان "نواندیشی"، مرزهای حقیقت و فضیلت را برچینیم و ترک اصول کنیم. در این فضاست که تفاوت "اصولگرائی" با "تحجر" و تفاوت "نواندیشی" با "بدعتگذاری" روشن خواهد شد. جامعهی دینی به "آزادی" بدون هرج و مرج و به "ارزشباوری" بدون قشریگری، نیاز مبرم دارد و برای مبارزه با افراط و تفریط، بهترین و شاید تنها راه حل، همانا تعریض و تضمین مسیر "تعادل" است." با فاصله 3 روز از انتشار این نامه که در آن خواستار راهنمایی از ره بر خود شده بودند، علمدار حکیم انقلاب اسلامی پاسخی مشروح، دقیق و عمیق برخواسته از حکمت الهی را منتشر کردند، تا مانیفستی شود برای هر حرکت آزاداندیشانه. حضرت آقا در نامه خود که نشان از اهمیت موضوع داشت، آورده بودند:" با همهی مضمون نامهی شما موافقم و از شما و همفکرانتان در حوزه و دانشگاه مىخواهم که این ایدهها را تا لحظهی عملىشدن و ثمر دادن، هرچند درازمدت، تعقیب کنید؛ نه مأیوس و نه شتابزده اما باید این راه را که راه شکوفائى و خلاقیت است به هر قیمت پیمود. این انقلاب باید بماند و برنامهی تاریخى و جهانى خویش را به بار نشاند و همین که این عزم و بیدارى و خودآگاهى در نسل دوم حوزه و دانشگاه نیز بیدار شده است، همین که این نسل از افراط و تفریط، رنج مىبرد و راه ترقى و تکامل را نه در "جمود و تحجر" و نه در "خودباختگى و تقلید"، بلکه در نشاط اجتهادى و تولید فکر علمى و دینى مىداند و مىخواهد که شجاعت نظریهپردازى و مناظره در ضمن وفادارى به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بیدار شود و اراده کرده است که سؤالات و شبهات را بىپاسخ نگذارد، خود، فینفسه یک پیروزى و دستاورد است و باید آن را گرامى داشت؛ و آنگاه که نخبگان ما نقطهی تعادل میان "هرج و مرج" و "دیکتاتورى" را شناسایى و تثبیت کنند، دوران جدید آغاز شده است." حضرت ایشان همان زمان با اشاره دقیق به آسیب ها و نگرش های غلط به آزاد اندیشی، با طرد جدی جمود و هرزه گویی، راه سوم و روشنی را نشان دادند:" من عمیقاً متأسفم که برخى میان مرداب "سکوت و جمود" با گرداب "هرزهگوئى و کفرگوئى"، طریق سومى نمىشناسند و گمان مىکنند که براى پرهیز از هریک از این دو، باید به دام دیگرى افتاد. حال آنکه انقلاب اسلامى آمد تا هم "فرهنگ خفقان و سر جنبانیدن و جمود" و هم "فرهنگ آزادى بىمهار و خودخواهانهی غربى" را نقد و اصلاح کند و فضائى بسازد که در آن، "آزادى بیان"، مقید به "منطق و اخلاق و حقوق معنوى و مادى دیگران" و نه به هیچچیز دیگرى، تبدیل به فرهنگ اجتماعى و حکومتى گردد و حریت و تعادل و عقلانیت و انصاف، سکهی رائج شود تا همهی اندیشهها در همهی حوزهها فعال و برانگیخته گردند و "زاد و ولد فرهنگى" که به تعبیر روایات پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت ایشان (علیهمالسّلام)، محصول "تضارب آراء و عقول" است، عادت ثانوى نخبگان و اندیشهوران گردد." ایشان با صراحت تولید علم، تمدن سازی حتی جامعه پردازی را بدون آزاد اندیشی ناممکن دانسته و تصریح کردند:" چنانچه در نامه خود توجه کردهاید، براى بیدار کردن عقل جمعى، چارهاى جز مشاوره و مناظره نیست و بدون فضاى انتقادى سالم و بدون آزادى بیان و گفتگوى آزاد با "حمایت حکومت اسلامى" و "هدایت علماء و صاحبنظران"، تولید علم و اندیشهی دینى و در نتیجه، تمدنسازى و جامعهپردازى، ناممکن یا بسیار مشکل خواهد بود. براى علاج بیمارىها و هتاکىها و مهار هرج و مرج فرهنگى نیز بهترین راه، همین است که آزادى بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام، حمایت و نهادینه شود." رَه بر انقلاب در همین پاسخ خود از مسئولین مربوطه خواستند تا در هرچه بهتر و سریع تر برگزار شدن کرسی های آزاد اندیشی اهتمام بورزند، اما تنها شاهد حرکات پراکنده و نه چندان رضایت بخش بودیم. این ها در حالی گذشت که حضرت آقا روحی له الفداه در انتهای همان نامه ذکر کرده بودند که :"امیدوارم که مراحل اجراء این ایده، دچار فرسایش ادارى نشده و تا پیش از بیست و پنجمین سالگرد انقلاب، نخستین ثمرات مهم آن آشکار شده باشد." اما با بی توجهی و شاید اقدامات نمایشی و فرورفتن در ورطه بروکراسی اداری این مطالبه جدی ولی امر بر زمین ماند، و شد آنچه که ایشان بعد از مناظره های انتخاباتی ضمن مثبت دانستن اصل مناظره فرمودند:" اگر این جور مناظرهها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، دیگر وقتى در هنگام انتخابات پیش آمد، حالت انفجارى پیدا نمیکند؛ همهى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنیده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اینها محسنات این مناظرات بود که خیلى خوب بود." در واقع التهاب های ناشی از مناظره های انتخاباتی از زمین ماندن مطالبه سال ها قبل رهبرانقلاب یعنی برگزاری کرسی های آزاداندیشی نشات می گرفت. امروز نیز با توجه به تاکیدات مجدد امام خامنه ای مبنی بر ضرورت راه اندازی کرسی های آزاداندیشی نه بصورت نمایشی و تصنعی، بلکه حرکتی فراگیر و عمیق در سراسر دانشگاه ها، می بایست تشکل های دانشجویی که فریاد ولایتمداری آنها گوش فلک را کَر کرده است، کمی به خود بیایند، و با خود انتقادی حرکات سطحی و نه چندان فراگیرخود، آزاداندیشی را نیز مانند عدالتخواهی تبدیل به گفتمان عمومی کشور بکنند. چرا که امروز دوای بسیاری از دردهای لاعلاج فرهنگی و سیاسی که برای درمان آن متوسل به هر مسکٌنی می شویم، چیزی جز "برگزاری کرسی های آزاداندیشی" نیست. بازتاب مطلب در : شیرازه،روایت، شیرازنا، عمارنامه [ دوشنبه 18/7/90 ] [ 12:12 صبح ] [ رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر ]
گاهی فرمواش می کنیم برای چه آرمان هایی انقلاب کردیم؟ اصلا رهبر انقلاب را هم امروز باید با پس زدن گرد و غبارهای آلوده سیاسی دید. و گرنه در این هوای آلوده امام هم باید اهل مدرنیته، اهل سازش و تجمل باشد تا بتواند رهبر انقلاب باشد. چراکه همنشینی با پابرهنگان و ساده زیستی وصله ناجوری شده که فقط برخی حاکمان آنها را فقط برای انتخابات می خواهند. آن چیزی که در عکس زیر بیشتر از هر چیزی نظرم را به خودش معطوف کرد، خوی علوی امام امت است. رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در برابر سیل عظیم مردم و مسلما رسانه های دنیا، با دمپایی پلاستیکی حاضر می شود، تا به دنیا بفهماند روح الله فرزند علی، زنده هست و حاضر نشد یک موی کوخ نشینان را با هزاران کاخ نشین معاوضه کند. و هیچگاه به فکر پرستیژ و کاریزمای رهبری نیست.
هیچگاه از خاطرم نمی رود، امسال که توفیق نصیبم شد دوباره در اردیبهشت با مردم استان فارس به دیدار امام خود بروم؛ وقتی وارد بیت رهبری و بطور خاص حسینیه امام خمینی(ره) شدیم، مانند آدم های ندید پدید مدام سر می چرخاندیم به چپ و راست، بالا و پایین. گویی سادگی بیت امام دل ها و عقل هایمان را ربوده بود، که اینچنین مست زُل زده بودیم به دَر دیوار بیت. اما نکته ای که موجب خنده شاید هم گریه ما شد، این بود که وقتی به سقف های بیت امام خامنه ای روحی له الفداه نگاه می کردی، می دیدی که در اثر باران حداقل در سه نقطه نم داده بود. و اصلا خبری از کاخ های مرسوم رهبران جهان نیست، و حتی شاید هم سقف بیت امام سید علی روحی له الفداه ایزوگام نبوده که اینچنین نم پس داده است. عجیب نیست چرا که امام خامنه ای نیز فرزند صالحی از تبار علی است. امام ثابت کرده است که در دنیای مدرنیته و قرن 21هم می توان بر روی موکت های ساده حسینیه نشست و ابهت پوشالی استکبار جهانی را به سُخره گرفت. ای کاش مسئولین مملکت کمی یادبگیرند و به خود بیایند! حضرت روح الله: " خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و روی آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد." بازتاب این مطلب در:شیرازنا، پایگاه خبری598، جوان آنلاین، البرز نیوز، عمارنامه ، آینده از آن حزب الله ، افسران [ جمعه 11/6/90 ] [ 4:56 عصر ] [ رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر ]
داشتم وبگردی می کردم، و در میان هیاهوها و سروصدای زیاد دنیا که حتی در شب های قدر هم اجازه فکر کردن نمی دهد، مطلبی دیدم که بدجوری به دلم نشست. گفتم شما هم در این روزهای مبارک بخوانید تا شاید...بین این همه سیاست زدگی ها و بی تقوایی های رسانه ها تنها چیزی که غریبه، آقاست: پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت اینجا را مرتب کنید تا من برگردم. پی نوشت: 1. یک روز است که ما همگی یتیم شده ایم. قصد تکرار ندارم، حتما اینجا(+) را بخوانید. 2. لیبی هم سقوط کرد و ما تنها منتظر یک مَردیم؛ "امام موسی صدر". دومینوی شکست کفار شتاب گرفته است؛ اللهم عجل لولیک الفرج بازتاب این مطلب در جهان نیوز [ سه شنبه 1/6/90 ] [ 4:20 عصر ] [ رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر ]
ظاهرا ولایت گریزی آقایان تمامی ندارد. قبلا هم در مطلبی مشروح گفته ام که ما دچار "انحرافی بزرگ در نقد جریان انحرافی" شده ایم. آقایان متظاهر دلسوز دین یک سوال؛ اصلا چه کسی از خاتون خبر داشت؟! بیشتر از این توضیح نمی دهم. که کلام امام خامنه ای روحی له الفداه خود گویای قضایاست: "اینها را بایستى هرچه ممکن است فرو کاست. اینجور چیزها را هرچه ممکن است باید کم کرد. مشتعل کردن این اختلاف نظرها مضر است. یک وقت هست که حالا که کسى یک حرف غلطى زد، ما بیائیم مثلاً صدجا این حرف غلط را تابلو کنیم، شعار کنیم که آقا، فلانى این حرف غلط را زد، تا همه بدانند. این است که اشتباه است، خطاست." [ جمعه 28/5/90 ] [ 4:30 عصر ] [ رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر ]
در این مدت که مطلبی ننوشتم اتفاقات زیادی افتاد که در این مختصر نگاهی کشکول وار به برخی از آنها می کنم. * در مورد پست قبلی "انحرافی بزرگ در نقد جریان انحرافی" باید این نکته را متذکر شوم، که این تحلیل به هیچ عنوان رد فرمایشات علامه مصباح نیست. با نگاه دقیق تر به متن مقاله مذکور و فرمایشات حضرت آقا؛ نوع مواجهه با جریان نفوذی در سطح عموم و در اتاق فکرها و محافل خصوصی روشن خواهد شد. * بعد از اینکه در چند پست قبلی مطلبی رمزدار با عنوان "افشاگری1/عکسی منتشر نشده از..." منتشر کردم، بازخوردهای فراوان و جالبی داشت. افراد زیادی حضورا، از طریق پیامک، و در وبلاگ با گذاشتن کامنت درخواست دریافت رمزعبور داشتند، عده ای هم با امتحان کردن اعداد رُند سعی در پیداکردن رمز را داشتند که یک نفر توانست پیدا کند، این خودش نوعی (ببخشیدا) فوضول سنج بود، که نشان داد دوستان و مردم ما چقدر کنجکاو هستند!!! اما از طرفی دیگر عده ای معلوم الحال که پس از این افشاگری گسترده منافع خودشان را در خطر دیدند، از طرق مختلف بنده حقیر را تهدید به انتشار عکس ها و فیلم هایی کردند. این افراد معلوم الحال پس از بی نتیجه ماندن تهدیدها، اکنون در سکوت کامل به سر می برند. * تمام دوستانی که وبلاگ داشتند، لینک شدند. اگر دوستانی از قلم افتاده اند، بفرمایند تا اضافه شوند. قسمت پیوندهای روزانه هم سایت هایی هستند که تقریبا هر روز به اکثر آنها سر می زنم. 40سایتی که معرفی کردم، لزوما به معنی تایید آنها نیست. ضمنا سایت های ضدانقلاب هم بودند، که از ترس اینکه با لینک کردن آنها فیلتر شوم، فعلا لینک نشده اند. * واقعا سید مرتضی راست می گفت:"در جمهوری اسلامی همه آزادند بجز حزب اللهی ها" هر چه بیشتر پیش میریم، بیشتر و بهتر منظور سید مرتضی را می فهمم، می بینم و درک می کنم. قصد ندارم موارد زیادی از مصداق های این واقعیت که در جمهوری اسلامی هست را بگویم. اما سر بسته قضیه ای که چند روز پیش برای خودمان اتفاق افتاد را بگویم، چرا که بدلیل مسائل امنیتی و همان آزادی برای همه بجز حزب اللهی ها، نمی شود تمام قضیه را گفت. تعدادی حزب اللهی، بدون هیچگونه انگیزه سیاسی و مالی تنها به دنبال عملی کردن دغدغه های امام خامنه ای روحی له الفداه می روند. "عدالت اجتماعی" همان چیزی که امام گفتند پایه ی مشروعیت نظام است، همان چیزی که در صدر مسائل اصلی کشور باید باشد؛ اما "سنگ ها را می بندند و سگ ها را رها می کنند". همین!!! اگر بعدا امکانش باشد قضیه را مشروح خواهم گفت؛ قضیه ای که اگر بجای چند تا بسیجی، چندتا جنبش سبزی بودند الان تمام دنیا با خبر بود، حتی اوباما پیام می داد، علی مطهری از محدود شدن آزادی بیان می گفت، یک خیابان در لندن به نام آنها می شد، شیرین عبادی حقوق بشر را دستمالی می کرد تا قیطریه را آتش بزند، صدها کمپین و موج وبلاگی تشکیل می شد، علی محمد دستغیب از گودونی و ضرب و شتم می گفت، هاشمی بعد از آزادیشان با آنها دیدار می کرد...اما "همه آزادند بجز حزب اللهی ها" *واقعی این شب ها نعمتی است، اصلا از دست ندهید.اگر مثل من خودتان نمی توانید حداقل از یکی از مراسمات در شهر مثل( +) حتما حتما استفاده کنید. از این به بعد سعی می کنم اما قول نمی دهم که از تکلف های بیجا و سخت گرفتن در وبلاگ نویسی پرهیز کنم. عکس های جالب زیادی در آرشیو دارم و سوژه های زیادی هست که سعی می کنم به مرور به آنها بپردازم. [ دوشنبه 17/5/90 ] [ 12:43 صبح ] [ رَبِّ:اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرٍفَقیر ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||